این مطلب در ادامه مطلب قبلی و برای معرفی جنبش وال استریت آورده شده است. صحبت هایی که در زیر میخوانید میز گردی است که میان دکتر پورمحمدی و دکتر احمد حنیف برگزار شده است

چهارشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
وال استریت گرسنه است
وال استریت گرسنه است این مطلب در ادامه مطلب قبلی و برای معرفی جنبش وال استریت آورده شده است. صحبت هایی که در زیر میخوانید میز گردی است که میان دکتر پورمحمدی و دکتر احمد حنیف برگزار شده است پیش از این درباره ماهیت تاریخی جنبش و پایگاه مردمی آن میان مردم صحبت شد. شعار معروف ما 99 درصد هستیم و میزان درستی آن بررسی گردید و مطرح شد که الزاما شرکت کنندگان در این جنبش اعتراضی؛ افراد بیکار و بدون سرنوشت اقتصادی مشخص نیستند. حال به ادامه بحث می پردازیم معترضین از چه ابزارهایی برای اطلاع‌رسانی و ... استفاده می‌کنند؟ تظاهرات‌ چگونه ساماندهی می‌شوند؟ نقش شبکه‌های اجتماعی در این میان چگونه است؟ علی پورمحمدی: جنبش در ابتدا بیشتر بر شبکه های اجتماعی مثل ایمیل، فیس بوک و توییتر تکیه کرده بود اما اکنون علاوه بر این ابزارهای اینترنتی، ابزارهای غیرمجازی مثل اعلامیه کاغذی و ... به کار برده می شود. اما در کل، توییتر بیش از بقیه، به کار برده می شود. چگونه جنبش در خود امریکا و در کشورهای مختلف بطور سریع و تصاعدی گسترش یافت؟ علی پورمحمدی: در 17سپتامبر، 80 نفر در پارک زوکوتی جمع می‌شوند و تظاهرات می‌کنند. در 30 سپتامبر تظاهرات بزرگی بر روی پل بروکلین در وال استریت روی می‌دهد که بیش از پانزده هزار نفر در آن شرکت می‌کنند. در این راهپیمایی، 700 نفر به دلیل بستن راه عبور و مرور بازداشت می‌شوند که بسیاری از آنها آزاد می‌شوند. بعد این، شرکت کنندگان در جنبش، دعوت به آکوپای وال استریتِ جهانی می‌کنند؛ یعنی اینکه بیایید در تمام جهان همچون اعتراضی به فساد و بی عدالتی انجام بدهیم. در پاسخ به دعوت جهانی این جنبش، در 1500 شهر و حدود 82 کشور تظاهرات‌های سریالی اتفاق می‌افتد که مهم‌ترین آنها در رم ایتالیا است که به خشونت کشیده می‌شود. گفتید به اروپا کشیده شد، تفاوت عمده جنبش وال استریت آمریکا با تظاهرات‌های مشابه در اروپا چیست؟ علی پورمحمدی: اروپا خیلی محافظه‌کارتر از آمریکا است و آمریکا در برابر، خیلی لیبرال‌تر است. اروپا در مقایسه با آمریکا محتاط‌تر عمل می‌کند. زوریخ شاید پول‌دار ترین شهر دنیا است. حتی در این شهر هم این تظاهرات برگزار شده است. این نشان می‌دهد که این مساله یک مطالبه جهانی و عمومی ‌است برای این که بین سیاستمداران و فعالان اقتصادی رابطه‌ای فسادآور اتفاق افتاده است. زوریخ شاید پول‌دار ترین شهر دنیا است. حتی در این شهر هم این تظاهرات برگزار شده است. این نشان می‌دهد که این مساله یک مطالبه جهانی و عمومی ‌است برای این که بین سیاستمداران و فعالان اقتصادی رابطه‌ای فسادآور اتفاق افتاده است. احمد حنیف: من فکر می‌کنم که این جنبش، جنبش خیلی مهمی ‌است چون خارج از محدوده یک کشور است این جنبش 15اکتبر بین‌المللی