اجتهاد يک فرايند بسيار پيچيده و تخصصى است که با برهان و استدلال همراه است و کسى نمىتواند ميل و نظرِ شخصى را در آن وارد نمايد.
مراجع آسانگیر، مراجع سختگیر
اجتهاد یک فرایند بسیار پیچیده و تخصصى است که با برهان و استدلال همراه است و کسى نمىتواند میل و نظرِ شخصى را در آن وارد نماید.
یکى از باورهاى اشتباه که در میان عوام وجود دارد که متأسفانه به آن هم بسیار توجه مىشود، این بیان است که مىگویند بعضى از مراجع و یا مجتهدان سختگیرتر از بقیهاند، یا فتواى بعضى مراجع و یا مجتهدان، با شیوه و راهِ عابدانه، سنخیتِ بیشترى دارد، چون احکام را با سختگیرى بیشترى اعمال مىکنند و توجه بیشترى به تقوا و سلوک نشان مىدهند.
این باورِ عامیانیه و اشتباه، به دلیلِ نبودِ آگاهى از احوالِ مراجع و مجتهدان و نوعِ فعالیتِ آنان است. هیچ مرجع و مجتهدى، بر طبقِ میلِ و احوالِ شخصىِ خود، حکمِ خدا را دگرگون نمىکند و آن را طورِ دیگرى نشان نمىدهد.
اگر مرجع و یا مجتهدى، میل به سلوکِ بیشترى دارد، آن را در مبحثِ دیگرى به جز نظرِ شارع، بیان مىکند و تغییرى در حکمِ خدا به خاطرِ سلیقه خود نمىدهد.
اجتهاد یک فرایند بسیار پیچیده و تخصصى است که با برهان و استدلال همراه است و کسى نمىتواند میل و نظرِ شخصى را در آن وارد نماید.
اما این باور عامیانه، بیشتر به خاطرِ احکامى است که اختلاف و یا تفاوتِ در فتواىِ مراجع و مجتهدان در آن دیده مىشود و اینجاست که پاىِ احتیاط به میان مىآید.
در این باورِ عامیانه، فتواى هر مرجعى که با احتیاطِ بیشترى همراه باشد، با تقواتر و با فضیلتتر به نظر مىرسد و به همین دلیل فکر مىکنند که این مرجع و یا مجتهد، تقوا و یا علمِ بیشترى دارد.
وقتى که سخن به اینجا مىرسد، آشکار مىشود که گوینده این سخن، هیچ آشنایى مقدماتى هم با نحوه اجتهادِ حکم ندارد و ابتدا باید بدیهیاتِ این بحث را برایش بیان نمود.
در دینِ خدا، به جز چهارده نفر، همه بشرِ جائزالخطا هستند که زندگىشان با اشتباه و فراموشى همراه است. نه بر کسى وحى مىشود و نه قرار است که تکرار شود.
نه خواب حجتى بر مسلمانان است و نه در زمانِ غیبت، کسى مىتواند امام زمان (وصى) را مشاهده کند. بنابراین در این وضعیت، اجتهاد به معناى استنباطِ احکامِ شرعى از طریقى است که شارع در میانِ ما قرار داده است.
کتاب خدا، سنتِ معصوم، عقل و اجماع. البته در موردِ کم و کیفِ استفاده از عقل و اجماع، مباحثِ پیچدهاى وجود دارد که جاىِ پرداختن به آن، در اینجا نیست.
به یاد داشته باشید که احتیاطات، از زمانِ به خصوصى واردِ فقهِ شیعى شده است. بر فرضِ مثال، کاملاً بى معناست که شما به نزدِ شارع بروید و از او سؤالى بپرسید و او در پاسخ بگوید که احتیاطا این کار را انجام ندهى بهتر است.
یا غسلِ مستحبى جاى وضو را مىگیرد، یا نمىگیرد، شارع به شما نمىگوید که جاى وضو را مىگیرد ولى شما احتیاطا وضو هم بگیرید.
پس اینجا این سؤال مهم به وجود مىآید که چرا گاهى این احتیاط در فتواى مراجع دیده مىشود؟
به یاد داشته باشید که بعد از وفاتِ رسول خدا، به مدتِ هشتاد سال، نگارشِ حدیث ممنوع بود. به جز آن، انواع و اقسام احادیثِ جعلى و اشتباه از طریق جاعلانِ حدیث، واردِ این حیطه شده است.
گاهى اوقات، مرجع و یا مجتهد، در فهمِ حکمِ شرعى، با احادیث متفاوت و متضادى روبرو مىشود که در نهایت، نمىتواند به این قطعیت برسد که حکم در آن چیست. به همین دلیل، بر عدمِ انجام آن احتیاط وارد مىکند.
اما به یاد داشته باشید که احتیاط (همانطور که گفته شد) ماجرایى مربوط به زمانِ بعد از معصوم است. چون همانطور که ذکر شد، کاملاً بى معنى است که شما از شارع (که متصل به وحى است) سؤال بپرسید و او از احتیاط بگوید.
بحثِ احتیاط، هر چه از زمانِ امام دوازدهم فاصله مىگیرد، بیشتر مىشود. دلیلِ ماجرا کاملاً بدیهى است. چون دسترسى به معصوم کمتر مىشود و براى رفعِ اشکالات، نمىتوان نظرِ ایشان را (که نظرِ شارع است) جویا شد. بنابراین تنها راهِ ممکن، اجتهاد مىشود.
اما هر چه که این فاصله با معصوم ایجاد مىشود، دست به یافتنِ به حکم سختتر مىشود و این امکان وجود دارد که مرجع و یا مجتهد نتواند به حکمِ قطعى دست یابد و به همین دلیل از احتیاط استفاده مىکند.
از نظرِ تاریخى، از زمان جناب شیخ انصارى است که مبحثِ احتیاطات، با توجه بیشترى در فقه مورد استفاده قرار مىگیرد.
داستان جالبى که درباره به مرجعیت رسیدن شیخ انصارى نقل مىشود، شاید گویاى این مسئله باشد.
مرحوم صاحب جواهر که حکم به مرجعیتِ شیخ مىدهد، به او گفت: یا شیخ، شما براى مسلمین فتوا بده، لیکن از احتیاطات خود کم کن، زیرا شریعت اسلام، شریعتی خوش رفتار و آسان گیر است. و دقیقا از همین جا بود که به خاطرِ گفته صاحب جواهر، ملا مرتضى، به شیخ معروف شد.
بنابراین کاملاً واضح است که احتیاطِ بیشتر، نشان از تقواى بیشتر نمىدهد، بلکه فقط به معناى آن است که مرجع و یا مجتهد، به حکمِ قطعى دست پیدا نکرده است. وگرنه هیچ مرجع و یا مجتهدى، میل و نظر خود را در بیان حکمِ خدا، وارد نمىسازد.
منبع : روات حدیث
تهیه و تنظیم : محمد حسین امین ، گروه حوزه علمیه تبیان


