رهایی مرغ جان
تأملی بر مجسمه درمانگر، اثر رنه ماگریت
یکی از آثار موجود در موزه معاصر ایران، مجسمه مرد درمانگر اثر رنه ماگریت، هنرمند سورئالیست بلژیکی است.
چندی پیش رنه ماگریت نقاش سوررئالیست بلژیكی و یكی از بزرگترین آغازگران مدرنیسم قرن بیستم در نقاشی جهان، 113ساله شد. در باغ مجسمههای موزه هنرهای معاصر تهران یكی از شاهكارهای این هنرمند برجسته وجود دارد. این اثر شگفتانگیز با عنوان «درمانگر» مجسمه مردی است كه قفسه سینهاش ، قفس پرندگان است. در زبان فرانسه مثل زبان فارسی واژه قفس را برای سینه هم به كار میبرند و ماگریت در این اثر زیبا از كاربرد زبانی قفس برای سینه استفاده كرده است كه تصادفا با فرهنگ شعر و ادبیات عرفانی فارسی همخوانی زیادی دارد. رهایی مرغ جان از قفس سینه به شیوههای گوناگون در شعر و ادبیات فارسی بسیار تكرار شده است. با وجود چنین شباهتهایی در اندیشه ایرانی با آثار تمثیلی و فضاهای سوررئالیستی ماگریت جایگیری این اثر در موزه هنرهای معاصر بسیار درخور افتخار است.
رنه ماگریت (René Magritte)، نقاش بلژیکی، یکی از برجستهترین نمایندگان سوررئالیسم در نقاشی، و ابداع کننده جناس تصویری است. یعنی استفاده از تصاویر زندگی روزمره به طوری که معنایی فرا واقعی را به ذهن متبادر سازد.
این هنرمند بزرگ، در 21 نوامبر 1898 در لسینز بلژیک، به دنیا آمد.
او در آکادمی بروکسل آموزش دید. به کشورهای فرانسه، انگلستان، آلمان و هلند سفر کرد. اولین آثارش (اوائل دهه 1920)، نشان دهنده تأثیر او از فوتوریسم و کوبیسم است.
در 1925 (میلادی) با انتشار دو مجله در زمینه معرفی هنر سوررئالیسم، آغازگر جنبش سوررئالیسم در بلژیک شد. در سالهای 1927 (میلادی) تا 1930 (میلادی) که در پاریس بود به جمع سوررئالیستها پیوست. پس از آن به بروکسل برگشت و تا پایان عمر در آنجا ماند.
او با ذهنیت شاعرانه به نقاشی پرداخت و از اسلوب واقع نمایی (رئالیستی) در بازنمایی ذهنیاتش بهره برد اما واقع نمایی آثارش بازتابی از واقعیت رمزآلود و دنیای ناشناخته هاست. از او به عنوان فیلسوف نقاش یاد میکنند. آثارش دورههای متفاوتی را نشان میدهند؛ در دورهای، تصاویری از اشیای سنگ گونه و در دورهای نقاشی هایی از اشیایی که در کنارشان واژههای ناهمخوان نوشته است. آثار ماگریت مدام در حال تغییر بوده اند و در دورههایی بازگشت هایی به آثار قبلی خود داشته است، دوره بندی و دسته بندی آثارش مشکل است ولی آثارش را میتوان این گونه تقسیم بندی کرد:
- تلفیق عناصر و فضاهای واقعی برای خلق و نمایش دنیای فرا واقعی (حدود سالهای 1925 تا1935)
- نقاشی هایی متأثر از مکتب امپرسیونیسم
او با ذهنیت شاعرانه به نقاشی پرداخت و از اسلوب واقع نمایی (رئالیستی) در بازنمایی ذهنیاتش بهره برد اما واقع نمایی آثارش بازتابی از واقعیت رمزآلود و دنیای ناشناخته هاست
- سنگواره ها؛ ایجاد فضاهایی که در آن همه چیز با قواره واقعی اما سنگ گونه اند . به عبارتی همه چیز سنگ شده است ( حدود سالهای 1950 تا 1959)
- نقاشی هایی از اشیای منفرد با نام گذاری متفاوت. این دوره از آثارش بازتابی از علاقه او به فلاسفهای مانند هگل، هایدگر، سارتر و فوکو است.
وی در 15 اوت 1967 به علت بیماری سرطان در شهر بروکسل درگذشت.
در ادوار زنگی هنری خود به تهیه و تولید آثار مجسمه سازی نیست مشغول بود که یکی از مشهورترین آنها همین اثر موزه معاصر ، یعنی درمانگر است. اثری منحصر به فرد که جزو گنجینه هاب هنری ایران شده است.
در ایران نقاشی سوررئالیست فقط با آثار سالوادور دالی شناخته شده است. تا جایی كه تنی چند از نقاشان امروز ایران چنان تحت تاثیر دالی هستند كه می خواهند دقیقا مثل او نقاشی میكنند. البته مثل دالی نقاشی كردن هم كار آسانی نیست! زیرا یكی از مهمترین ویژگیهای كار دالی توانایی شگفتانگیز او در ساخت و ساز آثارش است. اما مكتب نقاشی سوررئالیست در جهان بسیار گوناگون است. از شیوه ماكس ارنست گرفته تا شیوه كودكانه خوآن میرو و شیوههای دیگر، مثل مارك شاگال. جالب اینجاست كه مكاتب نقاشی مدرن یكی پس از دیگری به سرعت پیرانده و به مرور زمان كمرنگ و جایشان را به مكتبهای جدیدتر دادهاند. اما سوررئالیسم در نقاشی همچنان پیروان بسیار داشته و هنوز هم بینندههای زیادی دارد.در ایران نخستینبار سوررئالیسم در ادبیات داستانی با بوف كور هدایت ظهور كرده كه تقریبا همزمان با تولد این مكتب در پاریس است. نخستین نقاشی سوررئال تصویر همان زن اثیری در داستان بوف كور بود كه به دست حسین كاظمی به شیوه مینیاتور مدرن نقاشی شد. همچنان كه هدایت این داستان مدرنش را بر محور سنتیترین هنر ایران یعنی مینیاتور بنا كرده است. كوتاه سخن آنکه به نظر میرسد فرهنگ و شیوه زندگی ایرانی با مكتب سوررئالیسم بسیار همخوانی دارد. اگر فرهنگ و فلسفه و اندیشه غربی برگرفته از منطق خردگرایی یونان است، فلسفه و اندیشه ایران، همواره خردگریز بوده است.
آزمودم عقل دوراندیش را / بعد از این دیوانه سازم خویش را (مولوی) .
هنوز هم انسان ایرانی خودش را در آینه هنر سوررئال بهتر میشناسد ازین رو در ایران آشنایی با رنه ماگریت یك ضرورت و نیاز فرهنگی است.
فراوری :ی. پیشوایی
بخش هنری تبیان
منبع:
سایت آفیش/ نوشته پرویز کلانتری
دانشنامه ویکی پدیا