طي الارض به معناي پيمودن زمين در زمان بسيار کوتاه ميباشد و اين کار از کارهايي است که انسانهاي عادي نميتوانند آن را انجام دهند.
فرق میان طی الارض واعمال مرتاضان
طی الارض به معنای پیمودن زمین در زمان بسیار کوتاه میباشد و این کار از کارهایی است که انسانهای عادی نمیتوانند آن را انجام دهند.
آیا طی الارض که بزرگان دینی ما انجام میدادند با کاری که بعضی از مرتاضها(رد شدن از دیوار چین) انجام میدهند تفاوتی دارد؟ طی الارض به معنای پیمودن زمین در زمان بسیار کوتاه میباشد و این کار از کارهایی است که انسانهای عادی نمیتوانند آن را انجام دهند. اما طی الارض از این جهت که کاری است که هر انسانی توان انجام آنرا ندارد با کار مرتاضها فرقی نمیکند به طور واضحتر اینکه وجه اشتراک طی الارض و کارهای مرتاضها در این است که از دست هر کسی بر نمیآید و فقط کسانی که یکسری سختیهایی را تحمل کردهاند چه انسان خوبی باشند و چه انسان بد به آن دست مییابند زیرا ریاضت و نتایج آن، تحت نظام علّی و معلولی قرار دارد؛ یعنی، اگر علت (به مشقّت انداختن جسم) ایجاد شد، معلول (تقویت روح در بعدی از ابعاد) نیز حاصل میشود.
حال این علّت و معلول، ممکن است در قالب یک نظام ارزشی و الهی شکل بگیرد و یا ممکن است خارج از این نظام باشد. درست مثل یک چاقوی تیز که میتوانیم در راه صحیح و یا غلط از آن بهرهبرداری کنیم و ممکن است این چاقو از طریق صحیح تیز شده باشد و یا از راه غصبی. بنابراین تقویت روح چیزی شبیه تیز کردن چاقو است. لکن در سایه ریاضتهای دینی، علاوه بر اینکه نفس انسان قدرتمند میشود و او به کمالاتی میرسد؛ به سعادت واقعی و جاودان نیز دست مییابد. این امری است که با ریاضتهای غیر دینی حاصل نمیشود .
اختلافات بسیاری بین طی الارضی که توسط سلوک عرفانی مذهبی بدست میآید با طی الارضی که با ریاضتهای مرتاضهای هندی حاصل میشود،میباشد .
نخستین شرط روزه این است که روزهدار، باید نیت و قصد «قربت» کند: «انما الاعمال بالنیات البته روزهدار نیز ممکن است انگیزهاش دستیابی به بهشت و نعمتهای بهشتی باشد؛ اما باید قصد «قربة الی الله» کند. او میخواهد در قالب بندگی، رضایت خدا را به دست آورد و به دنبال آن، از نعمتهای مادی و معنوی نیز بهره بگیرد. پس در ریاضتهای الهی، قصد و انگیزه الهی است؛ ولی معلوم نیست مرتاض چنین هدفی را دنبال کند
توضیح بیشتر
ریاضت و سختی بر دو نوع است:
1. ریاضت به صورت مطلق؛ قطع نظر از آموزههای دینی
2. ریاضت در قالب آموزههای دینی و بر اساس معیارهای شرعی
تفاوتهای این دو ریاضت
1.ریاضت به معنای مطلق، عبارت است از اینکه انسان از هر راه ممکن، جسم خود را به مشقّت بیندازد تا مهارتها و توانمندیهایی را در بعد روحی به دست آورد؛ قطع نظر از اینکه آیا چنین عملی از نظر احکام شرعی و مبانی دینی صحیح است یا نه. از این رو مرتاضانی که بدون در نظر گرفتن شریعت الهی، ریاضت میکشند، برای رسیدن به هدف خود، هر عملی را انجام میدهند! حال فرقی نمیکند این کار از نظر شرعی حرام باشد، یا با کرامت انسانی سازگار نباشد؛ زیرا آنان بر این باورند که فلان عمل، موجب تقویت روح یا ارادهشان میشود. حال آنکه در ریاضتهای دینی (مانند روزه)، هرگز فرد از چارچوب شریعت خارج نمیشود و هر قدرت و نیرویی برای او مطلوب نیست. او بر اساس احکام الهی روزه میگیرد؛ زیرا اعمال احکام دینی، برای این است که انسان را در حوزه عبودیت خدا قرار دهد و او را به مقام قرب الهی برساند. پس نتیجه و اثر ریاضتهای شرعی و غیرشرعی کاملاً با هم متفاوت است
2. فرق دیگر ریاضت دینی با ریاضت غیردینی، این است که دین، به انسان اجازه ضرر زدن به خود یا به دیگری را نمیدهد و اعمال او همواره باید فایده عقلایی داشته باشد. برای مثال روزه عمل واجبی است که افراد مکلّف، باید آن را بگیرند. اما همین روزه اگر در جایی موجب آسیب شدید جسمانی، یا بیماری و یا تشدید آن گردد، حکم آن لغو میشود و چنین فردی نباید روزه بگیرد.
در حالی که مرتاض، ممکن است عملی را به این جهت انجام دهد که موجب تقویت اراده شود و کاری ندارد به اینکه این عمل ممکن است برای او ضرر داشته باشد یا نه .
3. فرق دیگر مربوط به انگیزه و هدفی است که مرتاض دنبال میکند. اگر از مرتاض سؤال شود انگیزه و هدف تو از این عمل چیست، ممکن است بگوید: برای تقویت روح، یا به جهت تقویت اراده، یا به دلیل اینکه بتوانم توانایی به دست آورم. اما نخستین شرط روزه این است که روزهدار، باید نیت و قصد «قربت» کند: «انما الاعمال بالنیات البته روزهدار نیز ممکن است انگیزهاش دستیابی به بهشت و نعمتهای بهشتی باشد؛ اما باید قصد «قربة الی الله» کند. او میخواهد در قالب بندگی، رضایت خدا را به دست آورد و به دنبال آن، از نعمتهای مادی و معنوی نیز بهره بگیرد. پس در ریاضتهای الهی، قصد و انگیزه الهی است؛ ولی معلوم نیست مرتاض چنین هدفی را دنبال کند.
حقیقت «طی الارض» چیست؟
مرحوم علامه طباطبایی(ره) که خود از عارفان و سالکین الی الله بود در پاسخ به این سؤال در رساله لب اللباب، صفحه 305 میفرماید: حقیقت طی الارض، پیچیدن زمین در زیر گام رونده است. برادر ما مرحوم آقا سید محمد حسن الهی قاضی یک روز به وسیله شاگردی که داشت و او احضار ارواح مینمود (نه با آیینه و نه با میز سه گوش، بلکه دستی به چشم خود میکشید و فوراً احضار میکرد) از روح مرحوم حاج میرزاعلی آقای قاضی(ره) راجع به طی الارض سؤال کرده بود.
منظور از پیچیدن زمین در زیر گام رونده این است که با یک اراده الهیه «کن»، «یکون» میگردد. بدون پیمودن ذرات جسم با حرکت جوهری و یا سلسله مراتب علت و معلولی طبیعی. یعنی جسم اول در آن زمان و در آن مکان و با آن مشخصات جسم ثانی میگردد
مرحوم قاضی جواب داده بودند که: طی الارض شش آیه از اول سوره طه است که میفرماید: ای پیغمبر ما قرآن را بر تو فرو نفرستادیم تا تو به زحمت و رنج بیفتی! مگر برای یادآوری برای کسی که از خدا میترسد. قرآن، فرو فرستادنی است از کسی که زمین و آسمانهای بالا را آفریده است. خداوند رحمان بر عرش خود قرار گرفت- از برای خداست آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمین است و آنچه در مابین آسمان و زمین و آنچه در زیر خاک است- و اگر صدای خود را در گفتار بلند کنی. پس خدا میداند سخن مخفی و پنهانتر از آن را- الله است که هیچ معبودی جز او نیست، از برای اوست اسمای حسنی... این آیات بسیار عجیب است، به خصوص آیه «الله لا اله الا هو له الاسماء الحسنی» چون این آیه، تمام اسما را در وجود مقدس حضرت حق جمع میکند، و مانند جامعیت این آیه در قرآن کریم نداریم.
مرحوم قاضی همیشه در ایام زیارتی، از نجف اشرف به کربلا مشرف میشد. هیچ گاه کسی ندید که او سوار ماشین شود و از این سر احدی مطلع نشد، جز یک نفر از کسبه بازار ساعت (بازار بزرگ) که به مشهد مقدس مشرف شده بود و مرحوم قاضی را در مشهد دیده بود و از ایشان اصلاح امر گذرنامه خود را خواسته بود و ایشان هم اصلاح کرده بودند. آن مرد چون به نجف آمد افشا کرد که من آقای قاضی را در مشهد دیدم. مرحوم قاضی خیلی ناراحت شدند، و گفتند: همه میدانند که من در نجف بودهام و مسافرتی نکردهام.
... آری طی الارض از خوارق عادات است... طی الارض عبارت است از اعدام جسم و بدن در مکان اول، و احضار و ایجادش در مکان مقصود، به طوری که صاحب طی الارض با اراده الهیه و ملکوتیه که به او افاضه شده است، در آن واحد میتواند خود را در محل منظور احضار و ایجاد کند.
بنابراین طی الارض اختصاص به نفوس قدسیه الهیه دارد و تا افراد به معرفت نفس که ملازم معرفت رب باشد نرسیده باشند و تصرف در مواد کائنات ننمایند نمیتوانند طی الارض کنند... اما کسانی که کاملاً به مقام کمال نرسیدهاند، طی الارض آنها ناقص است و برای خلاقیت ابدان در محل منظور، احتیاج به صرف وقت و اعمال قوه بیشتری دارند.
منظور از پیچیدن زمین در زیر گام رونده این است که با یک اراده الهیه «کن»، «یکون» میگردد. بدون پیمودن ذرات جسم با حرکت جوهری و یا سلسله مراتب علت و معلولی طبیعی. یعنی جسم اول در آن زمان و در آن مکان و با آن مشخصات جسم ثانی میگردد.
فرآوری : زهرا اجلال
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
منابع:
سایت اندیشه قم
سایت مطهر
سایت حوزه


