اجتهاد يک فرايند بسيار پيچيده و تخصصى است که با برهان و استدلال همراه است و کسى نمى‏تواند ميل و نظرِ شخصى را در آن وارد نمايد.

دوشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
مراجع آسان‌گير، مراجع سخت‌گير
مراجع آسان‌گیر، مراجع سخت‌گیر اجتهاد یک فرایند بسیار پیچیده و تخصصى است که با برهان و استدلال همراه است و کسى نمى‏تواند میل و نظرِ شخصى را در آن وارد نماید. یکى از باورهاى اشتباه که در میان عوام وجود دارد که متأسفانه به آن هم بسیار توجه مى‏شود، این بیان است که مى‏گویند بعضى از مراجع و یا مجتهدان سختگیرتر از بقیه‌اند، یا فتواى بعضى مراجع و یا مجتهدان، با شیوه و راهِ عابدانه، سنخیتِ بیشترى دارد، چون احکام را با سختگیرى بیشترى اعمال مى‏کنند و توجه بیشترى به تقوا و سلوک نشان مى‏دهند. این باورِ عامیانیه و اشتباه، به دلیلِ نبودِ آگاهى از احوالِ مراجع و مجتهدان و نوعِ فعالیتِ آنان است. هیچ مرجع و مجتهدى، بر طبقِ میلِ و احوالِ شخصىِ خود، حکمِ خدا را دگرگون نمى‏کند و آن را طورِ دیگرى نشان نمى‏دهد. اگر مرجع و یا مجتهدى، میل به سلوکِ بیشترى دارد، آن را در مبحثِ دیگرى به جز نظرِ شارع، بیان مى‏کند و تغییرى در حکمِ خدا به خاطرِ سلیقه خود نمى‏دهد. اجتهاد یک فرایند بسیار پیچیده و تخصصى است که با برهان و استدلال همراه است و کسى نمى‏تواند میل و نظرِ شخصى را در آن وارد نماید. اما این باور عامیانه، بیشتر به خاطرِ احکامى است که اختلاف و یا تفاوتِ در فتواىِ مراجع و مجتهدان در آن دیده مى‏شود و اینجاست که پاىِ احتیاط به میان مى‏آید. در این باورِ عامیانه، فتواى هر مرجعى که با احتیاطِ بیشترى همراه باشد، با تقواتر و با فضیلت‏تر به نظر مى‏رسد و به همین دلیل فکر مى‏کنند که این مرجع و یا مجتهد، تقوا و یا علمِ بیشترى دارد. وقتى که سخن به اینجا مى‏رسد، آشکار مى‏شود که گوینده این سخن، هیچ آشنایى مقدماتى هم با نحوه اجتهادِ حکم ندارد و ابتدا باید بدیهیاتِ این بحث را برایش بیان نمود. در دینِ خدا، به جز چهارده نفر، همه بشرِ جائزالخطا هستند که زندگى‏شان با اشتباه و فراموشى همراه است. نه بر کسى وحى مى‏شود و نه قرار است که تکرار شود. نه خواب حجتى بر مسلمانان است و نه در زمانِ غیبت، کسى مى‏تواند امام زمان (وصى) را مشاهده کند. بنابراین در این وضعیت، اجتهاد به معناى استنباطِ احکامِ شرعى از طریقى است که شارع در میانِ ما قرار داده است. کتاب خدا، سنتِ معصوم، عقل و اجماع. البته در موردِ کم و کیفِ استفاده از عقل و اجماع، مباحثِ پیچده‏اى وجود دارد که جاىِ پرداختن به آن، در اینجا نیست. به یاد داشته باشید که احتیاطات، از زمانِ به خصوصى واردِ فقهِ شیعى شده است. بر فرضِ مثال، کاملاً بى معناست که شما به نزدِ شارع بروید و از او سؤالى بپرسید و او در پاسخ بگوید که احتیاطا این کار را انجام ندهى بهتر است. یا غسلِ مستحبى جاى وضو را مى‏گیرد، یا نمى‏گیرد، شارع به شما نمى‏گوید که جاى وضو را مى‏گیرد ولى شما احتیاطا وضو هم بگیرید. پس اینجا این سؤال مهم به وجود مى‏آید که چرا گاهى این احتیاط در فتواى مراجع دیده مى‏شود؟ به یاد داشته باشید که بعد از وفاتِ رسول خدا، به مدتِ هشتاد سال، نگارشِ حدیث ممنوع بود. به جز آن، انواع و اقسام احادیثِ جعلى و اشتباه از طریق جاعلانِ حدیث، واردِ این حیطه شده است. گاهى اوقات، مرجع و یا مجتهد، در فهمِ حکمِ شرعى، با احادیث متفاوت و متضادى روبرو مى‏شود که در نهایت، نمى‏تواند به این قطعیت برسد که حکم در آن چیست. به همین دلیل، بر عدمِ انجام آن احتیاط وارد مى‏کند. اما به یاد داشته باشید که احتیاط (همانطور که گفته شد) ماجرایى مربوط به زمانِ بعد از معصوم است. چون همانطور که ذکر شد، کاملاً بى معنى است که شما از شارع (که متصل به وحى است) سؤال بپرسید و او از احتیاط بگوید. بحثِ احتیاط، هر چه از زمانِ امام دوازدهم فاصله مى‏گیرد، بیشتر مى‏شود. دلیلِ ماجرا کاملاً بدیهى است. چون دسترسى به معصوم کمتر مى‏شود و براى رفعِ اشکالات، نمى‏توان نظرِ ایشان را (که نظرِ شارع است) جویا شد. بنابراین تنها راهِ ممکن، اجتهاد مى‏شود. اما هر چه که این فاصله با معصوم ایجاد مى‏شود، دست به یافتنِ به حکم سختتر مى‏شود و این امکان وجود دارد که مرجع و یا مجتهد نتواند به حکمِ قطعى دست یابد و به همین دلیل از احتیاط استفاده مى‏کند. از نظرِ تاریخى، از زمان جناب شیخ انصارى است که مبحثِ احتیاطات، با توجه بیشترى در فقه مورد استفاده قرار مى‏گیرد. داستان جالبى که درباره به مرجعیت رسیدن شیخ انصارى نقل مى‏شود، شاید گویاى این مسئله باشد. مرحوم صاحب جواهر که حکم به مرجعیتِ شیخ مى‏دهد، به او گفت: یا شیخ، شما براى مسلمین فتوا بده، لیکن از احتیاطات خود کم کن، زیرا شریعت اسلام، شریعتی خوش رفتار و آسان گیر است. و دقیقا از همین جا بود که به خاطرِ گفته صاحب جواهر، ملا مرتضى، به شیخ معروف شد. بنابراین کاملاً واضح است که احتیاطِ بیشتر، نشان از تقواى بیشتر نمى‏دهد، بلکه فقط به معناى آن است که مرجع و یا مجتهد، به حکمِ قطعى دست پیدا نکرده است. وگرنه هیچ مرجع و یا مجتهدى، میل و نظر خود را در بیان حکمِ خدا، وارد نمى‏سازد. منبع : روات حدیث تهیه و تنظیم : محمد حسین امین ، گروه حوزه علمیه تبیان

پربازدیدها

پربحث‌ها