امام علی(علیه السلام) در بخشی از خطبه شقشقیّه به نتیجه نهایى شورای تعیین خلیفه پرداخته، مى فرماید: «این وضع ادامه یافت تا سوّمى بپاخاست در حالى که از خوردن فراوان دو پهلویش برآمده بود و همّى جز جمع آورى و خوردن بیت المال نداشت»
ویژگی های عثمان در کلام امام علی علیه السلام
دوران عثمان در کلام امام علی(علیه السلام) چگونه توصیف شده است؟
جواب: امام علی(علیه السلام) در بخشی از خطبه شقشقیّه به نتیجه نهایى شورای تعیین خلیفه پرداخته، مى فرماید: «این وضع ادامه یافت تا سوّمى بپاخاست در حالى که از خوردن فراوان دو پهلویش برآمده بود و همّى جز جمع آورى و خوردن بیت المال نداشت » (الى اَنْ قامَ ثالِثُ الْقَوْمِ نافِجاً(1) حِضْنَیْهِ(2)، بَیْنَ نَثیلِهِ(3) وَ مُعْتَلَفِهِ(4)).
تنها خودش نبود که در این وادى گام برمى داشت بلکه «بستگان پدرى اش (بنى امیّه) به همکارى او برخاستند و همچون شتر گرسنه اى که در بهار به علفزار بیفتد و با ولع عجیبى گیاهان را ببلعد به خوردن اموال خدا مشغول شدند» (وَ قامَ مَعَهُ بَنُو اَبیهِ یَخْضِمُونَ(5) مالَ اللهِ خِضْمَةَ الاِبِلِ نِبْتَةَ الرَّبیع).
تعبیر به «نِبْتَةَ الرَّبیع; گیاهان بهارى» به خاطر آن است که این گیاهان بسیار لطیف و براى حیوان خوش خوراک است و با حرص و ولع عجیب، آن را مى خورد.
جمله «یَخْضِمُونَ مالَ الله...» ـ با توجّه به معناى لغوى خضم ـ به خوبى نشان مى دهد که بنى امیّه براى غارت بیت المال با تمام وجودشان وارد صحنه شدند و تا آن جا که مى توانستند خوردند و بردند. به گفته «ابن ابى الحدید» خلیفه سوّم، بنى امیه را بر مردم مسلّط کرد و آنها را به فرماندارى ولایات اسلام منصوب نمود و اموال و اراضى بیت المال را به عنوان بخشش در اختیار آنان گذارد، از آن جمله سرزمینهایى از «آفریقا» در ایّام او فتح شد که خمس همه آنها را گرفت و به «مروان بن حکم» (دامادش) بخشید.
این نکته نیز حائز اهمیّت است که همان چیزى که عامل پیدایش خلافت عثمان شد عامل نابودى او گشت. افرادى مانند «سعد وقاص» و «عبدالرحمن بن عوف» و «طلحه» (بنابراین که طلحه در شورا حضور داشته) به خاطر رسیدن به مال و منال دنیا به او رأى دادند و او را بر سر کار آوردند و همین مسأله گسترش یافت و حکومت عثمان مقبولیّت خود را در افکار عمومى از دست داد و در نتیجه شورش مردم، سقوط کرد
مرحوم «علاّمه امینى» در کتاب نفیس «الغدیر» آمار عجیبى از بخشش هاى عثمان در دوران خلافتش ـ از منابع اهل سنّت گردآورى کرده که از مطالعه آن انسان وحشت مى کند. به عنوان نمونه به یکى از دامادهایش «حارث بن حکم» برادر «مروان» سیصد هزار درهم و به «مروان» پانصد هزار درهم و به «ابوسفیان» «دویست هزار» و به «طلحه» «سیصد و بیست و دو هزار» و به «زبیر» پانصد و نود و هشت هزار» درهم بخشید، تا آن جا که مرحوم «علاّمه امینى» جمع درهم هایى را که او از بیت المال بخشید بالغ بر «یکصد و بیست و شش میلیون و هفتصد و هفتاد هزار» درهم مى داند.
از آن عجیب تر ارقام دینارهایى است که به بستگان و نزدیکانش بخشید. به «مروان حکم» پانصد هزار دینار به «یعلى بن امیّه» پانصد هزار دینار و به «عبدالرحمن بن عوف» دو میلیون و پانصد و شصت هزار دینار و جمع این حاتم بخشیها را بالغ بر «چهار میلیون و سیصد و ده هزار دینار» مى داند.(6)
این جاست که معناى «یَخْضِمُونَ مالَ الله خِضْمَةَ الاِبِلِ نِبْتَةَ الرَّبیع» به خوبى روشن مى شود.
بدیهى است این وضع نمى توانست براى مدّت طولانى ادامه یابد و مسلمانان آگاه و حتّى ناآگاهان، چنین شرایطى را تحمّل نمى کردند و لذا طولى نکشید که شورشها بر ضدّ «عثمان» شروع شد و سرانجام به قتل او منتهى گشت و او را در برابر چشم مردم کشتند، بى آن که توده هاى مردم به یارى او برخیزند و این همان است که امام(علیه السلام) در پایان این فراز به آن اشاره کرده مى فرماید: «عاقبت بافته هاى او (براى استحکام خلافت) پنبه شد و کردارش، کارش را تباه کرد و ثروت اندوزى و شکم خوارگى به نابودیش منتهى شد » (اِلى اَنِ انْتَکَثَ(7) عَلَیْهِ فَتْلُهُ(8)، وَ اَجْهَزَ(9) عَلَیْهِ عَمَلُهُ، وَ کَبَتْ(10) بِهِ بِطْنَتُه(11)).
