او چنانچه حقش را بگیرد، اگر تعیین کرده باشی تشکر کرده و بدون کم و کاستی آن را می پذیرد. وای به روزی که...

پنجشنبه ۳ آذر ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
اگر با تو باشم - داستان سوم
اگر با تو باشم - داستان سوم هنوز حرفم تمام نشده بود که سرم فریاد کشید: وای بر تو معتب این مرد بیچاره کارش را شروع کرده و هنوز برای او اجرتی تعیین نکرده ای؟ همان ابتدا باید مزد کارگرت را معین کنی تا او ناراضی نباشد و مبادا خودش را طلبکار بداند. او چنانچه حقش را بگیرد، اگر تعیین کرده باشی تشکر کرده و بدون کم و کاستی آن را می پذیرد. وای به روزی که این کار را نکرده باشی، می دانی اگر به مزدش هم چیزی اضافه کنی او لطف و محبتت را سپاس می گوید و آن را فراموش نمی کند. معتب خود را به مرد کارگر رساند. باید کاری که حضرت به او محول کرده بود زودتر انجام می داد. منبع: كافی ج 5 ص 288 ح 1 بخش حریم رضوی

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها