پذیرش ولایت، شرط قبولی عبادت

مقدمه
می دانیم که شروع روز دانش آموزان با یک برنامه صبحگاهی مناسب علاوه بر پرورش روح معنوی دانش آموزان، در بالا بردن سطح آموزشی آن ها از لحاظ یادگیری تاثیرگذار است.
مثلاً اگر معلم پرورشی مدرسه بتواند هر هفته یک کلاس را برای برگزاری برنامه های صبحگاه مدرسه انتخاب و هدایت نماید:
- اول: تمام دانش آموزان طبق استعداد خود در امور و انجام برنامه ها مشارکت می نمایند.
- دوم: طبق ایام اله برای پیدا کردن مطالب مناسب روز اجرای برنامه به دنبال مطالبی از قبیل شعر، مقاله، طنز و غیره هستند.
- سوم: مراسم آغازین مدرسه از یکنواخت بودن و احیاناً خسته کننده بودن به پویایی و سرشار بودن تبدیل می شود.

یکی از کارهایی که در اکثر مدارس کشور عزیزمان انجام می شود، خواندن آیاتی از قرآن مجید می باشد، در این زمینه چنان چه دانش آموزان بتوانند علاوه بر شنیدن آیت، با مفاهیم متعالی این معجزه الهی آشنا شوند، بی شک به هدف والای نزول وحی رهنمون گشته ایم.
در این راستا، مرکز یادگیری جهت غنی سازی برنامه های صبحگاه مدارس، به بررسی و تفسیر برخی از آیات قرآن پرداخته است. در این قسمت سعی شده، تفسیر به زبان ساده و قابل درک برای دانش آموزان ارائه گردد.
در این مقاله، آیات 58 تا 61 سورة مبارکه بقره ( صفحة 9 قرآن به خط عثمان طه ) مورد بررسی قرار می گیرد.
آیات مربوطه توسط یکی از دانش آموزان قرائت شود، شما می توانید برای شنیدن فایل صوتی آیات این صفحه کلیک نمایید.
جهت دریافت فایل صوتی آیات فوق، کلیک کنید.
نکات تفسیری مربوط به آیات در ادامه توسط یکی از دانش آموزان قرائت شود.
تمامی آیات فوق ( به بخشی از زندگی بنیاسرائیل اشاره میكنند كه دو آیة نخست اینصفحه، قسمتی از این بخش را بیان مینماید. )
پس از آنكه بنیاسرائیل، از چنگال فرعونیان نجات یافتند، «خداوند، به آنها فرمان داد كه بهسوی سرزمینِ مقدّسِ فلسطین حركت كرده و در آن وارد شوید و از نعمتهایآن بهطور فراوان، هرچه میخواهید، بهرهمند گردید و برای توبه ازگناهانتان، ضمن خضوع در پیشگاه خداوند، از درِ بیتالمقدس وارد شوید و از صمیم قلب بگویید: حِطّه كه كلمة استغفار است بهمعنای «خداوندا،گناهان ما را بریز».

«خداوند نیز به آنها وعده دادكه در صورت عمل به ایندستور، گناهانتان را خواهیم بخشید و حتّی به افراد پاك و نیكوكار، علاوه بر بخششگناهان، پاداش دیگری نیز اضافه خواهیمنمود».
«امّا عدّهای از بنیاسرائیل كه به گناهآلوده بودند، ازگفتن ذكر توبه سر باز زده و بهجایآن، كلمة نامناسبی را بهطور استهزا گفتندكه خداوند نیز این گنهكاران را بهخاطر آلودگیشان به گناه و توبه نكردنشان، به نوعی از بیماری طاعون كه بهسرعت در میان آنها شایع شد، مبتلا كرد و حتّی عدّهای را از میان برد».
شاید بههمین مناسبت باشد كه یكی از درهای بیتالمقدس را باب حطّه نامگذاری كردهاند.
پیرامون آیة 58 در روایتی از رسولخدا(ص) نقل شده: «ما اهلبیت، باب حطّه هستیم». یعنی، همانگونه كه بنیاسرائیل موظّف بودند از باب حطّه وارد بیتالمقدس شوند تا مشمول رحمت و آمرزش خدا قرارگیرند، ما مسلمانان نیز موظّفیم از در ولایت اهلبیت(ع) وارد دین شویم تا مشمول رحمت خداوند قرار گیریم.

در اینجا، نكتهای لازم به ذكر است و آن اینكه متأسّفانه، اكنون، یكی از القائات شیطانی كه به ذهن و زبان برخی از ناپختگان افتاده، وسوسة اكتفاکردن به قرآن است كه مرتّب میگویند: ما فقط، قرآن را قبول داریم و هرچهكه در قرآن است، میپذیریم. این، همان است كه عمَربنخَطّّاب، آنرا پایهگذاری كرده و فرقة وهّابیّه آنرا ترویج مینماید. اینحرف از اوست كه در كنار بستر پیامبراكرم(ص)، درحالیكه آن حضرت در آخرین لحظات عمر شریفش میخواست نوشتهای در باب ولایت علیّ امیر(ع) به دست امّت بدهد، گفت: كتاب خدا و قرآن در دست ما هست و نیازی به چیز دیگر نداریم. درصورتیكه خود قرآن میفرماید: باید منكنار کسی که مرا( = منظور مرا ) روشن می سازد كه همانآورندة من و رسولخداست، قرارگیرم. رسول هم فرموده: پس از من، عترت و اهلبیت من باید كنار كتاب خدا قرار گیرند و تبیینكنندة آن باشند و ایندو، نباید از هم جدا شوند؛ قرآن جدا شدة از عترت، نهتنها، هدایتگر نیست، بلكه گمراهكننده است. مگر خود قرآن نمیفرماید: قرآن، تنها، برای مؤمنان به ولایت علی(ع) شِفابخش است، ولی دربارة ظالمان منحرف از ولایت علی(ع)، خسارتبار و زیانبخش است.

معاویه، با همین قرآن كه روی سر گرفتهبود، به جنگ علی(ع) رفت و آنهمه خونریزیها كرد و امّت اسلامی را به خاك سیاه نشاند. امروز هم دنبالهروهای پسر خطّاب و معاویهاندكه دَم از قرآن تنها میزنند و سخن از عترت و اهلبیتِ رسول(ص) بهمیان نمیآورند و درعینحال، خود را متدیّن و معقتد به قرآن میدانند! اینان، همان كسانی هستندكه قرآن دربارةشان فرموده: آیا میخواهید زیانكارترین مردم را به شما بشناسانم؟ آنها كسانی هستند كه از راه به بیراهه افتادهاند و درعینحال، میپندارند كه راه نجات، هماناست كه آنها میروند.
مردی خدمت امام صادق(ع) عرضكرد: در میان مخالفان شما كه ولایت شما را قبول ندارند، افرادی هستندكه بسیار خوبند؛ صادق و امین بوده و اهل عبادت و خضوع و خشوعند.آیا اینها از اعمالشان بهرهای نمیبرند؟ امام(ع) قصّهای برای او نقلكرد و فرمود: در بنیاسرائیل مردی عابد و زاهد بود. مشكلی برایش پیشآمد. چهل شبانهروز مشغول عبادت شد و از خدا تقاضای حلّ مشكلكرد، ولی نتیجهای نگرفت! خدمت حضرت عیسی(ع) آمدكه پیامبر و ولیّ زمان بود. گفت: آقا، عجیب است! من چهل شبانهروز عبادتكردم و خدا، خدا گفتم، ولی مشكلم حل نشد! از شما تقاضامندم دعایی دربارة من بفرمایید تا مشكل من حل شود و بفهمم گیركار من دركجاست؟ و راز بیاعتنایی خدا نسبت به دعای من چیست؟ حضرت عیسی(ع) نمازی خواند و دست به دعا برداشت. خطابآمد: به این مرد بگو: ازآندریكه من بازكردهام، رو به من نمیآیی! من نبوّت و ولایت عیسی را راه بندگی بندگان خود قرار دادهام، ولی تو از راه دیگر میروی و لذا هرگز به هدف نخواهی رسید! اگرآنقدر ناله کنی كه رگگردنت قطع شود، اجابت نخواهمكرد! حضرت عیسی(ع) رو به اوكرد وگفت: مگر تو در نبوّت من شك داری؟ او شرمنده شد وگفت: بله؛ تاكنون در نبوّت شما تردید داشتم. ولی اینك توبهكردم و ایمانآوردم.

اَلْحَمْدُ لِلّهِ الّذی جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّكین بِوِلایَهِ مَوْلانا اَمیرِالْمُؤمِنینَ عَلِیِّبْنِاَبیطالِبٍ وَ الاَئمّهِ الْمَعْصومینَ مِنْ وُلْدِهِ عَلَیْهِمُ السَّلام
مرکز یادگیری سایت تبیان - تهیه: علی هندی، ویراستار: سید علی مرتضوی
تنظیم: نوربخش


