تاثیر هنر ارمنی بر هنر ایرانی
هنر ارمنی که به هنر اقوام ساکن در ارمنستان اطلاق می شود به دلیل آنکه در دوران صفویه از طریق مهاجران جوقای نو به اصفهان منتقل شد بر هنر ایران و دیگر مناطق مسیحی نشین تاثیر بسزایی گذاشت.
ارمنستان در روزگار کهن مسکن قوم آسیایی " هوری " بود. این قوم ، بعدا، به تابعیت فاتحان هند و اروپایی ، " حتیان" ، و آشوریان در آمد. سرانجام ، دولت مقتدر " اورارتو" در این سرزمین در حدود سده نهم قبل از میلاد شکل گرفت. سپس قوم دیگری از هند و اروپاییان در میانه سده هفتم قبل از میلاد این دولت را منقرض کرد. ساکنان جدید در کتیبه های هخامنشی بیستون، " ارمنی " خوانده شده اند. تاریخ ارمنستان آکنده از تجاوز و تسلط دولتهای همسایه بوده است. هنر ارمنی نیز ، که سابقه کهن دارد، در جریان تحولش از سنتهای مختلف اثر پذیرفته است.
نقاشیهای " گرمابه گارنی" مربوط به دوران " اورارتو" از کهن ترین نمونه های هنر ارمنی به شمار می آیند. گرویدن ارمنیان به دین مسیحیت در اواخر سده سوم میلادی، نوعی هنر کلیسای بر پایه هنر ارمنی و شرقی، توام با تاثیرات هنر یونانی را به بار آورد.
سابقه مصور سازی و تذهیب کتاب مقدس ، به سده ششم میلادی می رسد. در سراسر قرون وسطی شیوه های مختلف نگارگری ارمنی کمابیش از هنر بیزانسی تاثیر گرفتند و به دست استادان گمام تکامل یافتند. تا اواخر قرون وسطی ، انواع هنر کاربردی نیز متداول بود، که در این میان ، حجاری صلیب با نقش مایه های تزیینی ، قابل توجه است.
سده های هفدهم و هجدهم در تاریخ ارمنیان ، دوران گذار از قرون وسطی به عصر جدید محسوب می شود. این روند تحول را به خصوص در فرهنگ و هنر مهاجرنشین های ارمنی ایران و ترکیه ( عثمانی) می توان دید. شاه عباس اول در جریان یکی از جنگهایش با عثمانی ها ، چند شهر ارمنستان ، از جمله " گُقتان" و " جوقا" ( جلفای قدیم) را ویران کرد و ساکنان آنها را به ایران کوچ داد و این حادثه در حدود 1603 میلادی رخ داده است. فقط جمعی از بیشمار ارمنی آواره توانستند به اصفهان برسند. اینان در کنار زاینده رود شهری جدید به نام " جوقای نو" (جلفای نو) بنا نهادند. دیری نگذشت که این شهر به یک مرکز فعالیت اقتصادی و فرهنگی مبدل شد. بازرگانان ارمنی از یک سو با بنادر مهم اروپا ماندد " ونیز" و " آمستردام" و " انتورپ" ، و از یک سوی دیگر با شهرهای هندوستان چون " مدرس" و " کلکته" و حیدر آباد و شهر " خاربین" چین ارتباط نزدیک برقرار کردند. نتیجه این ارتباطات بین المللی، رشد و شکوفایی هنر ارمنی بود.
ارمنیان در زیستگاه جدید خود دست به ساختن کلیساهای متعدد زدند. گویا تعداد کلیساها تدریجا به 24 رسید ولی امروزه فقط 13 کلیسا برجای مانده است. کلیساهای " جوقای نو" بر طبق کلیساهای سنگی ارمنستان ولی با استفاده از مصالحی ماندد آجر و کاهگل ساخته شدند و برخی از ویژگیها و عناصر معماری صفوی در آنهارخ نمود. سادگی فضای داخلی، از ویژگیهای سنت معماری کلیساهای ارمنی بود. اما در اینجا ، کالبد کلیسای قدیم با دیوارنگاره ها و کاشیهای منقوش جلوه ای تازه یافت. در دیوارنگاری از اسلوب رنگ و روغن و روش طبیعت پردازی اروپایی استفاده شد. در کاشیها نیز زنگها و نقش هایی پدید آمد که در هنر ایرانی سابقه نداشت و حاصل ارتباط مستقیم ارمنیان جوقای نو با هند و خاور دور بود. کلیسای وانگ ار نظر این گونه تزیینات نمونه شاخصی است. جالب آنکه نوآوریهای جوقای نو به زودی در معماری کلیساهای خودِ ارمنستان نیز تاثیر گذاشت.
" میناس" نیز پس از هنر اموزی نزد استادان فرنگی " حلب" به جوقای نو بازگشته بود. بدینسان حرکتی نو در نگارگری و دیوارنگاری جوقای نو پدید آمد که پژواک آن نه فقط به ارمنستان بلکه به سایر مهاجرنشینان ارمنی نیز رسید. در واقع، نقاشی ارمنی سده های هفدهم و هجدهم میلادی عرصه وسیعی بود که در آن سنتهای شرقی و غربی با هم تلاقی می کردند.
تحول جدید در نقاشی از سده 17م آغاز شد. و در این عرصه نیز ارمنیان جوقای نو پیشگام بودند. پیش از این استادانی چون " هاکوب جوقایه تسی" شیوه سنتی را در مصورسازی کتب خطی به کار می برد. در نخستین چاپ کتاب مقدس به زبان ارمنی در آمستردام (1666م) از باسمه های یک چاپگر هلندی استفاده شده بود. محتملا تصاویر چپی این کتاب ، انگیزه اولیه اقتباس از نقاشی های اروپاییان را ایجاد کرد. در این سالها بازرگانان ارمنی نقاشیهای بسیاری را از هلند و ایتالیا به ایران می آوردند. چند نقاش اروپایی در دربار صفوی مشغول به کار بودند. " میناس" نیز پس از هنر اموزی نزد استادان فرنگی " حلب" به جوقای نو بازگشته بود. بدینسان حرکتی نو در نگارگری و دیوارنگاری جوقای نو پدید آمد که پژواک آن نه فقط به ارمنستان بلکه به سایر مهاجرنشینان ارمنی نیز رسید. در واقع، نقاشی ارمنی سده های هفدهم و هجدهم میلادی عرصه وسیعی بود که در آن سنتهای شرقی و غربی با هم تلاقی می کردند.
از دیگر نقاشان فعال در جوقای نو کسانی چون " کشیش استپانوس" و پسران او " مالام" ، " واران" ، " مراوجان" ، و " هوانس" ، " مرکوس" و " بوگدان سالتانف" را می شناسیم. سالتانف ( تانری وران ) از این نظر که نقشی مهم در تحول نقاشی روسی ایفا کرده است، شخصیتی ممتاز به شمار می آید. تزار " آلکسی میخایلو ویچ " او را برای کار در دربار روسیه به سال 1667م ، به مسکو فرا خواند. سالتانف بیش از سی سال در مسکو ماند و در خلال این مدت آثار بیشمار بر پرده های رنگ و روغنی با موضوعات مذهبی و دنیوی ، دیوارنگاره ، شمایل ، نگاره کتاب و کنده کاری آفرید که مهمترین آناه به تالار جنگ کاخ کرملین مربوط بودند. سالتانف در نقاشی اش تلفیقی درخشان از سنتهای ارمنی، ایرانی، روسی و اروپایی بوجود آورد. او شاگردان بسیاری نیز تربیت کرد.
هنرمندان ارمنی در سده نوزدهم میلادی از دستاوردهای استادان پیشین بهره می گرفتند . پی از تشکیل جمهوری سوسیالیستی ارمنستان ( 1920م) ، در این کشور نیز همچون سایر جمهوری های اتحاد شوروی ( سابق) رئالیسم سوسیالسم تسلط یفت. با این حال ، در آثار هنرمندانی چون " ساریان" ، " آو تیسیان" و دیگران تمایل و توجا به ویژگیهای بومی و ملی بارز است.
سمیه رمضان ماهی
بخش هنری تبیان
منبع:
دایره المعارف هنر/ روئین پاکباز