ماهواره و جماعتی از مخاطبان بلاتکلیف
این روزها تقریبا در اغلب مکانهای این شهر، در محافل و مجالس مختلف، سخن از ماهواره و برنامه های رنگارنگ آن در میان است. حتی با وجود طرح گسترده جمع اوری ماهواره ها، به نظر می رسد بر تعداد مخاطبان این وسیله ارتباطی، افزوده شده است.
در مکانهای عمومی اعمم از آرایشگاه، مطب دکتر،فروشگاه و رستوران، گفتگوهایی حول موضوعات و سریالهای ماهواره ای به گوش می خورد. چندی پیش از دختر بچه ای شنیدم که میگفت: شرم دارم از این که بگویم ماهواره نداریم.
او میگفت وقتی بچهها از برنامه شب قبل با هم حرف میزنند، من سکوت میکنم تا کسی نداند ما در خانه ماهواره نداریم.
میترسد به او عبارت عقب مانده یا متحجر را نسبت دهند یا اینکه مسخرهاش کنند، اما وقتی یادش میآید که نیروی انتظامی وارد پشتبام بیشتر همسایهها شده و ماهوارههایشان را جمع کرده، و خانه آنها از این اتفاق ایمن بوده است، کمی دلگرم میشود. آخر پدر و مادر او نگرش خوبی نسبت به ماهواره ندارند و آن را گمراهکننده و مایه تباهی فکرمیدانند، اما او هنوز کوچکتر از آن است که بتواند مصلحت اندیشی بزرگترهایش را درک کند.
دیگری جوانی است که او هم دوست دارد در خانه ماهواره داشته باشد و مثل رفقایش به تماشای برنامه های متعدد و متنوعی بنشیند که ساعات خوشی را برایش رقم زنند اما او هم والدینی دارد که ماهواره را همچون دشمنی خانمان سوز قلمداد می کنند و آنرا مایه ی گمراهی فرزندانشان می دانند. اما او مطمئن است از این که آنقدر بزرگ شده تا تحت تاثیر برنامههای ماهواره قرار نگیرد. مادر اینها را قبول ندارد و نگران و هراسان از ورود این وسیله به خانه است.
احتمالا در میان مخاطبان این نوشتار، عده ای هستند که جملات بالا، توصیفی از ان چیزی است که به آن دچار هستند، اما به نظر می رسد که این افراد چندان زیاد نیستند.
فقط کافی است در یک سفر هوایی، از فاصله ای که می توان نگاهی گذرا به خانههای لانهزنبوری شهرمان کرد، مشاهده کنید تا متوجه شوید که ماهواره چه جایگاهی در جامعه پیدا کرده است. شاید دیدن بشقاب ماهواره بر پشتبام حلبیآبادها و تلاش کوچنشینان برای تنظیم کانالهای ماهواره آن هم درون سیاهچادر علمشده بر دشت، خندهدار باشد، اما اینها واقعیتهایی است که داشتن تفکری ژرفتر در این باره را میطلبد. سال 1373 بود که مجلس قانونی را تصویب کرد که بیان میداشت استفاده و نگهداری از تجهیزات ماهوارهای جرم است و تمام بشقابها باید جمع شود. این که در روزهای جمعآوری ماهوارهها چه اتفاقاتی رخ داد را بیشتر مردم به خاطر دارند، اما پرسشی مهم وجود دارد که هنوز کسی بدرستی پاسخ آن را نداده است؛ این که ماهواره یک فناوری مدرن است کسی شک ندارد. این نیز که امروز عصر ارتباطات است، هرگز مورد تردید نیست، ولی با وجود این هستند کسانی که ورود فناوری به حریم خانواده را برنمیتابند؛(1)
بمباران اطلاعاتی که از جمله پیامدهای منفی ماهوارههاست، جهان سومیها را با مشکل مواجه میکند، چون کشورهای جهان اول آنقدر توانایی دارند که اطلاعات طبقهبندی شده را به مردم برسانند
البته نمی توان تفکر این عده را محکوم کرد که بلاتردید بسیاری از شبکه های ماهواره ای به دنبال به اسارت گرفتن روح و تفکر مخاطبان خود هستند تا به این وسیله به اهداف بلند مدت خود دست پیدا کنند و در کنار این برنامه ها شبکه های بسیاری هستند که مملو از اطلاعاتی هستند که تنها برای وقتگذرانی مناسبند.
سختگیری یا آسانگیری
آنچه مشخص است اینکه ما چه مخالف و چه موافق با ماهواره باشیم، تولید کنندگان برنامه های ماهواره ای و دست اندرکاران این شبکه ها، فعالیت خود را ادامه می دهند. اخیرا نیز اینطور گفته شده که رسانههای غربی وعده دادهاند که بزودی کشورهای خاورمیانه بدون استفاده از گیرندهای ویژه، برنامههای ماهواره را از تلویزیون دریافت خواهند کرد.
در صورت وقوع این مساله، برنامههای ماهواره راحتتر از همیشه به دست افراد میرسد؛ شاید نیازی به بشقاب های فلزی هم نباشد.
آنچه مهم است اینکه از اکنون برای چنین آینده ای بیندیشیم. به اینکه با تفکر و خردورزی، به تماشای برنامه های تلویزیونی و ماهواره ای بنشینیم. چون استفاده بدون خرد از برنامههای ماهوارهها باعث از هم گسیختگی فردی و اجتماعی میشود.
آقای شهروز پرورش روانشناس بالینی معتقدند که اغلب شبکه های ماهواره ای به گونه ای هستند که به درد زندگی و ارتقای کیفیت معیشت افراد نمی خورند. این روانشناس اینطور میگوید: بمباران اطلاعاتی که از جمله پیامدهای منفی ماهوارههاست، جهان سومیها را با مشکل مواجه میکند، چون کشورهای جهان اول آنقدر توانایی دارند که اطلاعات طبقهبندی شده را به مردم برسانند.
شاید به همین خاطر است که بارها گفته شده که به جای بهره گیری از روش های سلبی و تحمیلی بهتر است در نحوه نگرش و جهان بینی افراد، تغییراتی ایجاد شود.
این موضوع به این معنا ست که جهان سومیها نباید به حدی منفعل باشند که پذیرای هر بمباران اطلاعاتی قرار بگیرند، و در این زمینه، خانواده به عنوان نخستین نهاد اجتماعی موظف است، فرهنگسازی کند و راه را برای فرزندان شفاف و روشن کند. وسیله ارتباطی با پیشرفته ترین شکل ممکن، وجود ندارد و نمی توان بر بودن آن مانعی ایجاد کرد. انچه مهم است اینکه مدیریت و تدبیر والدین در رابطه با ارتباط فرزندان با تلویزیون، به چه صورت باشد.
اغلب شبکه های ماهواره ای به گونه ای هستند که به درد زندگی و ارتقای کیفیت معیشت افراد نمی خورند
در اغلب کشورهای پیشرفته، برنامه ها با محتوای خاص، به صورت زمان بندی شده پخش می شوند.به طوری که مثلا فیلمهای خشن یا مانند آن با یک علامت مشخص میشوند تا خانوادهها بدانند در این ساعتها کودکان نباید بیدار باشند و این فیلمها را تماشا کنند؛ اما اوضاع در کشور ما به این صورت نیست. در بیشتر خانوادههایی که از ماهواره استفاده میکنند بچهها آزادند تا هرآنچه را بزرگترها میبینند را مشاهده کنند. این سبب میشود تا حریمهای خانوادگی بشکند و بچهها با دیدن تصاویری که مناسب سن و سالشان نیست بدون آن که مراحل تکامل فکری را به تدریج، طی کنند، به کودکانی بزرگسال تبدیل شوند.
نقش خانواده
آقای پرورش، روانشناس معتقد است بهداشت روانی تنها در شرایطی رخ میدهد که افراد زندگیشان را به 3 قسمت تقسیم کنند؛ کار، خواب و تفریح. او میگوید بیشتر آدمهای پیرامون ما به این سبب دچار فرسودگی عصبی شدهاند که توان طبقهبندی و برنامهریزی برای زندگیشان را ندارند. به باور این روانشناس، مردم ما بلد نیستند تفریح و شیوههای درست زندگی کردن را امتحان کنند، از این رو به سوی ماهوارهها کشیده میشوند. پرورش البته میگوید اگر تلویزیون برنامههای متنوعی تدارک ببیند و امکان انتخاب را برای مخاطبان فراهم کند، بیتردید شمار بینندگان تلویزیون بیشتر میشود، در حالی که هماکنون در بیشتر خانههای ما تلویزیون بدون علت روشن است و بعضیها نیز عادت کردهاند جلوی تلویزیون روشن بخوابند. این روانشناس در عین حال به پیامدهای نبود تفریح در جامعه و کاستی رسانهها اشاره میکند و میگوید: اکنون ما در جامعه با بحران هویت روبهرو هستیم؛ در حالی که کودکانمان برای شکلگیری شخصیتشان به الگوسازی نیاز دارند. (به نقل از روزنامه جام جم)
اغلب پدرها دیر به خانه می آیند ومادران نیز در خانه به امور خود مشغولند و فرزندان چاره ای ندارند جز اینکه به تماشای برنامه های مختلف تلویزیون بنشینند و با برخی از شخصیت ها همزاد پنداری کنند.
چه باید کرد؟
بسیاری از صاحبنظران معتقدند که استفاده از الگوی کشورهای موفق بهترین راهحل برای کاستن از آسیب های ماهواره است؛ همان الگویی که به خانوادهها آموزش می دهد که به جای قفل زدن بر ماهواره، برای ذهن و فکر افراد فیلتری مهیا کنند. اینکه از همان کودکی به افراد اموزش دهند که به تماشای برنامه هایی بنشینند که با فرهنگ و سنت آنها همخوانی داشته باشد. بهتر است ابتدا مرز خوب و بد را مشخص کنیم و سپس انتخاب را به افراد دهیم. البته تمکین به قانون کشور در کنار فرهنگ سازی در الویت قرار دارد و باید سعی کرد که هم قانون را پیش رو قرار داد و هم مسئولین با توجه به اخرین تغییرات اجتماعی در چگونگی برخورد با فناوری های نوین و فرهنگ سازی قدم بردارند و این به معنی عقب روی نیست بلکه داشتن مهندسی فرهنگی و حرکات مدبرانه است.
پی نوشت:
1- روزنامه جام جم. اردیبهشت 1388
فاطمه ناظم زاده
بخش ارتباطات تبیان