ملا امین استرآبادی و اخباری گری

اخباریین معتقدند که از ادله اربعه یعنی کتاب و سنت و اجماع و عقل، تنها سنت حجت است، و همچنین مدعی می شوند که همه احادیث و اخباری که در کتب اربعه شیعه یعنی " اصول کافی " و " من لا یحضره الفقیه " و " تهذیب " و " الاستبصار " آمده صحیح و معتبر بلکه قطعی الصدور است.
شیخ طوسی در کتاب " عدة الاصول " از گروهی از قدما به عنوان "مقلده " یاد می کند و از آن ها انتقاد می نماید. علت اینکه شیخ آنها را مقلده می خواند اینست که در اصول دین هم به اخبار و احادیث استدلال کرده اند.
به هر حال مکتب اخباریگری ضد مکتب اجتهاد و تقلید است. آن اهلیت و صلاحیت و تخصص فنی که مجتهدین قائلند او منکر است، تقلید غیر معصوم را حرام می داند.
به حکم این مکتب چون حجت و سند، منحصر به احادیث است و حق اجتهاد و اعمال نظر هم نیست، مردم موظفند مستقیما به متون مراجعه کنند و به آنها عمل نمایند و هیچ عالمی را به عنوان مجتهد و مرجع تقلید واسطه قرار ندهند.
ملا امین استرآبادی که مۆسس این مکتب است و شخصا مردی باهوش و مطالعه کرده و مسافرت رفته بود کتابی دارد به نام "الفوائد المدنیه". در این کتاب با سرسختی عجیبی به جنگ مجتهدین آمده است.
مخصوصا سعی دارد که حجیت عقل را منکر شود. مدعی است که عقل فقط در اموری که مبدأ حسی دارند یا قریب به محسوسات می باشند (مثل ریاضیات) حجت است. در غیر اینها حجت نیست.
از قضا این فکر تقریبا مقارن است با پیدایش مکتب تجربه گرایی در اروپا. اروپاییان در علوم، حجیت عقل را منکر شدند و این مرد در دین منکر شد.
حالا این فکر را این مرد از کجا آورد؟ آیا ابتکار خودش بود یا از کسی دیگر گرفته؟ معلوم نیست. آیة الله بروجردی ضمن انتقاد درباره این مکتب فرموده است: پیدایش این فکر در میان اخباریین اثر موج فلسفه حسی بود که در اروپا پیدا شد.[1]
محمدامین بن محمد شریف (د 1036ق/ 1627م)، از علمای نامدار امامى و بنیانگذار گرایش اخباریه است. از آغاز زندگى او اطلاعى در دست نیست، ولى مىدانیم كه مدتى از دورة جوانى خویش را در شیراز سپری كرده، نزد شاه تقىالدین محمد نسابه مدت 4 سال دانش اندوخته، و از علوم عقلى بهره گرفته است.
وی گویا سپس به نجف رفته، و از سیدمحمدعاملى كه از او به عنوان نخستین استاد خود در حدیث و رجال نام برده، به فراگیری علوم نقلى پرداخته است.
او در نجف از محضر شیح حسن صاحب معالم نیز استفادة علمى برده، و از او اجازهای نیز دریافت داشته است.[2]
از عبارتى كه در الفوائد امین استرابادی (ص 278) آمده، چنین برمىآید كه وی ظاهراً در نوبت دوم اقامتش در شیراز (از حدود سال 1010ق/1601م) به مكه رفت و مدتى در آنجا مقیم شد. سال ورود وی به مكه روشن نیست، ولى ظاهراً زودتر از 1014ق نبوده است، زیرا نسخهای از آثارش در همین سال در شیراز كتابت شده است.
آخرین استاد وی در فقه و حدیث و رجال، میرزا محمد استرابادی، عالم مقیم مكه بوده، و او در آنجا از اوایل سال 1015ق تا حدود 10 سال نزد وی دانش آموخته است.
وی شاگردان مشهوری داشته است. فیض كاشانى نیز در سفر مكه محضر امین استرابادی را درك كرده، و یك چند مصاحب وی بوده است.
امین استرابادی به گفتة علىخان مدنى در 1036ق درگذشت و پیكرش را در كنار مقابر عبدالمطلب و ابوطالب به خاك سپردند.
طریقهای كه امین استرابادی بنیان نهاد، در سنت فقهى - كلامى امامیان بىسابقه نبود و او خود نیز سعى داشت تا خویش را دنبالهرو شیوة كلینى و صدوقین از قدمای اصحاب حدیث امامیه قلمداد نماید؛ البته این ادعا از سوی مخالفان او پذیرفته نشده است.
بىتردید پیش از امین استرابادی فكر اخباریگری وجود داشت، اما این طریقه به گونهای كه امین استرابادی بنیان نهاد، مربوط به خود اوست.
امین استرابادی سعى داشت كه در محافل امامیه، اجتهاد اصولیان را به عنوان یك خطر مطرح سازد و مىخواست با رجوع به اخبار، مذهبسلف را احیا كند.
دربارة زمینههایظهور افكار امیناسترابادی، این نكته مسلم است كه فضای فكر دینى عصر صفوی و نقش عالمانى چون محقق كركى و روش اجتهادی ایشان در این باره مۆثر بوده است.
به هر حال، در سراسر كتاب الفوائد، برخورد انتقادی امین استرابادی با روش اجتهادی محقق كركى، و گاه به طور كلى اصولیان دیده مىشود.
پی نوشت ها :
[1] کتاب ده گفتار صفحه 105-103.
[2] کتاب روضات الجنات/ محمد باقر خوانساری
منابع:
کتاب ده گفتار
کتاب روضات الجنات
تهیه و فرآوری:؛احمد اولیایی ،گروه حوزه علمیه تبیان


