گذشته از شرط عدالت شرایط و تکالیف دیگری نیز متوجه مرد است ... مردی حق دارد آهنگ چند همسری کند که امکانات مالی او به اجازه این کار را بدهد .... امکانات جسمی و غریزی نیز به نوبه خود شرط و واجب دیگری است.

چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۰:۰۰
 تعدد زوجات، آری یا نه؟
تعدد زوجات، آری یا نه؟ (بخش دوم) در بخش نخست این مطلب ریشه های تاریخی مسأله تعدد زوجات مورد بررسی قرار گرفته و این حقیقت به اثبات رسید که تعدد زوجات اساساً ابتکار و ابداع اسلام نیست. بلکه در طول تاریخ این مساله بشکل گسترده و در عین حال تبعیض آمیز و ظالمانه ای وجود داشته. اسلام با طرح قیود و شرایط خاص این مساله را تحدید نمود و زنان را از استیلای مردان خارج نموده منافع و مطالبات زنان را بطور جدی مورد توجه قرار داده در این بخش ادامه بحث را پی می گیریم. بررسی دلایل مجوز تعدد زوجات "برای اثبات این مدعا دو مقدمه باید روشن شود: یکی اینکه ثابت شود طبق آمار قطعی و مسلم، عده زنان آماده ازدواج بر عده مردان آماده ازدواج فزونی دارد. دیگر اینکه اگر چنین چیزی وجود پیدا کند، از جنبه حقوق بشری و انسانی موجب حقی می شود برای زنان محروم برعهده مردان و زنان متأهل." (نظام حقوق زن در اسلام، صفحه 372) علل فزونی عدد زنان آماده به ازدواج از مردان "علت این امر واضح است تلفات جنس مرد از تلفات جنس زن بیشتر است. این تلفات معمولاً در سنینی واقع می شود که مرد باید سرپرست خانواده ای باشد اگر اندکی به مرگ هایی که در اثر حوادث پیش می آید توجه کنیم از جنگل ها – غرق شدن ها – سقوط ها. زیر آوار ماندن ها – تصادف ها و غیر اینها خواهیم دید همه این حوادث و تلفات متوجه جنس مرد است." (همان، صفحه 375) "چیز دیگری که سبب می شود تلفات جنس مرد از تلفات جنس زن بیشتر باشد موضوعی است که اخیراً در پرتو پیشرفت علوم کشف شده است و آن اینکه مقاومت مرد در برابر بیماری ها از مقاومت زن کمتر است. و در نتیجه تلفات مرد به واسطه بیماری ها از تلفات زن بیشتر است." (همان، صفحه 377) حق زن و وظیفه مرد "فزونی عدد زن آماده ازدواج برعدد مرد آماده ازدواج برای طبقه زن تولید "حق" می کند و برای مردان و زنان متأهل ایجاد وظیفه." (همان، صفحه 379) "حق تأهل از طبیعی ترین و اصیل ترین حقوق بشری است." .... "این حق مخصوصاً از ناحیه زن بیشتر اهمیت دارد، زیرا زن بیش از مرد به داشتن کانون خانوادگی نیازمند است. ازدواج برای مرد از جنبه مادی اهمیت دارد و برای زن از جنبه های معنوی و عاطفی." (همان، صفحه 379) مسلماً ظرفیت روحی آدمی آنقدر محدود نیست که نتواند دو علاقه را در خود جای دهد. پدری صاحب ده فرزند می شود و هر ده نفر را تا حد پرستش دوست می دارد برای همه آنها فداکاری می کند. یک چیز مسلم است و آن اینکه عشق و احساسات هرگز در صورت تعدد آنقدر اوج نمی گیرد که در وحدت می گیرد. اوج اعلای عشق و احساسات با تعدد سازگار نیست همچنانکه با عقل و منطق نیز سازگار نیست "اکنون پس از اثبات دو مقدمه بالا: 1- فزونی نسبی عدد زنان برعدد مردان. 2- حق تأهل یک حق طبیعی بشری است. .... برعهده زنان روشن بین مسلمان است که شخصیت واقعی خود را بازیابند و به نام حمایت از حقوق حقه زن به نام حمایت از اخلاق – به نام حمایت از نسل بشر - ... به کمیسیون حقوق بشر در سازمان ملل پیشنهاد کنند که تعدد زوجات را در همان شرایطی که اسلام گفته بعنوان حقی از حقوق بشر به رسمیت بشناسد و از این راه بزرگ ترین خدمت را به جنس زن و به اخلاق بنمایند." (همان، صفحه 380) آیا طبیعت مرد چند همسری است؟ "زیست شناسی و روان شناسی مرد و زن متفاوت است و خلقت از این تفاوت هدف داشته است و به همین جهت نباید تساوی حقوق انسانی زن و مرد را بهانه برای تشابه و یکنواختی حقوق آنها قرار داد. از نظر روحیه تک همسری نیز قطعاً زن و مرد روحیه های متفاوتی دارند زن طبعاً تک شوهر است. چند شوهری برضد روحیه اوست. نوع تمنیات زن از شوهر با چند شوهری سازگار نیست. اما مرد طبعاً تک همسر نیست. به این معنی که چند زنی بر ضد روحیه او نیست. چند زنی با نوع تمنیاتی که مرد از وجود زن دارد ناسازگار نیست. اما ما با آن عقیده که روحیه مرد با تک همسری ناسازگاری است مخالفیم. ما منکر این نظر هستیم که می گوید: علاقه مرد به تنوع "اصلاح ناپذیر" است. ما با این عقیده مخالفیم که وفاداری برای مرد غیر ممکن است و یک زن برای یک مرد آفریده شده و یک مرد برای همه ی زنها." (همان، صفحه 389) "به عقیده ما عوامل خیانت را محیط های اجتماعی در مرد بوجود می آورد نه خلقت و طبیعت. مسئول خیانت مرد خلقت نیست، محیط اجتماعی است. عوامل خیانت را محیطی بوجود می آورد که از یک طرف زن را تشویق می کند تمام فنون اغوا و انحراف را برای مرد بیگانه بکار ببرد. ... از طرف دیگر به بهانه اینکه یگانه صورت قانونی ازدواج تک همسری است صدها هزار بلکه میلیونها زن آماده و نیازمند به ازدواج را از حق زناشویی محروم می کند و آنها را برای اغواء مرد روانه اجتماع می سازد." (همان، صفحه 390) آیا مسئله واقعی این بوده که تک همسری بهتر است یا چند همسری؟ "مسئله ای که از لحاظ چند همسری برای بشر مطرح بوده و هست چیست؟ مسئله این نیست که آیا تک همسری بهتر است یا چند همسری؟ در اینکه تک همسری بهتر است تردیدی نیست. تک همسری یعنی اختصاص خانوادگی یعنی اینکه جسم و روح هر یک از زوجین از آن یکدیگر باشد. بدیهی است که روح زندگی زناشویی که وحدت و یگانگی است در زوجیت اختصاصی بهتر و کاملتر پیدا می شود." (همان، صفحه 39) "مسئله ای که از این لحاظ برای بشر مطرح است این است که ضرورت های اجتماعی مخصوصاً فزونی نسبی عده زنان نیازمند به ازدواج بر مردان نیازمند تک همسری مطلق عملاً در خطر افتاده است. تک همسری مطلق که شامل تمام خانواده ها بشود افسانه ای بیش نیست. یکی از دو راه در پیش است. یا رسمیت یافتن تعدد زوجات و یا رواج معشوقه بازی. به عبارت دیگر یا چند همسر شدن معدودی از مردان متأهل – که حتماً از ده درصد تجاوز نخواهد کرد – و سروسامان یافتن و خانه و زندگی پیدا کردن زنان بی شوهر، و یا باز گذاشتن راه معشوقه بازی. و چون در صورت دوم هر معشوقه ای می تواند با چندین مرد ارتباط داشته باشد اکثریت قریب به اتفاق مردان متأهل عملاً چند همسر خواهند بود." (همان، صفحه 392) اجتماع برای نجات تک همسری واقعی چه باید بکند؟ "نظر به اینکه تعدد زوجات ناشی از یک شکل اجتماعی است نه طبیعت ذاتی مرد، بدیهی است که اگر در اجتماعی مشکل فزونی نسبی عدد زنان نیازمند برمردان نیازمند وجود نداشته باشد، تعدد زوجات از میان خواهد رفت و یا بسیار کم خواهد شد. اگر بخواهیم در چنین شرایطی تعدد زوجات مطلقاً منسوخ گردد، منع قانونی تعدد زوجات نه کافی است و نه صحیح. برای این منظور چند چیز دیگر لازم است. اول عدالت اجتماعی و کار و درآمد کافی برای هر مرد نیازمند به ازدواج دوم. آزادی اراده و اختیار همسر برای زن که از طرف پدر یا برادر یا شخص دیگر اجباراً به عقد یک مرد زن دار پول دار در آورده نشود. ... سوم اینکه عوامل تحریک و تهییج و اغوا و خانه خراب کن اینقدر زیاد نباشد." (همان، صفحه 394) اشکالات و معایب چند همسری " از نظر روحی: روابط زناشویی منحصر به امور مادی و جسمانی، یعنی تماس های بدنی و حمایت های مالی نیست. اگر منحصر به این امور بود تعدد زوجات قابل توجیه بود، زیرا امور مادی و جسمانی را می توان میان افراد متعدد قسمت کرد و به هر کدام سهمی دارد در روابط زناشویی آنچه عمده و اساس است امور روحی و معنوی است، عشق و عاطفه و احساسات است.... عشق و پرستش یک شناس است شریک و رقیب نمی پذیرد. ... در این میان قدری اغراق وجود دارد، اینکه گفته می شود احساسات قابل تقسیم نیست، یک تخیل شاعرانه بلکه یک مغالطه است، ... مسلماً ظرفیت روحی آدمی آنقدر محدود نیست که نتواند دو علاقه را در خود جای دهد. پدری صاحب ده فرزند می شود و هر ده نفر را تا حد پرستش دوست می دارد برای همه آنها فداکاری می کند. یک چیز مسلم است و آن اینکه عشق و احساسات هرگز در صورت تعدد آنقدر اوج نمی گیرد که در وحدت می گیرد. اوج اعلای عشق و احساسات با تعدد سازگار نیست همچنانکه با عقل و منطق نیز سازگار نیست." (همان، صفحه 403) عوامل خیانت را محیط های اجتماعی در مرد بوجود می آورد نه خلقت و طبیعت. مسئول خیانت مرد خلقت نیست، محیط اجتماعی است. عوامل خیانت را محیطی بوجود می آورد که از یک طرف زن را تشویق می کند تمام فنون اغوا و انحراف را برای مرد بیگانه بکار ببرد از نظر تربیتی "چند همسری زنان را به قیام و اقدام علیه یکدیگر واحیاناً شوهر وامی دارد و محیط زناشویی را به میدان جنگ و جدال و کانون کینه و انتقام تبدیل می کند. دشمنی و عداوت و رقابت میان مادران به فرزندان آنها نیز سرایت می کند، دو دستگی ها و چند دستگی ها بوجود می آید، محیط خانوادگی که اولین مدرسه و پرورشگاه روحی کودکان است و باید الهام بخش نیکی و مهربانی باشد درس آموز نفاق و نامردی می گردد. در اینکه تعدد زوجات زمینه همه این آثار ناگوار تربیتی است شکی نیست." (همان، صفحه 404) "اما این نکته را نباید فراموش کرد و آن اینکه باید دید چقدر از این آثار ناشی از طبیعت تعدد زوجات است و چه قدر از آنها ناشی از ژستی است که مرد و زن دوم می گیرند. به عقیده ما هم این ناراحتی ها معلول طبیعت تعدد زوجات نیست بیشتر معلول طرز اجراء آن است ." (همان، صفحه 404) از نظر اخلاقی "می گویند – اجازه تعدد زوجات اجازه "شره" و شهوت است. اخلاق ایجاب می کند که انسان شهوات خود را به حداقل ممکن تقلیل می دهد زیرا مقتضای طبیعت آدمی این است که هر اندازه جلو شهوت را باز گذارد رغبت و تمایلش فزونی می گیرد و آتش شهوتش مشتعله می گیرد. این ایراد را از دو نظر باید مورد بررسی قرار داد... از نظر اول باید بگوییم متأسفانه این یک تلقین غلط است که اخلاق مسیحی که به پایه ریاضت است ... القاء کرده است. از نظر اسلام چنین نیست که هر چه از شهوات تقلیل شود با اخلاق سازگارتر است. از نظر اسلام اخلاق با افراط در شهوت رانی ناسازگار است." (همان، صفحه 407) "اما از نظر دوم "طبیعت آدمی هر اندازه ارضا شود بیشتر طغیان می کند و هر اندازه مخالف شود بهتر آرام می گیرد" که امروز توسط پیروان فروید نقص شده است. فرویدیست ها می گویند: "طبیعت براثر ارضا و اقناع آرام می گیرد و در اثر امساک فزونی می گیرد و طغیان می کند." (همان، صفحه 408) از نظر حقوقی "به موجب عقد ازدواج هر یک از زوجین به دیگری تعلق می گیرد و از آن او می شود از اینرو در تعدد زوجات آنکه ذی حق شماره اول است زن سابق است.... بنابراین زن دوم و سوم و چهارم گرفتن درست مثل این است که شخصی یک بار مال خود را به شخص دیگر بفروشد و همان مال فروخته شده را برای نوبت دوم و سوم و چهارم به افراد دیگر بفروشد صحت چنین معامله ای بستگی دارد به رضایت مالک اول و دوم و سوم و اگر عملاً شخص فروشنده مال مورد نظر را در اختیار افراد بعدی قرار دهد قطعاً مستحق مجازات است." (همان، صفحه 409) "کسانی که مدعی هستند حق و عدالت ایجاب می کند که تعدد زوجات با اجازه همسر پیشین باشد فقط از زاویه تفنن و تنوع طلبی مرد مطلب را نگریسته اند و ضرورت های فردی و اجتماعی را از یاد برده اند اساساً اگر ضرورت فردی یا اجتماعی در کار نباشد تعدد زوجات حتی با اجازه زن پیشین نیز قابل قبول نیست ." (همان، صفحه 411) از نظر فلسفی "قانون تعدد زوجات با اصل فلسفی تساوی حقوق زن و مرد که ناشی از تساوی آنها در انسانیت است منافات دارد. ... باید هر دو مجاز باشند که دارای چند همسری باشند یا هیچکدام مجاز نباشند." (همان، صفحه 411) "این ایراد سخیف ترین ایرادی است که به تعدد زوجات گرفته شده است... خیال کرده اند تنها موضوعی که در میان است هوس است – آنگاه گفته اند چرا به هوس مرد توجه شده و به هوس زن توجه نشده است." (همان، صفحه 411) "اگر مبنای فلسفه در تعدد زوجات .... تحقیر و بی اعتنایی به حقوق زن بود و اسلام میان زن و مرد از لحاظ انسانیت و حقوق ناشی از انسانیت تفاوت قائل بود همه جا یک جور نظر می داد، زیرا این فلسفه همه جا یک جور حکم می کند، یک جا نمی گفت یک زن نصف یک مرد ارث ببرد جای دیگر نمی گفت یک زن با یک مرد برابر ارث ببرد و در جای دیگر نمی گفت یک مرد تا چهار زن بگیرد و هم چنین در باب شهادت در هر مورد به نحوی حکم نمی کرد از اینها بخوبی می توان فهمید که اسلام فلسفه های دیگری در نظر گرفته است." (همان، صفحه 412) اصلاح دیگری که اسلام در تعدد زوجات به عمل آورد این بود که عدالت را شرط کرد و اجازه نداد به هیچ وجه تبعیضی میان زنان یا میان فرزندان آنها صورت بگیرد. قرآن کریم در کمال صراحت فرمود "فَاِن خِفتُم اَن لاتَعدِلُوا فَواحِدَة" اگر بیم دارید که عدالت نکنید یعنی اگر به خود اطمینان ندارید که با عدالت رفتار کنید پس به یکی اکتفا کنید نقش اسلام در چند همسری "اسلام رسم تعدد زوجات (که قرنها پیش از اسلام در جهان وجود داشت) را اصلاح کرد." (همان، صفحه 413) محدودیت "اول اصلاحی که در تعدد زوجات به عمل آورد این بود که آن را محدود کرد قبل از اسلام تعدد زوجات نامحدود بود یک نفر به تنهایی می توانست صدها زن داشته باشد ... ولی اسلام حداکثر برای آن معین کرد به یک نفر اجازه نداد بیش از چهار زن داشته باشد." (همان، صفحه 413) عدالت "اصلاح دیگری که اسلام در تعدد زوجات به عمل آورد این بود که عدالت را شرط کرد و اجازه نداد به هیچ وجه تبعیضی میان زنان یا میان فرزندان آنها صورت بگیرد. قرآن کریم در کمال صراحت فرمود "فَاِن خِفتُم اَن لاتَعدِلُوا فَواحِدَة" اگر بیم دارید که عدالت نکنید یعنی اگر به خود اطمینان ندارید که با عدالت رفتار کنید پس به یکی اکتفا کنید." (همان، صفحه 414) "انصاف باید داد که افرادی که شرایط اسلامی را در تعدد زوجات کاملاً رعایت کنند بسیار کم اند در فقه اسلامی می گویند"اگر بیم داری که استعمال آب برای بدنت زیان دارد وضو نگیر" – "اگر بیم داری که روزه برایت زیان دارد روزه نگیر" این دو دستور در فقه اسلامی رسیده است. شما افراد بسیاری را می بینید که می پرسند – می ترسم آب برایم زیان داشته باشد وضو بگیرم یا نگیرم؟ می ترسم روزه برایم ضرر داشته باشد روزه بگیرم یا نگیرم؟ البته این پرسش ها پرسش های درستی است. چنین اشخاصی نباید وضو بسازند و نباید روزه بگیرند." (همان، صفحه 419) ولی نص قرآن کریم است که "اگر بیم دارید که نتوانید میان زنان خود به عدالت رفتار کنید یک زن بیشتر نگیرید" با این حال آیا شما در عمر از یک نفر شنیده اید که بگوید می خواهم زن دوم بگیرم اما بیم دارم که رعایت عدالت و مساوات میان آنها نکنم بگیرم یا نگیرم؟ .... مردم ما با علم و تصمیم اینکه به عدالت رفتار نکنند زنان متعدد می گیرند و این کار را بنام اسلام و زیر سرپوش اسلامی انجام می دهند اینها هستند که با عمل ناهنجار خود اسلام را بدنام می کنند." (همان، صفحه 420) شرایط و امکانات دیگر "گذشته از شرط عدالت شرایط و تکالیف دیگری نیز متوجه مرد است ... مردی حق دارد آهنگ چند همسری کند که امکانات مالی او به اجازه این کار را بدهد .... امکانات جسمی و غریزی نیز به نوبه خود شرط و واجب دیگری است." (همان، صفحه 421) سید صالح زاهدی بخش دین تبیان

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها