برای كاربران تبیان، هیچگاه دیر نیست!
باشگاه كاربران: این یادداشتی است كه یكی از نویسندگان جامجم نوشته است. منتها با این تفاوت كه مخاطبان جامجم از تبیان عامترند و برای رسانهای چون روزنامه جامجم با طیف متنوع مخاطب، نوشتن چنین یادداشتی، نه تنها بیاحترامی نیست كه بلكه واجب و لازم است. البته ما در تبیان مطمئنیم كه مخاطبان ما خاصند و برای رسیدن به اهدافشان، همگی متوكل به پروردگارند و متوسل به اهلبیت(ع)، نه اینگونه تولیدات بیخاصیت غربیها و دشمنان ایران و اسلام؛ اینگونه یادداشتها خطاب به آنها نیست. فقط از این باب كه وظیفه رسانهایمان را عمل كرده باشیم و در نشر مطالب آموزنده و ارزشی گام برداریم، این یادداشت را كه از طرف كاربران ارسال شده، منتشر میكنیم. چون مطمئنیم كه هیچ كاربر تبیانی به سراغ این مواد خانمانبرانداز نمیرود!
تیتر اصلی این یادداشت، "برای خیلیها هنوز دیر نیست" بود كه ما آن را تغییر دادیم!

برای پدری كه بنزین را ریخت روی دخترش و او را چسباند به بخاری تا زنده زنده بسوزد، دیر است خواندن این یادداشت.
برای پسری كه سر پدرش را با كارد كند آشپزخانه برید هم دیر است، برای شوهری كه همسرش را با بالش خفه كرد و....
برای خیلی از آنها كه روی تخت بیمارستان خوابیدهاند و مغزشان پوسیده دیر است یا آنها كه پرستارها دستهایشان را با دستمال به میلههای تخت بستهاند تا خودشان یا دیگران را نكشند، دیر است یا آنها كه ساكنان كم سن و سال قبرستان شدهاند و زیر خاك خوابیدهاند.
برای خیلیها دیر است این یادداشت؛ گرچه روزگاری كه دیر نبود هم نوشتیم و گفتیم و آنها نخواندند و نشنیدند، اما برای خیلیها هم هنوز دیر نشده است. خیلیها هنوز این راه را شروع نكردهاند، خیلیها هم در ابتدای راهند و آنقدر جلو نرفتهاند كه نتوانند برگردند.
شكارهای شیشه را میگویم؛ همانها كه براساس پژوهشها، دو سال پس از آغاز مصرف شیشه، از هر 10نفرشان، هشت نفر حتما میمیرند؛ همانها كه گفته میشود پس از شش ماه مصرف شیشه، آسیبهای جبرانناپذیری به مغزشان میرسد و سبب ساز جنون و مرگشان میشود.
آنها نمیدانند یا باور نمیكنند كه مافیای مواد مخدر از سالها پیش آنها را نشان كرده و دربارهشان مطالعه كرده است و به همین خاطر چوب حراج به شیشه زده است و آن را از كیلویی 80 میلیون تومان در اوایل دهه 80 به كیلویی دو میلیون تومان در ماههای اخیر رسانده است و برای تبلیغات دروغ دربارهاش، مثل ریگ پول خرج میكند.
همان تبلیغاتی كه به ورزشكارها قول كاهش وزن سریع و انرژی بیحد دادهاند، به جوانهایی كه اهل ورزش نبودهاند قول افزایش میل جنسی و شادی كه همیشه در حسرتش بودهاند و به زنها و دختران جوان قول مانكن شدن را.
همان تبلیغاتی كه روزگاری در خلأ اطلاعرسانی و اعلامخطر، به باشگاههای ورزشی و آرایشگاهها هم رسید و در گوش مشتریهای آینده شیشه دروغ گفتند كه این ماده اعتیادآور نیست و میتواند جای مخدرهای خطرناك دیگر را بگیرد؛ همان تبلیغاتی كه به مشتریهایشان چشم بند زدند تا جان كندن مصرفكنندگان كهنه كار شیشه را نبینند.
ما سالهاست درباره شیشه مینویسیم و هشدار میدهیم، به شما گفتهایم كه جنون و بدبینی میآورد و به همین دلیل معتادانش، خبرسازهای صفحات حوادث روزنامهها میشوند، به شما گفتهایم كه هنوز روش درمانی معینی برای درمانش وجود ندارد و شیوه ماتریكس (شیوه درمانی بر پایه تغییر سبك زندگی با هدف ایجاد تغییرات رفتاری معتادان در طولانی مدت) نیز كه در خیلی از مراكز ترك اعتیاد استفاده میشود، منطبق بر مشابه استانداردش كه در كشورهای دیگر به كار میرود نیست، ما به شما خیلی از حقایق را گفتهایم، اما....
شیشه بیداد میكند، شكارهایش را دیوانه میكند، رنج میدهد و میكشد. ما هشدار میدهیم، میگوییم، مینویسیم، فریاد میزنیم، برخی میشنوند و خیلیها هم نمیشنوند، اما میدانید نكته غمانگیز كجاست؟ خیلی از آنهایی كه شكارهای بالقوه شیشه محسوب میشوند، اصلا اهل روزنامه خواندن نیستند و صدای ما به گوششان نمیرسد و هشدارهایمان را نمیبینند و بیخبر میمانند و به همین خاطر است كه میگوییم حالا دیگر به جایی رسیدهایم كه باید هشدارهای مربوط به شیشه را از صفحات روزنامهها و خبرگزاریها بیرون بكشیم و به اندازه خیلی از اخبار زرد كه هر روز و هر ساعت از دهانها به گوشها و از گوشها به دهانها میرسند، تكرارشان كنیم.
فكرش را بكنید اگر هر كدام از شما كه این یادداشت را میخوانید به یك نفر كه گمان میكنید در خطر اعتیاد به شیشه است خطر را گوشزد كنید، امروز هزاران هزار هشدار رد و بدل میشود؛ هزاران هزار هشداری كه شاید یكیشان، زندگی جوانی را عوض كند.
منبع: جامجمآنلاین


