در مطلب اول به جزئیاتی از شیوه سرکوب رژیم پهلوی پرداختیم و در این مطلب این موضوع را نظامی تر پی می گیریم.
تشکیلات نظامی سرکوب پهلوی
در مطلب اول به جزئیاتی از شیوه سرکوب رژیم پهلوی پرداختیم و در این مطلب این موضوع را نظامی تر پی می گیریم.
دستگاهها و تشکیلات نظامی سرکوب
ارتش: سابقه ارتش نوین در ایران به دوران صفویه باز میگردد و ایجاد توپخانه و دستههای سواره نظام و پیاده نظام را با همکاری اروپاییان ایجاد کردند؛ دولت قاجار بعد از شکست در جنگهای ایران و روسیه به گسترش ارتش از نظر کمی پرداختند در زمان امیرکبیر با تاسیس دارالفنون به ساخت کارخانجات اسلحه سازی و ایجاد حقوق ثابت برای ارتشیان همت گمارده شد. ارتش در زمان رضاخان تغییرات زیادی کرد؛ اما بزرگترین ارتش خاورمیانه فقط چند ساعت توانست در مقابل متفقین مقاومت کرد.
محمدرضا در هنگام تاجگذاری با ارتشی متلاشی شده که به علت طرفداری از استبداد و ابزار سرکوب بودن فاقد پایگاه اجتماعی بود روبهرو بود، شاه فکر میکرد علت ناتوانی ارتش ضعف مستشاران اروپایی است، وی در سال 1320 از مستشاران امریکایی دعوت به کار کرد. در جریان ملی شدن صنعت نفت دکتر مصدق بسیاری از افسران عالی رتبه وابسته به دربار را اخراج کرد و همین افسران اخراجی ارتش مجری کودتای 28 مرداد شدند، شاه بعد از انجام کودتا تاج و تخت بازگشته را مدیون ارتش میدانست و تمام توجه خود را به تقویت آن کرد، در واقع مهمترین شغل محمدرضا شاه "فرماندهی کل قوا" بود. ارتش پهلوی در سال 1344 مانور مشترکی را با امریکا برای نشان دادن قدرت ارتش ایران در تنگه هرمز انجام داد، با رفتن انگلیس از کانال سوئز و لزوم حفظ امنیت آب راه برای ورود و خروج آزاد نفتکشهای خارجی و جلوگیری از نفوذ شوروی انجام شد. اعزام نیرو به عمان، پاکستان در شورشهای داخلی این دو کشور و نقش ژاندرمری خلیج فارس از سوی امریکا پس از افزایش قیمت نفت بود. در اواخر 1350 سیاست نیکسون ریس جمهور وقت امریکا بر این قرار گرفت تا ایران از روند وزارت دفاع و امورخارجه برای فروش اسلحه معاف شود، هواپیماهای پیشرفته اف-14، هواپیماهای شناسایی آواکس، موشکهای فونیکس، ناوشکن نوع اسپرانس، سیستم ردیابی و مراقبت الکترونیکی 15 هزار دلاری آی بی ئی ایکس از جمله خریدهای تسلیهاتی رژیم از امریکا بود، با توجه به چهار برابر شدن بهای نفت در اواخر سال 52 بودجه نظامی ایران در فاصله سالهای 51-56 به 600 درصد میشود. بودجه دویست هزار دلار در سال 42 به چهار صد و ده هزار دلار در سال 56 میرسد؛ از نظر محمدرضا شاه تنها شاخص تعیین کننده قدرت، شاحص نظامی است که با خرید و انبار کردن جنگ افزارهای پیشرفته است آن را تحقق میبخشد و کمتر به ابعاد آموزشی و انسانی آن توجه میشود، در واقع آسیب اصلی ارتش ایران فلسفه وجودی ارتش در این دوران است، جدایی از مردم و فقدان مدیریت جامع و کارآمد وابستگی لجستیکی و آموزشی و تبعیض از مشکلات اصلی آن است.
اعدام محکومین از روشهای متداول بود، خانواده معدومین اجازه برگزاری مراسم عزاداری نداشتند که این خود باعث رنجش بیشتری از رژیم میشد
هدف اصلی از تشکیل آن تامین منابع انگلیس و امریکا و حفاظت از رژیم پهلوی در مقابل جنبشهای مردمی است که از آنجمله میتوان به سرکوب قیام 15 خرداد 1342 و 17شهریور 1357 اشاره کرد.
شاه عمدا ترتیبی داد تا گروه افسران به عنوان یک قشر برجسته مجزا شوند، آنها حق تماس با خارجیان به خصوص وابستههای نظامی سفارت خانههای دولتهای دیگر در ایران را نداشتند و تنها افراد خاصی برای دلالی اسلحه انتخاب میشدند؛ ساخت فرماندهی ارتش ایران غیر متمرکز و فاقد کارایی لازم بود، شاه از لحاظ سیاسی چنین عدم تمرکزی را در فرماندهی یک ضرورت میدانست تا بدین وسیله از توطئه افسران که رژیم را تهدید میکردند، جلوگیری به عمل آورد، فرمانده هر یک از نیروهای سه گانه همیشه ملاقات جداگانهای با شاه داشتند؛ از سوی دیگر انتصاب نزدیکان و خانواده شاه در راس امور وضعیت را بغرنجتر میکرد، ژنرال خاتمی شوهر خواهر شاه تا لحظه مرگ فرمانده نیروی هوایی بود، شهریار شفیق پسر اشرف قائم مقام فرماندهی اسکادران نیروی دریایی را به عهده داشت و روشن بود که فرمانده آینده نیروی دریایی است، از طرف دیگر امرای ارتش شخصیتهای پرقدرتی نبودند. یک سوم نیروهای مسلح افراد وظیفه بودند که در جریان انقلاب از همان ابتدا به مردم پیوستند.
ب ـ دستگاههای امنیتی – اطلاعاتی
بعد از وقایع سال 42، تغییرات گستردهای در قسمت سرکوب ابزاری به وجود آمد، حسن پاکروان از ریاست ساواک برکنار و سپهبد نعمتالله نصیری فرماندار نظامی تهران به جای او رییس ساواک شد و سرلشگر حسن مبصر که در اجرای مجازاتهای فردی، تندرو بود به سمت فرماندار نظامی تهران انتخاب شد، سرهنگ عبدالعظیم ولیان که با پلیس مخفی مرتبط بود به عنوان رییس اصلاحات ارضی معرفی شد.
واحدهای امنیتی و اطلاعاتی به منظور حفظ امنیت داخلی و خنثی کردن طرحهای براندازانه در کشور تاسیس شد و عامدانه به تبلیغ رعب و وحشت میپرداخت تا کشور را در فضای از بدبینی و ترس از ساواک فرو ببرند؛ در دهه 40 و 50 که به این اقدامات با شکنجههای روحی و جسمی با وسایل مختلف الکتریکی و فیزیکی، کابل برق، وسایل مافوق صوت، آویزان کردن مخالفان، و غیره تشدید شد و کشور در فضایی نیمه امنیتی قرار گرفت. شاه در مصاحبه با مایک دالاس که در مورد شکنجه در ایران سوال کرده بود، گفت: البته شکنجه با متدهای قدیمی مثل پیچاندن دست و یا کارهای از این قبیل را انجام نخواهیم داد؛ چون در حال حاضر روشهای هوشمندانهتری برای وادار کردن زندانی به پاسخگویی وجود دارد.
بعد از وقایع سال 42، تغییرات گستردهای در قسمت سرکوب ابزاری به وجود آمد
این یک مزهپرانی صرف سیاسی نبود، شدت سیاستهای سرکوب گرایانه رژیم به گونهای بود که کمیسیون بینالمللی داوران در گزارشی تشریح کرد، تردیدی نیست که طی سالها شکنجه سیستماتیک علیه افراد مظنون به ضدیت با دولت که تحت بازداشت ساواک هستند، اعمال شده است.
اعدام محکومین از روشهای متداول بود، خانواده معدومین اجازه برگزاری مراسم عزاداری نداشتند که این خود باعث رنجش بیشتری از رژیم میشد. رژیم پهلوی آمار زندانیان سیاسی را حداکثر 2500 نفر اعلام کرده بود؛ در حالی که "سایروسن" وزیر امور خارجه امریکا 25000 نفر زندانی سیاسی را در ایران تخمین زده بود.
