محمد غفاری مشهور به کمال الملک، نقاش مشهور دوره ناصری است. وی که در خانواده ای هنرمند پرورش یافت تاپیر بسزایی در جهت گیری هنر نقاشی ایران داشت.

چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
کمال الملک دربار ناصری
کمال الملک دربار ناصری محمد غفاری مشهور به کمال الملک، نقاش مشهور دوره ناصری است. وی که در خانواده ای هنرمند پرورش یافت تاپیر بسزایی در جهت گیری هنر نقاشی ایران داشت. محمد غفاری معروف به کمال‌المُلک نقاش ایرانی (زاده1267 - درگذشته 1359هـ.ق) یکی از مشهورترین و پر نفوذترین شخصیت‌های تاریخ هنر معاصر ایران به شمار می‌آید. وی در یکی از خانواده‌های هنرمند و سرشناس در کاشان چشم به جهان گشود. پدرش میرزابزرگ غفاری کاشانی، دستی در نقاشی داشته؛ ابوالحسن غفاری، صنیع‎الملک عمویش، بنیانگذار نخستین هنرکده و پیشگام هنر گرافیک در ایران بوده و ابوتراب غفاری برادر مهتر محمد غفاری، نقاش و چاپگری بوده که تصویرهای روزنامه شرف را به واسطه او می شناسیم. وی به همراه برادرش ابوتراب برای ادامه تحصیل به تهران می‌رود و در مدرسه دارالفنون که زیر نظر مزین‌الدوله بوده، مشغول به تحصیل هنر می‌شود. با نشان دادن استعداد ویژه اش به دربار راه می‌یابد. ناصرالدین‌شاه نخست در عمارت شمس‌العماره اتاقی برای او معین می‌کند و سپس در عمارت بادگیر به او منزلی می‌دهد.وی ابتدا لقب پیشخدمت مخصوص و سپس نقاشباشی را به خود می‌گیرد. با او، وظیفه‌ جدیدی در دربار تعریف می‌شود که بر اساس آن نقاش دربار باید رویدادها، اشخاص، ساختمان‌ها، باغ‌ها و غیره را همچون عکاسی دقیق ثبت کند تا به عادی‌ترین مظاهر زندگی و محیط درباری سندیت تاریخی ببخشد. پس از مدتی که محمد به مقام و منزلتی در خور می‌رسد، در تالار آیینه کاخ گلستان، کارگاهی برایش برپا می‌کنند که فقط محمد و شخص شاه حق ورود به آن را داشته‌اند. امین‌السلطان، صدراعظم وقت در سال1310 ه.ق از شاه درخواست تشویق برای محمد می‌کند و ناصرالدین‌شاه لقب «کمال‌الملک» را به او عطا می‌کند. کمال‌الملک در دوره‌ای به هنر روی می‌آورد که نسل نقاشان پیش از او، به سمت درک نقاشی کلاسیک غرب رفته‌اند. حرکتی که محمد‌زمان، نقاش مشهور عهد صفوی آغازگرش بوده است؛ حرکت به سوی واقع‌گرایی و طبیعت‌گرایی در هنر. این موج طبیعت‌گرایی ادامه می‌یابد تا از مزین‎الدوله به عنوان مدیر مدرسه‌ای که کمال‌الملک در آن تحصیل کرده، به او منتقل می‌شود. با پیشینه‌ 200ساله فرنگی‌سازی، ره‌آورد تازه‌ صنیع‌الملک از اروپا، رواج عکاسی در ایران و شیوع روحیه‌ تقلید در دربار ناصری، گرایش به طبیعت‌نگاری در کمال‌الملک منطقی و قوی به نظر می‌رسد. كمال‌الملک، شیفته این هنر می‌شود و بدین ترتیب، بیش از سایر معاصرانش در این راه تلاش می‌كند و هدف محمد زمان‌ها و مزین‌الدوله‌ها را به ثمر می‌رساند. به‌درستی کمال‌الملک بیش از هر نقاش دیگری در تاریخ نقاشی ایران، طبیعت‌نگاری را در حد قابل ستایشی به بار نشانده است. بعد از کشته شدن ناصرالدین شاه، کمال‌الملک برای مطالعه هنر به اروپا می‌رود. رم، فلورانس و پاریس. سه‌سال را در اروپا می‌گذراند و به رونگاری از آثار استادانی چون رافائل، رامبراند و تیسین می‌پردازد. با فانتن لاتور، هنرمند فرانسوی نیز آشنا می‌شود. این سفر تاثیر مثبتی در اسلوب کار و حتی طرز دید او می‌گذارد. در دورانی که کمال‌الملک در خاک ایران می‌زید، دستیابی به آثار هنرمندان سرزمین‌های دیگر بسیار سخت و محدود است. بیشتر، چاپ‌ها و کپی‌های نازل از هنرمندان اروپایی از طریق تاجران به ایران راه می‌یابد و کمال‌الملک با شیفتگی خاصی، برای جستجو و کشف شیوه‌ کاری آن‌ها به کپی از این آثار می‌پردازد. علاوه بر کپی از آثار راه یافته به ایران، کمال‌الملک از روی عکس‌ها نیز بازنگاری می‌کند. پرتره‌ی اعتضاد‌السلطنه که به‌واسطه‌ آن کمال‌الملک به دربار راه می‌یابد نیز یکی از همین نمونه‌های بازنگاری عکس‌هاست. تابلوی «حوضخانه صاحبقرانیه» به یقین از عکس استفاده شده؛ زیرا دیدن نقوش بنای مورد نظر با نگاه کردن مستقیم و از راه دورتقریبا محال است. بعد از کشته شدن ناصرالدین شاه، کمال‌الملک برای مطالعه هنر به اروپا می‌رود. رم، فلورانس و پاریس. سه‌سال را در اروپا می‌گذراند و به رونگاری از آثار استادانی چون رافائل، رامبراند و تیسین می‌پردازد. با فانتن لاتور، هنرمند فرانسوی نیز آشنا می‌شود. این سفر تاثیر مثبتی در اسلوب کار و حتی طرز دید او می‌گذارد. سپس به دستور مظفرالدین‌شاه به ایران باز می‌گردد. کنار آمدن با شاه جدید برایش سخت می‌نماید؛ چرا که مظفرالدین‌شاه برخی ذکاوت‌ها و ظرایف اخلاقی ناصرالدین شاه را ندارد. در نتیجه کمال‌الملک، هم زمان با یکی از سفرهای شاه به اروپا، به عراق می‌رود و چندسالی را در آنجا می‌گذراند و آثاری را خلق می‌کند. در زمان جنبش مشروطه، کمال‌الملک مشارکت مستقیمی را نشان نمی‌دهد اما به سهم خود به ترجمه آثار نویسندگان انقلابی و رهبران به ویژه ژان‌ژاک‌روسو می‌پردازد. مقالات و ترجمه‌های کمال‌الملک، طعم آزادی و عطر انسانی می‌دهد. پس از پیروزی مشروطه هم پرتره‌ای از «سردار اسعد بختیاری»، فاتح تهران ، خلق می‌کند. سفر اروپای کمال‌الملک، همزمان با جنبش‌های امپرسیونیسم و پست‌امپرسیونیسم در اروپاست. ولی کمال‌الملک به این جنبش‌ها پشت می‌کند؛ به موزه‌ها می‌رود و شیفته‌ آثار استادان رنسانس و پاروک می‌شود. چرا و چطور می‌شود که جهش‌ها و حرکت‌های نوین نقاشی غرب، توجه کمال‌الملک را جلب نمی‌کند؟ پشت کردن کمال الملک به اتفاقات روز اروپا، عجیب و غیرطبیعی نیست؛ چرا که نقاشان امپرسیونیست اروپا، به زمینه‌ای غنی از کارهای استادان عهد رنسانس، نئوکلاسیک، باروک و... متکی بودند و کمال‌الملک از دوره‌ای هنری در ایران می‌آمد که نقاشی برداشتی از عکس بود و آناتومی و پرسپکتیو و قواعد نقاشی، هنوز ناشناخته و غریب مانده بود. اما کمال‌الملک به راستی سبک و اسلوب نقاشی‌های رامبرانت و رافائل را نیز به خوبی درک نکرد؛ زیرا در آثارش نشانی از آشنایی‌ با اسلوب لعابرنگ که مخصوص آن هنرمندان بوده، به چشم نمی‌خورد.. از دیگر نشانه‌های نقاشی‌های کمال‌الملک، تحت تاثیر بودنِ تمایلات و سلیقه ناصرالدین‎شاه است. کمال‌الملک هنرمندی درباری بود. از این رو موضوع یک دسته از بیشترین آثارش را، بناهای اشرافی قاجار، شامل می‌شوند. دسته‌ای دیگر از آثارش شامل مضامین اجتماعی‌اند. و دسته‌ای دیگر منظره‌سازی‌های او هستند. در آثار منظره‌سازی و فضاهای معماری و درون ساختمان‌های دربار، پرسوناژ قابل اهمیتی دیده نمی‌شود و اگر شخص یا اشخاصی باشند، با مقیاس بسیار کوچک در متن منظره قرار گرفته‌اند. اما در آثاری که با مضامین اجتماعی کار شده‌اند، توجه به انسان به چشم می‌خورد و ترکیب چند انسان در تابلو مورد استفاده‌ کمال‌الملک قرار می‌گیرد. کمال‌الملک مستقیما با طبیعت و عناصر آن برخورد داشته است تا پیش از او چنین برخوردی با طبیعت نداشته‌ایم. او از اولین کسانی است که در نقاشی ایران، به مفهوم متداول امروز، منظره‌پردازی می‌کند و چه بسا تعریف امروز منظره‌پردازی، با او و تعداد انگشت‌شمار هم‌نسلان او آغاز می‌شود. او از اولین نوآورانی است که قلم و رنگ و ابزارهای نقاشی خود را به دامان طبیعت می‌برد و از نماهای طبیعی در برابر چشم‌هایش نقاشی می‌كند و از این رو بسیار با اهمیت است. اگرچه مناظر کمال‌الملک نسبت به دو گروه دیگر آثارش توان فنی کمتری دارند ولی به جهت نو بودن مضمون و خلاقیت هنری، دارای درجه اعتبار بالاتری هستند. کمال‌الملک مدرسه‌ای به نام صنایع مستظرفه بنیاد می‌نهد و ریاستش را عهده‌دار می‌شود و به تربیت شاگردان می‌پردازد. صنایع مستظرفه، سومین مرکز آموزش هنرهای زیبا در ایران که بعد از مدرسه دارالفنون و مجمع‌الصنایع تاسیس شده بود، به کار خود ادامه داد و با تعلیم و تربیت شاگردانی چون اسماعیل آشتیانی، محمود اولیا، علی‌محمد حیدریان، حسین شیخ، علی رخسار، ابوالحسن صدیقی و جمشید امینی، مکتبی را تحت عنوان مکتب کمال‌الملک به ثبت رسانید. کمال‌الملک با مشکلات زیادی روبه‌رو می‌شود و از مسئولیتش در دارالفنون استعفا می‌دهد. از جمله این مشکلات نابینا شدن تقریبی استاد است. نوع آموزش کمال‌الملک برای تربیت شاگردانش، مثال زدنی است. بزرگواری و منش او در شاگردانش نیز تاثیر می‌گذاشت به‌طوری که کمال‌الملک را مرشد و مراد خود می‌دانستند. کمال‌الملک به‌راستی انسانی وارسته با سجایای اخلاقی بود و به نقل از شاگردانش مقداری از حقوق شخصی‌اش را که 300تومان بود، هر ماه به شاگردان بی‌بضاعت مدرسه می‌داد و سفره‌اش همیشه به روی شاگردانش گشوده بود. پس از مدتی با سردار سپه نیز نمی‌تواند کنار بیاید. کمال‌الملک به اطاعت او درنمی‌آید و شاه چون از تطمیع او بهره‌ای نمی‌یابد و او را در سازش و همکاری با خود نمی‌بیند، هزینه‌های مدرسه را قطع می‌کند. کمال‌الملک با مشکلات زیادی روبه‌رو می‌شود و از مسئولیتش در دارالفنون استعفا می‌دهد. از جمله این مشکلات نابینا شدن تقریبی استاد است. پس از این واقعه است که کمال‌الملک، نقاشی‌هایش را به مجلس شورای ملی می‌فروشد و با پول آن‌ها و مقدار پس‌انداز اندکش، ملک کوچکی در حسین‌آباد نیشابور می‌خرد و سال‌های آخر عمر خود را در آنجا می‌گذراند و 27مرداد 1319هـ.ش در سن 92سالگی با شهرت و محبوبیت یک قهرمان ملی درمی‌گذرد و در جوار مقبره عطار نیشابوری دفن می گردد. فراوری:ی.پیشوایی بخش هنری تبیان منابع: شرح حال کمال‌الملک از زبان خودش (یادنامه کمال‌الملک)؛ داراب بهنام شباهنگ، علی دهباشی؛ تهران 1364 نقاشی ایران(از دیرباز تا امروز)؛ رویین پاکباز؛ تهران 1383 کمال هنرـ احمد سهیلی خوانساری ـ تهران 1368 هنرمند ایرانی و مدرنیسم ـ کامران افشار مهاجر ـ دانشگاه هنرـ تهران 1384 نقاشی ایران(از دیرباز تا امروز)ـ رویین پاکبازـ تهران 1383 مجله خیال شرقی ـ کمال منظره‎سازی در عهد قاجار ـ علی اصغر میرزایی مهر ـ شماره 2 اردیبهشت 84 فائزه مهدی‎پناه/ روزنامه شهر آرا سایت اینترنتی کمال الملک

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها