قرآن كریم كتابی عمیق و دارای باطن‌هاست و هر كس به حدّ ظرفیّت وجودی خود می‌تواند از آن بهره‌مند شود و ائمه ـ علیهم السّلام ـ نیز آیات كریمه قرآن را برای همه افراد یكسان معنی نمی‌كردند. برای برخی به ظاهر قرآن معنی می‌فرمودند و برای برخی به باطن قرآن.

چهارشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰

تفاوت ظرفیتها در فهم قرآن

قران


قرآن كریم كتابی عمیق و دارای باطن‌هاست و هر كس به حدّ ظرفیّت وجودی خود می‌تواند از آن بهره‌مند شود و ائمه ـ علیهم السّلام ـ نیز آیات كریمه قرآن را برای همه افراد یكسان معنی نمی‌كردند. برای برخی به ظاهر قرآن معنی می‌فرمودند و برای برخی به باطن قرآن.


قرآن كریم كتابی عمیق و دارای باطن‌ها است و هر كس به حدّ ظرفیّت وجودی خود می‌تواند از آن بهره‌مند شود و ائمه ـ علیهم السّلام ـ نیز آیات كریمه قرآن را برای همه افراد یكسان معنی نمی‌كردند. برای برخی به ظاهر قرآن معنی می‌فرمودند و برای برخی به باطن قرآن؛ و این بستگی به تحمّل آن افراد داشت.

"ذریح محاربی" كه از اصحاب امام صادق ـ علیه السّلام ـ و دارای كتاب روایی است و جایگاهی بس تمام دارد، از امام ششم ـ سلام الله علیه ـ درباره معنای آیه كریمه «ثُمَّ لْیَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْیُوفُوا نُذُورَهُمْ »[1] مطلبی را می‌پرسد و آن حضرت در جواب می‌فرمایند: مقصود از "تفثهم "ملاقات امام (ع) است؛ یعنی پس از حج به حضور امام [معصوم] (ع)  شرفیاب شدن. مقصود از "وَ لْیُوفُوا نُذُورَهُمْ " نیز یعنی، آن عهدها را، كه همان مناسك حج است، انجام دادن.[2] "عبدالله بن سنان" كه این روایت را از ذریح محاربی شنیده، می‌گوید: این مطلب برای من تازگی داشت؛ خدمت امام ششم ـ علیه السّلام ـ شرفیاب شده عرض كردم: آیه را برایم معنا بفرمائید. آن حضرت فرمودند: «أخذ الشارب و قصّ الأظفار» یعنی موی شارب را كم كردن و ناخن را چیدن! عبدالله بن سنان عرض می‌كند: «جُعلت فداك إنّ ذریح حدّثنی عنك بأنّك قلت له "لیقضوا تفثهم ": لقاءُ الإمام "و لیوفوا نذورهم ": تلك المناسك » ذریح محاربی از شما نقل می‌كند كه فرموده‌اید مقصود از آیه، لقای امام و انجام مناسك است؛ ولی شما برای من به گونه دیگری تفسیر می‌كنید. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «صَدَقَ ذریح و صَدَقْتَ»! هم او صادق و راستگوست و هم این خبر كه داده است، صادق و درست است. «إن للقرآن ظاهراً و باطناً و من یحتمل مثل ما یحتمل ذریح؟»[3] قرآن ظاهری دارد كه "ثُمَّ لْیَقْضُوا" بر اساس ظاهر به معنای اصلاح ظاهری بدن است و باطنی دارد كه بر اساس آن، معنای این عبارت، اصلاح باطن و درون انسان است كه با ملاقات امام ـ علیه السّلام ـ حاصل می‌شود و چون هر سؤال كننده‌ای نمی‌تواند اسرار قرآن و معارف باطن آن را تحمّل كند، لذا قرآن را برای هر كس به قدر توانش تفسیر می‌كنیم و ذریح از حاملان اسرار قرآن است.

آنچه در زیارت جامعه كبیره به امامان ـ علیهم السّلام ـ عرض می‌كنیم: «محتمل لِعِلْمكم»[4] یعنی به شما متوسل می‌شوم و از خدا می‌خواهم كه بتوانم علم شما را تحمل كنم، ناظر به احادیث معروفی است كه فرموده‌اند: «إن أحادیثنا صعب مُسْتصعب لا یحتملها إلا نبیّ مرسل أو مَلَك مقرّب أو عبدٌ امْتحن الله قلبه للتقوی»[5] یعنی فهم دقیق احادیث ما، بسیار مشكل است و كسی توان تحمّل آن را ندارد، جز نبیّ مرسل یا فرشته مقرّب یا بنده‌ای كه خداوند قلب او را برای تقوا آزمایش كرده است.

جابر از حضرت امام باقر ـ علیه السّلام ـ تفسیر آیه‌ای را پرسید و آن حضرت پاسخ دادند. بار دیگر از همان آیه پرسید و امام به گونه دیگری جواب فرمودند. جابر عرض كرد پیش از این، جواب دیگری فرمودید. حضرت امام باقر ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «یا جابر إن القرآن بطناً و للبطن بطنٌ و له ظهْر و للظهر ظهْر، یا جابر لیس شیء أبعد من عقول الرجال من تفسیر القرآن، إن الآیة یكون أوّلها فی شیءٍ و آخرها فی شیءٍ و هو كلام متّصل متصرّف علی وجوهٍ»[6]؛ ای جابر برای قرآن بطن است و برای آن بطن هم بطن است و برای قرآن ظهر است و برای ظهر آن نیز ظهر است؛ ای جابر هیچ چیزی مانند تفسیر فرآن از عقل‌های مردان دور نیست؛ به درستی كه اوّلِ آیه‌ای در چیزی سخن می‌گوید و آخرش در چیز دیگر و قرآن، كلام متّصل و پیوسته‌ای است كه وجوه فراوان دارد.

گفتنی است كه پی بردن به معانی باطنی قرآن مخصوص پاكان و معصومین ـ علیهم السّلام ـ است؛ لیكن پیروان راستین علمی و عملی آن جان‌های نورانی، به مقدار پیروی از آنان سهمی از ادراك باطن را خواهند داشت. البته همان‏طور كه ظاهر آیات تفسیركننده یكدیگر بوده و با هم مرتبطند، باطن آنها نیز بیان كننده هم‏دیگر بوده و با هم پیوند ناگسستنی دارند.

[1] ـ سورة حج، آیة 29؛ سپس، باید آلودگی‌هایشان را برطرف سازند؛ و به نذرهای خود وفا كنند.

[2] ـ بحار، ج 47، ص 338.

[3] ـ بحار، ج 89، ص 84.

[4] ـ مفاتیح الجنان.

[5] ـ بحار، ج 2، ص 183، ح 1.

[6] ـ بحار، ج 89، ص 91.

منبع: كتاب قرآن در قرآن، آیت الله جوادی آملی


باشگاه کاربران تبیان ـ ارسالی از: hasantaleb

پربازدیدها

پربحث‌ها