اساماسهایی كه افسردهها ارسال میكنند!

دلربایانه دگر بر سر ناز آمدهای / از دل ما چه به جا مانده که باز آمدهای؟
..........
تو بی من تنگدل، من بی تو دلتنگ / جدایی بین ما فرسنگ فرسنگ
فلک دوری به یاران میپذیرد / به خورشیدش بماند داغ این ننگ
..........
قاصد که ازو به من خبر هیچ نگفت / گفتم که تو را یار مگر هیچ نگفت؟
گفتا که چرا، بگفتم آن گفته بگو / آهی به لب آورد و دگر هیچ نگفت
..........
گر نخل وفا بر ندهد، چشم تری هست / تا ریشه در آب است، امید ثمری هست
آن دل که پریشان شود از ناله بلبل / در دامنش آویز که با وی خبری هست
..........
از خرابی میگذشتم، منزلم آمد به یاد / دستوپا گم کردهای دیدم دلم آمد به یاد
..........
دانستی اگر سوز شبانروز مرا / دامن نزدی آتش جانسوز مرا
از خنده دیروز حکایت چه کنی / بازآی و ببین گریه امروز مرا
..........
گریه کردم اشک بر داغ دلم مرهم نشد / ناله کردم ذرهای از دردهایم کم نشد
در گلستان بوی گل بسیار بوییدم ولی / از هزاران گل، گلی همچون وفا پیدا نشد
..........
ناصحا! بیهوده میگویی که دل بردار از او / من به فرمان دلم، کی دل به فرمان من است؟
.........
گفتم دل و جان در سر کارت کردم / هر چیز که داشتم نثارت کردم
گفتا تو که باشی که بکنی یا نکنی؟ / آن من بودم که گرفتارت کردم
(عطار)
..........
سالها شد که رخ زرد مرا دوست ندید / بس که خون جگر از دیده روان است مرا
..........
عشق من با خم ابروی تو امروزی نیست / دیرگاهیست کزین جام هلالی مستم
(حافظ)
..........
حاصلم درد دل است از دل بیحاصل خویش / به که گویم من دلسوخته درد دل خویش
..........
دلی بستم به آن عهدی که بستی / تو آخر هر دو را با هم شکستی
..........
غم ساخت کار دل، ز نوا میتوان شناخت / ظرف شکسته را ز صدا میتوان شناخت
..........
دیدیم ز خوبان جفاپیشه بسی را / مثل تو جفاپیشه ندیدیم کسی را
..........
گرچه کردم ذوقها از آشناییهای او / انتقام از من کشید آخر جداییهای او
..........
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست / آنچه البته به جایی نرسد فریاد است
..........
هر که را دیدیم از مجنون و عشقش قصه گفت / کاش می گفتند در این ره، چه بر لیلا گذشت
..........
گفتم چشمم، گفت به راهش میدار / گفتم جگرم، گفت پرآهش میدار
گفتم که دلم، گفت چه داری در دل / گفتم غم تو، گفت نگاهش میدار
..........
از بس که شکسته، باز بستم توبه / فریاد همی کند ز دستم توبه
دیروز به توبهای شکستم ساغر / و امروز به ساغری شکستم، توبه
..........
خال مشکین، لب نوشین، بر سیمین، خط سبز / آنچه اسباب نکوییست مهیاست تو را
نازنینا به گل و سنبل و سرو و مه و مهر / ناز کن ناز که دست از همه بالاست تو را
..........
یک شب خیال چشم تودیدیم به خواب / ز آن شب دگر به چشم ندیدیم خواب را
باشگاه كاربران تبیان ـ ارسالی از: kalameh