ساواک
ساواک مولود شرایط حاکم بر سالهای اولیه دهه 30 است؛ پس از کودتای 28 مرداد 1332 فرماندار نظامی تهران به ریاست تیمور بختیار عهدهدار وظیفه حفظ امنیت بود؛ اما ادامه وضعیت حکومت نظامی به مدت زیاد امکانپذیر نبود، آمریکا پیشنهاد کرد، برای مبارزه با مخالفان رژیم و ممانعت از رشد کمونیست در منطقه دو سازمان جداگانه امنیت و اطلاعات به وجود آید؛ اما شاه تنها با یک سازمان برای هر دو منظور موافقت کرد؛ لایحه تشکیل این سازمان توسط هیئت دولت تنظیم و در سال 35 در سنا و مجلس شورای ملی تصویب شد، ساواک که مخفف کلمه سازمان اطلاعات و امنیت کشور بود کار خود را رسماً در سال 36 آغاز کرد. ساواک وابسته به نخست وزیری بود که ریس آن از معاونین نخست وزیر محسوب میشد و از طرف شخص شاه منصوب میشد؛ بحث در مورد فعالیتهای ساواک به طور علنی نقض قانون سری بودن ارتش محسوب میشد، محکومین ساواک در دادگاههای نظامی محاکمه میشدند و تنها سازمانی که از نظر ردهبندی سازمانی از ساواک بالاتر بود سازمان بازرسی شاهنشاهی بود و عملاً رییس ساواک تنها در برابر شخص شاه پاسخگو بود.
سازمان ساواک به سه بخش تقسیم میشد: الف- ادارات کل ب - ساواک تهران ج - ساواک استانهای کشور
اداره رکن دوم ارتش:
تا قبل از کودتای 28 مرداد 32 بیشتر به وضع تدارکات و ظواهر ارتش رسیدگی میکرد و گزارشات به دست فرمانده لشگر میرسید، بعد از کودتای 28 مرداد 32 به سازمان اطلاعات و ضد اطلاعات ارتش تبدیل شد و برعکس روال گذشته فرمانده واحد ولشگر را مطلع نمیکردند و فقط به مرکز اطلاع میدادند تا کنترل بیشتری روی ارتش داشته باشند.
کمیته مشترک ضد خرابکاری
در سال 50 با اوجگیری مبارزات علیه رژیم برای مقابله با ترورها و جلوگیری از اقدامات مسلحانه گروههای مختلف مبارزکمیته مشترک ضد خرابکاری با همکاری ساواک و شهربانی تشکیل شد. هدف از تشکیل این سازمان افزایش کارایی دستگاههای امنیتی در امر مبارزه با تروریسم و عملیاتهای خرابکارانه بود، در واقع عدم هماهنگی و بینظمی موجود در دستگاههای امنیتی کشور سبب ایجاد تشکیلات جدید امنیتی شده بود؛ در سال 52 سازمان جدید کمیته ضد خرابکاری شامل سه واحد اطلاعاتی، اجرایی، و پشتیبانی تشکیل شد، رییس این کمیته از امرای ساواک انتخاب میشد و بولتنهای آن از طریق ساواک به عرض شاه میرسید، محل استقرار کمیته در شهربانی بود و اعتبارات مالی آن از بودجه نخست وزیری تامین میشد.
در سال 50 با اوجگیری مبارزات علیه رژیم برای مقابله با ترورها و جلوگیری از اقدامات مسلحانه گروههای مختلف مبارز کمیته مشترک ضد خرابکاری با همکاری ساواک و شهربانی تشکیل شد
سازمان بازرسی شاهنشاهی
در سال 37 بعد تشکیل ساواک، سازمان جدیدی بازرسی شاهنشاهی برای تسلط بیشتر بر امور سیاسی و اقتصادی، اجتماعی تشکیل شد که بودجه این سازمان در سال 55- 56 هشت ملیون دلار بوده است. این سازمان از آغاز تشکیل فقط دو رییس داشت، سپهبد مرتضی یزدان پناه که در سال 51 فوت کرد و بعد از او سپهبد حسین فردوست به ریاست این سازمان رسید.
دفتر ویژه اطلاعات
در سال 38 به توصیه ازمان جاسوسی انگلیس سازمانی برای دریافت گزارشات و تلخیص آن برای رویت شاه تشکیل شد.
بخش تاریخ ایران و جهان تبیان
منبع: پژوهشکده باقرالعلوم


