درخواست شریعتمداری از آیت الله مهدوی کنی و مصباح یزدی
درخواست از حضرات آیات مهدوی كنی و مصباح یزدی یعنی دو پیشتاز عرصه علم و تقوی و انقلاب است كه با نگاه پدرانه خود پادرمیانی كنند و فهرست واحدی ارائه فرمایند.
شاید برخی از عزیزان، مخصوصا دو عزیز بزرگواری كه نامی از آنها در یادداشت پیش روی خواهد آمد، این وجیزه را مصداق «درازدستی» یك «كوته آستین» به ساحت بزرگان تلقی فرمایند و به ملامت، این بیت خواجه شیراز را خطاب به نگارنده بر لب آرند كه؛
زاهد پیاله پیما، صوفی غرابه بر دوش
ای كوته آستینان، تا كی درازدستی؟!
در پاسخ اما، نه به جسارت- كه از این قلم دور باد- بلكه به ارادت، می توان و باید آن بیت لسان الغیب را پاسخی از دیگر شاعر شیرین سخن شیراز، پیش نهاد؛
گاه باشد كه كودكی نادان
به غلط بر هدف زند تیری
و این قصه را كه سر دراز دارد به كوتاه سخن دنبال می كنیم، باشد كه انشاءالله الرحمن «قبول افتد» و «درنظر آید».
1- این داستان از قضاوت حضرت امیر علیه السلام را همگان شنیده و به خاطر دارند كه دو زن ادعای مادری كودكی را داشتند و بر ادعای خود پای فشرده و دست بر نمی داشتند و هنگامی كه امیر مومنان(ع) بعد از پند و اندرز فراوان، هر دو را در ادعای خویش پابرجا دید، وانمود كرد كه قصد دارد كودك را با شمشیر، دو نیمه كند و هر نیمه را به یكی از دو مدعی بسپارد! در آن حال، آن كه مادر واقعی بود و كودك را به ژرفای دل، دلبند خود می دانست، دست از ادعا كشید و امیرالمومنین(ع) كودك را به او سپرد.
2- پیش از این- یكشنبه همین هفته- در یادداشتی با عنوان «سرگردنه كشتی نگیرید» به شرایط حساس كنونی و جایگاه برجسته تر از همیشه ایران اسلامی در معادلات منطقه ای و جهانی اشاره كرده و آورده بودیم كه «امروزه بزرگترین دشواری آمریكا و متحدانش حضور موثر «الگوی ایران اسلامی» و نقش بی بدیل و سرنوشت ساز آن در انقلاب های اسلامی منطقه است» و نتیجه گرفته بودیم كه برای آنها خدشه دار كردن این الگو از بالاترین اهمیت برخوردار است و در این میان، تركیب مجلس اگر چه اهمیت فراوانی دارد ولی برای دشمن در مقایسه با الگوی انقلاب ساز و بیداری آفرین ایران اسلامی، در اولویت دوم جای گرفته است. آنجا به اولویت اول پرداختیم و اینجا اولویت دوم را در نظر داریم، و آسیبی كه بی توجهی نسبت به آن می تواند برای «اولویت اول» در پی داشته باشد. چگونه؟!
حالا به نكته ای كه در صدر این نوشته آمده بود بازمی گردیم. نكته ای كه به خاطر آن، پیشاپیش از محضر بزرگان پوزش خواستیم و آن درخواست از حضرات آیات مهدوی كنی و مصباح یزدی یعنی دو پیشتاز عرصه علم و تقوی و انقلاب است كه با نگاه پدرانه خود پادرمیانی كنند و فهرست واحدی ارائه فرمایند. بدیهی است كه یك فهرست 30 نفره، گنجایش 60 نفر را ندارد. بنابراین با احتساب 5 نامزد مشترك، كناره گیری 25 نامزد از هر دو لیست ضروری و اجتناب ناپذیر است. اما، چگونه؟!
3- این سخن نه خلاف است و نه گزاف، بلكه نكته ای بدیهی است و به آسانی قابل فهم كه اصولگرایان به مفهوم واقعی آن، بیش از دیگران در بستر اصیل اسلام و انقلاب گام برمی دارند و دیگران اگرچه با عبور از كانال «صلاحیت سنجی» شورای نگهبان- صرفنظر از برخی اشتباهات احتمالی- «صالح» تلقی می شوند ولی خانه ملت به قول حضرت امام(ره) «عصاره فضیلت ها» است و جای آنان كه «اصلح»اند و «شایسته تر»، از این روی تلاش برای حضور اصولگرایان در مجلس شورای اسلامی كه باز هم به فرموده امام راحلمان(ره) «در رأس امور» است، ضرورتی اجتناب ناپذیر خواهد بود. تأكید می شود كه اصولگرا به مفهوم واقعی آن مورد نظر است نه هر كس كه زیر تابلویی با نام اصولگرایان فلان! و اصولگرایان بهمان! و... حضور پیدا كرده است.
اختلاف اصولگرایان، مثلاً در فهرست 30 نفره تهران- كه شاخص و اثرگذار است- از یكسو پراكندگی آراء را به دنبال خواهد داشت كه عبور فرصت طلبان از این معبر و ورود آنان به خانه ملت، از جمله پی آمدهای احتمالی آن است. نیست؟! معلوم است كه هست!
اما پی آمد بعدی، مستقیماً به «الگوی ایران اسلامی» آسیب می رساند و بی توجهی به آن، بازی در میدان دشمن و خطرناكتر از مورد اول است. بخوانید!
4- چند ماهی است كه برادران و خواهران اصولگرا در دو جبهه با تابلوهای «جبهه متحد اصولگرایان» و «جبهه پایداری» از یكدیگر فاصله گرفته اند و هر یك از آنها، «بینش و منش» خود را «اصولگرایی ناب»! و دیگری را «زاویه دار با اصولگرایی»! معرفی می كنند! كه به آن خواهیم پرداخت، اما، آنچه در این بند از نوشته پیش روی مورد نظراست این كه؛ هر یك از دو جبهه یاد شده، حلقه ای از طرفداران و هواداران پر و پا قرص دارند كه مانند سردمداران این یا آن جبهه، خود را اصولگرای ناب و طرف دیگر را «زاویه دار با اصولگرایی» تلقی می كنند و البته خیل عظیم اصولگرایان یعنی توده های مردم- كه همیشه تعیین كننده بوده اند- از اختلاف دو جبهه مورد اشاره انگشت حیرت به دندان گزیده و - بدون تعارف و رودربایستی- باید گفت؛ ضمن آن كه هر دو جبهه را اصولگرا می دانند اما هیچیك از آنها را اصولگرای مطلق!! و بی عیب و نقص نمی دانند.
این طیف كه قاطبه و توده های همیشه در صحنه اصولگرایان را تشكیل می دهند به یقین نامزدهای خود را از روی هیچیك از دو لیست كپی نمی كنند بلكه به فرموده امام راحل(ره) و خلف حاضر او، با معیارها و ملاك هایی كه در اختیار دارند، شایسته ترین ها را چه از این لیست و چه از آن لیست برمی گزینند. اما در این بخش از وجیزه پیش روی حلقه های اول هواداران مورد نظرند كه اكثریت قریب به اتفاق آنان را نیروهای مؤمن و انقلابی و فعال تشكیل می دهند. افرادی كه در روزهای حادثه در صحنه حاضر بوده و هستند و تاكنون بار اصلی انقلاب را در ركاب رهبری به دوش كشیده و می كشند.
و اما، خطر احتمالی كه به آن اشاره شد كجاست؟!
5- آقایان و خانم های دست اندركار «جبهه متحد اصولگرایان» و «جبهه پایداری» آیا نمی بینید كه دو حلقه یاد شده از طرفداران هر یك از شما عزیزان، مدتی است كه از هم فاصله گرفته اند و در وحدت و یكپارچگی آنان «ترك» افتاده است؟! آیا می توانید انكار كنید كه شما عزیزان- هر كدام به نوعی و به اندازه ای چه كم و چه زیاد- در ایجاد این «ترك» سهم داشته اید؟! به سایت ها و نشریات و مصاحبه ها و مقالات چند ماهه اخیر خود نیم نگاهی بیندازید. انگار نه انگار كه دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها، گوش خوابانیده و در كمین نشسته اند! راستی! خودتان قضاوت كنید، در این مدت چه اندازه به جبهه اصولگرای مقابل خود پرداخته- بخوانید پرخاش- كرده اید و چه میزان به روشنگری و مقابله با دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها تاخته اید؟! با عرض پوزش و باز هم پوزش، آیا نگران نیستید كه با غفلت خود نیروهای حزب اللهی را مقابل هم قرار دهید؟! از كاه كوه ساخته شود و عده ای برای «هیچ» درهم بپیچند؟! كاش به توصیه های دلسوزانه و پدرانه حضرات آیات مهدوی كنی و مصباح توجه بیشتری می فرمودید. عزیزان بزرگوار! آیا توجه دارید كه كدام بیراهه احتمالی، پیش روی است؟!
آقایان و خانم های دست اندركار «جبهه متحد اصولگرایان» و «جبهه پایداری» آیا نمی بینید كه دو حلقه یاد شده از طرفداران هر یك از شما عزیزان، مدتی است كه از هم فاصله گرفته اند و در وحدت و یكپارچگی آنان «ترك» افتاده است؟! آیا می توانید انكار كنید كه شما عزیزان- هر كدام به نوعی و به اندازه ای چه كم و چه زیاد- در ایجاد این «ترك» سهم داشته اید؟! به سایت ها و نشریات و مصاحبه ها و مقالات چند ماهه اخیر خود نیم نگاهی بیندازید
6- بیراهه احتمالی كه انشاءالله پیش روی نباشد، آن است كه اختلاف هرچند اندك میان دو حلقه یاد شده به بعد از انتخابات مجلس نهم نیز كشیده شود. برادران و خواهران عزیز و دست اندركار دو جبهه مورد اشاره چه تضمینی می دهند- و می توانند بدهند- كه بعد از پایان انتخابات مجلس، اختلاف نظرهای كنونی باقی نماند؟! اگر چنین شود كه این فقط یك احتمال است و با توجه به نگاه خط پذیر حزب الله از حضرت آقا، احتمال آن اندك است- اولا؛ آسیب ناشی از آن مستقیما به الگوی ایران اسلامی وارد خواهد شد و این الگو را با خدشه روبرو خواهد كرد! ثانیا؛ كمترین آسیب به وحدت و یكپارچگی حزب الله، به دشمن جرات جسارت می بخشد. راستی! مگر همین حزب الله نبود كه با نگاه به رهبر و مقتدای خود فتنه آمریكایی- اسرائیلی 88 را از كف خیابان جمع كرد، حماسه های بی نظیر 9 دی و 22 بهمن را آفرید، ترفندهای حلقه انحرافی را به دست باد سپرد و... ثالثا و رابعا و...
ممكن است بفرمائید، حزب الله باز هم و برای همیشه چنین خواهد بود. پاسخ مثبت است ولی چرا در حالی كه ایران اسلامی به الگوی پیش روی انقلاب های اسلامی منطقه تبدیل شده و تاریخ به پرچمداری ولی امر مسلمین به پیچ بزرگ و سرنوشت ساز خود رسیده است، برای حزب الله یعنی اصلی ترین، مومن ترین و فداكارترین نیروی سرنوشت ساز انقلاب دغدغه های فرعی آفریده شود؟!
7- حالا به نكته ای كه در صدر این نوشته آمده بود بازمی گردیم. نكته ای كه به خاطر آن، پیشاپیش از محضر بزرگان پوزش خواستیم و آن درخواست از حضرات آیات مهدوی كنی و مصباح یزدی یعنی دو پیشتاز عرصه علم و تقوی و انقلاب است كه با نگاه پدرانه خود پادرمیانی كنند و فهرست واحدی ارائه فرمایند. بدیهی است كه یك فهرست 30 نفره، گنجایش 60 نفر را ندارد. بنابراین با احتساب 5 نامزد مشترك، كناره گیری 25 نامزد از هر دو لیست ضروری و اجتناب ناپذیر است. اما، چگونه؟!
الف: كسانی كه در مقابل فتنه آمریكایی- اسرائیلی 88 دیرتر از آنچه انتظار می رفت موضع گرفته اند، اگرچه به خاطر موضع گیری- هرچند اندكی دیرهنگام- خود قابل تقدیر هستند و در طیف اصولگرایان جای دارند ولی شایسته تر- و شاید بایسته تر- آن كه در جایگاه دیگری غیر از مجلس شورای اسلامی به خدمت مشغول باشند. زمینه و جا برای خدمت نه «كم» است و نه «تنگ».
ب: آن عده كه در مقابل حلقه انحرافی و پلشتی های آن موضع مشخصی نداشته و یا خیلی دیرتر از آنچه انتظار می رفت موضع گرفته اند نیز شرایطی دقیقا مشابه گروه الف دارند و شایسته تر آن كه كنار گذاشته شوند و ضمن تقدیر از موضع نهایی و كنونی آنها و حضورشان در طیف اصولگرایان به خدمت دیگری غیر از نمایندگی مجلس شورای اسلامی بپردازند.
ج: گفتنی است كه «مقابله با فتنه و انحراف» یك ارزش است ولی كسانی كه زیر این دو تابلو جمع می شوند باید نشانه های قابل استنادی از تقابل خود با فتنه و انحراف داشته باشند و ادعا به تنهایی برای حضور در خانه ملت كافی نیست. شماری از این افراد، وقتی فتنه 88 به زوال گرائید علیه آن موضع گرفتند و برخی دیگر كسانی هستند كه كمترین نشانه ای از برخورد و موضع گیری آنها علیه حلقه انحرافی در هیچ جا ثبت و یا دیده نشده است.
د: آنهایی كه بعد از برملا شدن ماهیت آمریكایی- اسرائیلی فتنه 88 و یا بعد از آشكار شدن انحراف حلقه انحرافی با برخی از عوامل اصلی «فتنه» و «انحراف» در ارتباط بوده اند، نیز می توانند بخشی از 25 نفر قابل كناره گیری باشند.
هـ: بدیهی است كه به هیچوجه سخن از نفی تقابل و ضدیت افراد یاد شده با «فتنه» و «حلقه انحرافی» در میان نیست، بلكه بیم آن می رود كه دیرفهمی این عده در موارد مشابه دیگر نیز تكرار شود. بنابراین چه لزومی دارد كه در لیست انتخاباتی اصولگرایان جای گیرند؟!
و: افراد مشمول بندهای یاد شده بسیار اندك و كم شمارند. ولی از آنجا كه لیست 30 نفره بعد از كناره گیری این تعداد اندك، باز هم برای بقیه جا ندارد، الزاماً و به خاطر مصلحت و مقصود بااهمیت تر تعدادی دیگر نیز باید كناره بگیرند.
8- و بالاخره این ارزیابی كه به آن اشاره شد دشوار نخواهد بود و مثلا قرار نیست كسانی كه كنار می روند از طیف گسترده اصولگرایان خارج شوند مگر بقیه اصولگرایان كه نامزد نشده اند، اصولگرا نیستند؟!
حسین شریعتمداری
بخش سیاست تبیان
منبع : مشرق