در واقع امام(علیه السلام) با سه جمله، وضع خلیفه سوّم و پایان عمر او را ترسیم کرده است:
در جمله اوّل مى فرماید: سوابقى را که براى خود، از نظر توده مردم فراهم آورده بود و گروهى او را به زهد و قدس مى شناختند از میان برد و حرکات دنیا پرستانه اعوان و یاران او، همه آن رشته ها را پنبه کرد.
مرحوم «علاّمه امینى» در کتاب نفیس «الغدیر» آمار عجیبى از بخششهاى عثمان در دوران خلافتش ـ از منابع اهل سنّت گردآورى کرده که از مطالعه آن انسان وحشت مى کند. به عنوان نمونه به یکى از دامادهایش «حارث بن حکم» برادر «مروان» سیصد هزار درهم و به «مروان» پانصد هزار درهم و به «ابوسفیان» «دویست هزار» و به «طلحه» «سیصد و بیست و دو هزار» و به «زبیر» پانصد و نود و هشت هزار» درهم بخشید، تا آن جا که مرحوم «علاّمه امینى» جمع درهمهایى را که او از بیت المال بخشید بالغ بر «یکصد و بیست و شش میلیون و هفتصد و هفتاد هزار» درهم مى داند
در جمله دوّم نشان مى دهد که: اعمال او زودتر از آنچه انتظار مى رفت ضربه کارى بر او وارد کرد و کار او را ساخت.
در جمله سوّم بیان مى کند که شکم خوارگى ها، بار او را سنگین کرد به گونه اى که نتوانست بر روى پا بماند و به صورت بر زمین افتاد، در واقع با این سه جمله درس عبرت مهمّى براى همه زمامداران و مدیران جامعه بیان شده است که اگر از موقعیّت خود سوء استفاده کرده و به دنیا اقبال کنند سوابق حسنه آنها از میان مى رود و افکار عمومى به سرعت بر ضدّ آنها بسیج مى شود و دنیاپرستى مایه سقوط سریع آنان مى گردد .
این نکته نیز حائز اهمیّت است که همان چیزى که عامل پیدایش خلافت عثمان شد عامل نابودى او گشت. افرادى مانند «سعد وقاص» و «عبدالرحمن بن عوف» و «طلحه»(بنابراین که طلحه در شورا حضور داشته) به خاطر رسیدن به مال و منال دنیا به او رأى دادند و او را بر سر کار آوردند و همین مسأله گسترش یافت و حکومت عثمان مقبولیّت خود را در افکار عمومى از دست داد و در نتیجه شورش مردم، سقوط کرد.
بعضى از شارحان نهج البلاغه جمله «اِنْتَکَثَ عَلَیْهِ فَتْلُهُ» را به معناى درهم ریختن تدابیرى دانسته اند که او براى تشکیل حکومتش به کار گرفته بود و ممکن است سپردن کارها به دست بستگانش، یکى از آن تدابیر براى محکم کارى بوده باشد ولى همین امر نتیجه معکوس داد و رشته ها را پنبه کرد و مردم را بر ضدّ او شوراند.
پی نوشت ها:
(1) . «نافجاً» از ماده «نفج» بر وزن «رفع» به معناى بالا آمدن و بالا آوردن است.
(2) . «حضْن» به معناى پهلو. «وَ نافِجاً حِضْنَیْهِ» به کسى گفته مى شود که پهلوهایش از تکبّر و یا از شکم خوارگى بر آمده باشد.
(3) . «نثیل» از ماده «نَثْل» (بر وزن نَسْل) در اصل به معناى خارج شدن چیزى از چیز دیگر و یا خارج کردن است و به مدفوع انسان و حیوانات اطلاق مى شود.
(4) . «مُعْتَلَف» از ماده «عَلَف» به معناى جایگاه علف است و مجموع این تعبیر و تعبیر قبل کنایه از کسى است که پیوسته در فکر جمع آورى مال و مصرف آن است و به تعبیر دیگر انباشتن و خالى کردن شکم است.
(5) . «خَضم» به معناى خوردن با تمام دهان است و نقطه مقابل آن «قضم» است که به معناى خوردن با نوک دندان هاى پیشین است بعضى نیز گفته اند خضم به معناى خوردن علف تازه است و قضم به معناى خوردن علفهاى خشک.
(6) . الغدیر، ج 8، ص 286.
(7) . «اِنْتَکَثَ» از ماده «نَکْث» (بر وزن عکس) به معناى شکستن و واتابیدن است و لذا به شکستن پیمان، نکث عهد گفته مى شود.
(8) . «فَتْل» به معناى پیچیدن و تابیدن است و مفتول و فتیله نیز از همین باب است.
(9) . «اَجْهَزَ» از ماده «اِجْهاز» هنگامى که در مورد مجروح به کار رود مفهومش این است که مرگ او را تسریع کنند و هر چه زودتر کار او را تمام نمایند.
(10) . «کَبَت» از ماده «کَبُو» (بر وزن کبک) به معناى سقوط کردن و یا افتادن به صورت است و در مواردى که دست و پاى حیوان مى پیچد و به رو مى افتد به کار مى رود.
(11) . «بطْنَتُه» از ماده «بطن» به معناى پُر کردن شکم از طعام و یا پرخورى است.
بخش نهج البلاغه تبیان
منبع: پیام امام علی (علیه السلام)، جلد1، ص 362.