شد همه در همه جای دنیا به خیابان آمدند. برخی جاها که مشکل فقر و مشکا اقتصادی بیشتر دارد مثل اسپانیا و پرتغال و یونان، مردم بیشتر آمدند اما این طور نبود که در جاهای دیگر، خبری نباشد. مردم در لندن، در وین و زوریخ هم به خیابان ریختند. آقای پورمحمدی گفتند مردم اروپا محافظه کارتر هستند اما در ایام جنگ با عراق، و بطور کلی ایام بوش، دیدیم که یکی از بزرگترین انتقادها از مردم آمریکا این بود که چرا مردم آمریکا بر علیه جنگ در عراق اعتراض نمی‌کنند. اعتراض‌ها علیه جنگ، بیشتر در اروپا بود. کلا اروپا ضد جنگ است. علی پورمحمدی: چون مطالبات اقتصادی در اروپا نسبت به آمریکا بیشتر است همه درخواست‌های آنها، اقتصادی و محیط زیستی است یعنی economic protest و environment protest. اعتراض سیاسی آنها کمتر است برعکس آمریکا که اعتراض سیاسی و political protest پررنگ تر و بیشتر است. اینکه چرا جنبش وال استریت در اروپا جواب گرفته به این مسئله برمی‌گردد، چون اعتراض‌ها در اروپا بیشتر اقتصادی بوده است. جنس این جنبش هم اقتصادی است برخلاف بهار عربی در خاورمیانه که کاملا سیاسی است. در کل این جنبش در آمریکا کاملا اقتصادی است و اصلا صحبت سیاسی ندارد. احمد حنیف: البته صحبت سیاسی هم هست. علی پورمحمدی: هست اما اصلش اقتصادی است. ما اگر بخواهیم ببریم توی فضای سیاسی، بحث را منحرف می‌کنیم. از اوباما می‌پرسند چرا مردم به خیابان آمده اند، می‌گوید من فکر می‌کنم مردم آمریکا سرخورده شده اند. برای اینکه یکی از مهمترین شعارهای اوباما این بود که "ما می‌توانیم". یعنی اینکه می‌توانیم از راه دموکراسی جلو برویم و سرمایه‌دارها تاثیر نداشته باشند و بیشتر مردم تاثیر داشته باشند. اگر یادتان باشد در دوران انتخاب اوباما دموکرات‌ها می گفتند: The period of hope زمان اوباما زمان آروزها و امیدها بود اما حالا خود این جنبش بیان می‌کند که ما نسبت به اوباما ناامید شده ایم ما توقع داشتیم وقتی اوباما می آید بیاید جلوی بانک‌ها را بگیرد و جلوی وال استریت بیاستد چون وال استریت از طرق سیاسی در زندگی مردم دخالت می‌کند. احمد حنیف: بله زمانی که اوباما آمد در آمریکا امید نبود. برخی می‌گفتند اوباما با پشتیبانی خود وال استریت بالا آمد. علی پورمحمدی: این نکته، خیلی نکته مهمی‌است دقیقا زمانی جنبش وال استریت راه می‌افتد که مردم نسبت به اوباما ناامید شده اند. اوباما در اولین سخنرانی خود که به این جنبش عکس العمل نشان داد، گفت؛ "مثل اینکه مردم آمریکا سرخورده شده اند". اوباما همچنین گفت؛ "مردم فکر می‌کنند که دولت خیلی به آنها توجه ندارد دولت و حکومت آمریکا به وال استریت بیشتر توجه دارد تا به مردم. مردم فکر می‌کنند که از حکومت جدا شده اند" اوباما دقیقا کلمه Separate را به کار می‌برد. جدایی مردم از حکومت در آمریکا نشان می‌دهد که مردم ناامید شده اند و جنبش وال استریت مساله مهمی‌است. وال استریت جدایی مردم از حاکمیت را نشان می‌دهد و این مساله در آمریکا کم اتفاق می‌افتد یعنی بهترین زمان در جامعه آمریکا از نظر فضای امیدوار سیاسی انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب اوباما بود. مردم مشارکت بالایی داشتند و درصد آرا هم بالا بود اما چند سال بعد درست در همین زمانِ اوباما، این جدایی شکل گرفت. این اعتراف مهمی‌است که اوباما می‌کند. این بسیار قابل تامل است که این جدایی در زمان خود اوباما اتفاق می‌افتد. احمد حنیف: البته به بوش بر می‌گردد. احمد حنیف: می‌شود گفت با ریگان و تاچر شروع شد. علی پورمحمدی: البته یک مقدار دموکرات‌ها آمدند و فضا را تعدیل کردند اما بوش آمد و جنگ را راه انداخت وخراب کرد. احمد حنیف: تاچر و ریگان می‌خواستند از سیستم اقتصادی جان اف کینز دور بشوند. بعد از آمدن تاچر خیلی از کمک‌های دولتی برای مردم قطع شد و در کل، رفتار سوسیالیستی در اقتصاد را کنار گذاشت. این جدایی از دوره تاچر و ریگان شروع شد. دولت از مردم جدا شد و بیشتر به ثروتمندان و وال استریت توجه کرد تا اینکه بحران اقتصادی به اوج رسید. الان زمان اوباما به اوج رسیده است. جنبش چه هدفی را دنبال می‌کند؟ علی پورمحمدی: در اینکه آیا جنبش وال استریت هدف دارد را نه، بحث زیاد است. بیانیه‌ها و اعلان‌هایی که راهپیمایی‌ کننده‌ها پخش می‌کنند، نشان می‌دهد که این جنبش هدف مشخصی ندارد. واقعا اینکه هدف آن‌ها چیست، معلوم نیست اما یک چیز واحد و مشترک که از میان همه حرف‌های آن‌ها می‌آید، این است که می‌گویند؛ ما می‌خواهیم فساد تمام شود ما می‌خواهم رابطه فسادآور بین سیاستمداران و اصحاب اقتصاد قطع شود. جدایی مردم از حکومت در آمریکا نشان می‌دهد که مردم ناامید شده اند و جنبش وال استریت مساله مهمی‌است. وال استریت جدایی مردم از حاکمیت را نشان می‌دهد این بی هدفی و یا تعدد اهداف و نامسخص بودن خواسته‌ها، به ضرر جنبش نیست؟ احمد حنیف: برخی می‌گویند جنبش وال استریت موفق نمی‌شود بخاطر اینکه هدف و ایدئولوژی واحد ندارد و شرکت کنندگان نظرات پراکنده دارند. برخی از آنها در رابطه با محیط زیست فعالیت می‌کنند، برخی فساد اقتصادی را مطرح می‌کنند و برخی دیگر حتی مسائل سیاسی را دنبال می‌کنند و مثلا می‌خواهند سیستم انتخاباتی را اصلاح کنند. اما خیلی از متفکرین فلسفه سیاسی، می‌گویند قدرت این جنبش در همین است که هدف تعیین‌شده ندارد و فرصتی است برای مردمی ‌که قدرتی در سیاست ندارند و می‌بینند که دولت به فکر مسائل مبتلابه آنها نیست. آن‌ها حالا فرصتی پیدا کرده‌اند که به خیابان بروند و مسائل خود را اظهار کنند. برخی از متفکران سیاسی به این روش می‌گویند Direct Democracy یعنی دموکراسی مستقیم یعنی دموکراسی بی‌سر و دموکراسی بدون رهبر. خود مردم با جمع شدن در خیابان، پروسه دموکراسی را متحول می‌کنند. جنبش وال استریت مثل جنبش هیپی‌ها در دهه 60 است که هدف واحد نداشت اما خیلی از مردم که مشکلاتی داشتند می‌آمدند و در آن شرکت می‌کنند. جنبش وال استریت یک Protest Movement است که در تاریخ آمریکا اثر عمیقی بر سیستم آمریکایی گذاشته است. بخش اقتصاد تبیان منبع:سایت جماران

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها