معارضین قرآن هرچه بیشتر تلاش مى‏نمودند، کمتر نتیجه مى‏گرفتند و به‏عجز خویش بیشتر آگاه مى‏شدند و عظمت قرآن را گسترده‏تر درک مى‏کردند.کلامى که خدائى بود و در توانائى بشر نبود تا به مانند آن را بیاورند و اعجاز بیانى‏آن، همه آن‌ها را شیفته خود نموده بود، لکن،

شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
مدعیانی که از قرآن شکست خوردند!
مدعیانی که از قرآن شکست خوردند! معارضین قرآن هر چه بیشتر تلاش مى‏نمودند، کمتر نتیجه مى‏گرفتند و به‏ عجز خویش بیشتر آگاه مى‏شدند و عظمت قرآن را گسترده‏تر درک مى‏کردند. کلامى که خدایى بود و در توانایى بشر نبود تا به مانند آن را بیاورند . همواره در طول تاریخ، بى‏خبران و معاندانى بوده‏اند که در برابر نور حق، مقاومت نموده و با تمام سرمایه‏هاى خویش که آن‌ها نیز، امانت الهى بوده است، در برابر خداى خویش به خود بالیده‏اند و در راه خاموش نمودن نور حق، قدم ‏برداشته‏اند. در میان این زشت‏سیرتان، کسانى هستند که در صدر اسلام، در هنگام طلوع ‏خورشید اسلام و ظهور کتاب آسمانى قرآن، آن مشعل هدایت، به صحنه نبرد با حق ‏پرداخته و در برابر قرآن ایستادگى نموده‏اند و چنین ادعا کردند: که قرآن مى‏تواند، همانند داشته باشد؛ زیرا قرآن، کتابى فوق العاده و خارق العاده و معجزه نیست، قرآن کلام الهى نیست، بلکه کلام بشرى است و آن‌ها هم مى‏توانند، همانند آن را بیاورند. از آن جمع نادان و بى‏خبر از خدا، عده‏اى قدم فراتر نهاده و خود را پیامبر آسمانى نیز معرفى کرده‏اند که تاریخ چهره این دروغگویان را براى نسلهاى بعد روشن ساخته است. اینان که به معارضه با قرآن پرداختند، کلامى آوردند که هیچ ‏تشابهى با قرآن نداشت و آن‌ها را بیش از پیش رسوا نمود. آن‌ها از معارضه با قرآن نه‏تنها سودى نبردند، بلکه چهره دروغین آن‌ها بیشتر آشکار گردید. اکنون به ذکر تعدادى از آن قوم گمراه پرداخته مى‏شود که البته هرکدام در فن‏ سخنورى، ماهر و سرآمد عرب در بلاغت بودند ولى در این میدان، شکست سختى ‏را متحمل نمودند. 1-مسیلمه کذاب: او از قبیله بنی حنیفه بود که در عهد پیامبر(صلی الله علیه وآله) به او ایمان آورد ولکن بعد از مدتی مرتد شد و خود ادعای نبوت نمود و در یمامه خروج بر پیامبر کرد و در مواردی به شدت به تکذیب پیامبر پرداخت. در مورد وی آمده که شراب را حل و وجوب نماز را لغو کرد.1 وی در سال دهم هجرت به پیامبر نامه ای نوشت که قسمتی از آن چنین است: «از مسیلمه پیامبر خدا به محمد پیامبر خدا. سلام بر تو، من در امور با تو شریک هستم و نصف زمین براى من و تو، و نصف دیگر آن براى قریش است ولکن قریش قومى تجاوزکار است».2 وقتى نامه او را، دو نفر از قبیله وى، به حضرت رسول صلى اللّه علیه و اله و سلم رساندند، حضرت پس از مطالعه فرمود: نظر شما دو نفر در مورد مسیلمه چیست؟ آن‌ها پاسخ‏دادند: ما او را تصدیق مى‏نمائیم. حضرت رسول فرمود: قسم به خدا اگر نبود که‏ پیامبران، چنین نمى‏کشتند، هر آینه شما را گردن مى‏زدم. او ساکن کوفه بوده و با هشام بن حکم مناظراتى داشته است و از چهار نفرى ‏است که از معارضین مشهور به حساب آمده و جریان معارضه و اظهار عجز و ناتوانى او گذشت. در مورد او آمده است که در اواخر عمر به محضر امام صادق علیه السّلام‏ آمد و از گذشته خویش توبه نمود سپس حضرت در پاسخ او چنین نگاشت: بسم اللّه الرحمن الرحیم. من محمد رسول اللّه الى مسیلمه الکذاب.» السلام على من اتبع الهدى امّا بعد فان الارض للّه یورثها من یشاء من‏عباده و العاقبة للمتقین. «بنام خداوند بخشنده مهربان. از محمد فرستاده خدا به سوى مسیلمه کذاب.» درود بر کسى که از هدایت و حق پیروى مى‏نماید. اما بعد، همانا زمین براى‏ خداست. به هر کس بخواهد از بندگان به ارث مى‏دهد و عاقبت و پایان براى ‏پرهیزگاران است. 3 از جمله بافته‏ها و مجعولات او در معارضه با قرآن چنین گزارش شده است: 1- الفیل و ما الفیل و ما ادراک ما الفیل، له ذنب و بیل و خرطوم طویل. 2- لقد انعم اللّه على الحبلى اخرج منها نسمة تسعى من بین صفاق ‏وحشى. 3- و المبذرات زرعا و الحاصدات حصدا و الذاریات قمحا و الطاحنات‏ طحنا و الخابزات خبزا و الثاردات ثردا و اللاقمات لقما. اهالّة و سمنا لقدفضلتم على اهل الوبر و ما سبقکم اهل المدر. 4 رافعى در مورد وى مى‏گوید: تمام کلام وى بى‏ارزش و سست است و قابل ‏تمسک نیست. کلامى پریشان و مبتذل و بى‏معنى است.5 کلام وى آن‏قدر سست‏ و ضعیف است و در مقایسه با قرآن آن‏قدر بى‏ارزش است که هر کس با زبان عربى ‏آشنا باشد و قرآن را مطالعه نماید، به ساختگى آن‌ها پى مى‏برد.پیامبر(صلی الله علیه و آله) پس از مطالعه نامه مسیلمه فرمود: نظر شما دو نفر در مورد مسیلمه چیست؟ آن‌ها پاسخ‏ دادند: ما او را تصدیق مى‏نمائیم. حضرت رسول فرمود: قسم به خدا اگر نبود که‏ پیامبران، چنین نمى‏کشتند، هر آینه شما را گردن مى‏زدم. 2-عبداللّه بن مقفع: او معروف به این مقفع فارسی است 6که ادیب در زبان عرب بوده و کتاب کلیله و دمنه را به زبانی بدیع به عربی برگردانیده است. در مورد او آمده است که او به همراه، ابن ابى العوجاء و ابو شاکر دیصانى و عبد الملک در موسم حج، در زمان ‏امام صادق علیه السّلام در حالى‏که به تمسخر قرآن پرداخته بودند، در مسجدالحرام توافق نمودند تا به معارضه قرآن بپردازند و مانند قرآن را بیاورند. از جمع آن‌ها، ابن ابى‏العوجاء، پیشنهاد نمود که هر کدام به اندازه یک ربع قرآن همانند قرآن را بیاورند و هنگامی که قرآن را نقض کردند، پیامبرى محمد باطل خواهد شد و با بطلان او، اسلام پایان خواهد یافت. آن‌ها توافق نمودند که تا سال بعد، هر کسى سهم خویش را آماده نماید و در همان مکان آنچه را آماده نموده‏اند، ارائه نمایند و پس از گذشت یک سال که دوباره گرد هم جمع شدند، هیچ‌کدام نتوانسته بودند، مأموریت خویش را انجام دهند و هر کدام شرح حال خویش را چنین گزارش مى‏نماید: ابن مقفع مى‏گوید: این قرآن از سنخ و جنس کلام بشر نیست و من از زمانى که از شما جدا شدم همواره در این عبارت به فکر فرو رفته‏ام و نمى‏توانم مانند آن را بیاورم و آن چنین است: وَ قِیلَ یٰا أَرْضُ اِبْلَعِی مٰاءَکِ وَ یٰا سَمٰاءُ أَقْلِعِی وَ غِیضَ اَلْمٰاءُ وَ قُضِیَ اَلْأَمْرُوَ اِسْتَوَتْ عَلَى اَلْجُودِیِّ وَ قِیلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ اَلظّٰالِمِینَ ‏« به زمین خطاب شد که فوراً آبت را فرو بر و به آسمان امر شد که باران را قطع کن و زمین آب را در خود فرو برد و حکم انجام شد و کشتى بر کوه جودی قرار گرفت و فرمان هلاکت ستمکاران در رسید .»7 3- عبداللّه ابو شاکر دیصانى: او ساکن کوفه بوده و با هشام بن حکم مناظراتى داشته است و از چهار نفرى ‏است که از معارضین مشهور به حساب آمده و جریان معارضه و اظهار عجز و ناتوانى او گذشت. در مورد او آمده است که در اواخر عمر به محضر امام صادق علیه السّلام‏ آمد و از گذشته خویش توبه نمود. 4-عبدالکریم ابن ابى عوجاء: ابن ابى العوجاء، شاگرد حسن بصرى بوده و با امام صادق علیه السّلام احتجاج‌هایى ‏داشته است و از چهار نفر معارضینى است که سرگذشت آن‌ها گذشت. او احمد بن حسین بن حسن بن عبد الحمد کندرى است. ادیب فن عربیت‏ بوده و به معارضه قرآن پرداخته و آن‏چنان‏که نقل شده معارضه او چنین است:و النجم السیّار و الفلک الدوّار و اللیل و النهار ان الکافر لفى اخطار. أمض على‏سنتک و أقف اثر من قبلک من المرسلین فان اللّه قامع بک زیع من ألحد فى دینه‏و ضلّ عن سبیله 5-سجاح بنت حارث تمیمیه: او دختر حارث بن سوید تمیمى بود که مدعى نزول وحى بود و به سوى ‏مسیلمه کذاب روى آورد و با او ازدواج نمود و از جملات معارضه‏گونه او چنین ‏است: «انّ اللّه خلق النساء افراجا و جعل الرجال لهنّ ازواجا فتولج فیهنّ قعسا ایلاجا ثمّ نخرجها إذا نشاء اخراجا فینتجن لنا سخالا انتاجا» 8 6-ابو العلاء معرى: او احمد بن عبداللّه بن سلیمان، شاعر و لغت‏دان و استاد فن صنایع بوده‏است. به معارضه قرآن پرداخته است و نقل شده که معارضه او چنین بوده: «أقسم بخالق الخیل و الریح الهابّه بلیل، ما بین الاشراط و مطالع سهیل، ان‏الکافر لطویل الویل و ان العمر لمکفوف الذیل، تعدّ اتّق مدارج السیل و طالع التوبةمن قبیل تنج و ما اخالک بناج .» 9 7-ابو الطیّب متنبىّ: او احمد بن حسین بن حسن بن عبد الحمد کندرى است. ادیب فن عربیت‏ بوده و به معارضه قرآن پرداخته و آن‏چنان‏ که نقل شده معارضه او چنین است: «و النجم السیّار و الفلک الدوّار و اللیل و النهار ان الکافر لفى اخطار. أمض على‏سنتک و أقف اثر من قبلک من المرسلین فان اللّه قامع بک زیع من ألحد فى دینه‏و ضلّ عن سبیله.» 10 معارضین قرآن هر چه بیشتر تلاش مى‏نمودند، کمتر نتیجه مى‏گرفتند و به ‏عجز خویش بیشتر آگاه مى‏شدند و عظمت قرآن را گسترده‏تر درک مى‏کردند. کلامى که خدائى بود و در توانائى بشر نبود تا به مانند آن را بیاورند و اعجاز بیانى‏آن، همه آن‌ها را شیفته خود نموده بود، لکن، غالبا روح لجاجت آن‌ها مانع از ایمانشان ‏مى‏شد. پی‌نوشت‌ها: 1. تاریخ الطبری، ج 2/499 2. سیره ابن هشام، 4/247 3. سیره ابن هشام، 6/247 4. سیره ابن هشام، 4/247 و اعجاز القران رافعی، ص 175. 5. اعجاز القران رافعی، ص 157. 6. احتجاج طبرسی، 2/142 و بحارالانوار، 89/16. 7. هود/44. 8. تاریخ الطبری، 2/499. 9. لغت‌نامه دهخدا، ذیل کلمه ابوالعلاء، ص 635. 10. لغت‌نامه دهخدا، ذیل کلمه ابوالطیب، ص 566. فرآوری : زهرا اجلال بخش قرآن تبیان منبع: اعجاز قرآن در نظر اهل بیت عصمت علیهم و السلام و بیست نفر از علمای بزرگ اسلام ، رضا مۆدب

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها