معرفی مختصری از کتاب‌های: «منطق اشراق، پژوهشی در منطق حکمت اشراق سهروردی»، «آموزش فلسفه مشائی و اشراقی» و «تاریخ فلسفه مسیحی».

سه‌شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
آموزش فلسفی مشائی و اشراقی

آموزش فلسفي مشائي و اشراقي


معرفي مختصري از کتاب‌هاي: «منطق اشراق، پژوهشي در منطق حکمت اشراق سهروردي»، «آموزش فلسفه مشائي و اشراقي» و «تاريخ فلسفه مسيحي».


«منطق اشراق، پژوهشي در منطق حکمت اشراق سهروردي»

«منطق اشراق، پژوهشي در منطق حکمت اشراق سهروردي»

دکتر حسين فلسفي

موسسه بوستان کتاب

شمارگان: 1000 نسخه

167 صفحه

بها: 27000 ريال

اثر حاضر، پژوهشي در منطق حکمت سهروردي محسوب مي‌شود که در آن واژه‌هاي فلسفي به ويژه دانش‌واژه‌هاي فلسفه اشراق را بررسي کرده است.

بي‌گمان نام شيخ شهاب‌الدين سهروردي (549ـ587 هجري قمري) يکي از نخستين نام‌هايي است که از تعبير (فيلسوفان بزرگ ايران و اسلام) به ذهن‌ها متبادر مي‌شود. وي موسس و مدون حکمت اشراق است، مکتبي که در مواجهه و چالش با مکتب‌هاي فلسفي مشائي و کلامي و تحت تاثير حکمت ذوقي و مشرقي ايرانيان قديم، سقراط و افلاطون، حکمت زرتشتي، حکمت بودايي و هندي، عرفان و تصوف اسلامي و بيش از همه، ذوق سرشار و روح حقيقت‌خواه خود سهروردي بروز و ظهور يافت.

به نظر بسياري از بزرگان فلسفه، حکمت متعاليه صدرايي در پيدايش خود، بيش از همه مرهون حکمت اشراقي سهروردي است؛ چه در آن نظريه‌ها و مباني که به طور مستقيم از سهروردي برگرفته و چه در الهامات و بارقه‌هايي که بر اثر مطالعه و سنجش و نقادي اين دستگاه فلسفي در نظام‌واره حکمت صدرايي خوش نشسته است.

با اين که حکمت اشراقي در کنار حکمت مشائي و حکمت متعاليه، يکي از سه مکتب عمده فلسفي مسلمانان است، عوامل بسياري در طول تاريخ و به ويژه در دهه‌هاي اخير، زمينه بي‌توجهي و غفلت از اين دستگاه مهم فلسفي شده است.

يکي از عوامل بسيار مهم براي اين بي‌توجهي، اجمال، ابهام و دشواري کتاب‌ها و آثار شيخ اشراق است که شرح‌هايي مانند شرح شهرزوري و شرح قطب‌الدين شيرازي نيز نتوانسته اين معضل را فرو‌گشايد؛ به ويژه در عصر حاضر که خواندن چنين آثار کلاسيکي، از عهده کمتر کسي برمي‌آيد و بيشتر استادان و دانشجويان، حوصله چنداني براي تدقيق و تامل در فهم چنين نوشته‌هايي ندارند و همين امر زمينه بي‌رغبتي محققان را به حکمت اشراق افزون کرده است.

اين مشکل اگرچه درباره حکمت مشاء و تا حدي حکمت متعاليه نيز صادق است، ولي دوباره‌خواني و بازنگاري آثار اين دو مکتب فلسفي به سبک‌هاي جديدتر و رايج بودن تدريس آنها، تا حد بسياري از اين مشکل کاسته است. متاسفانه درباره حکمت اشراق اين مساله تحقق نيافت.

کتاب حاضر، افزون بر پيشگفتار، دو بخش دارد که بخش نخست آن، داراي چهار گفتار است.

گفتار نخست درباره دانش‌ها و شناساندن است و هفت دستور و يک بهره و روشي اشراقي را دربر مي‌گيرد.

گفتار دوم درباره حجت‌ها و پايه‌هاي آنهاست و هفت دستور و يک دانش اشراقي و يک ژرف‌نگري اشراقي و دو روش و پنج بهره را در‌بردارد.

گفتار سوم درباره مغالطه‌ها و برخي داوري‌هاست با دو بهره و چهار دستور. پيداست که اين سه گفتار درباره دانش منطق‌اند. سهروردي در اين گفتارها، افزون بر سنجش منطق ارسطويي، انديشه‌هاي ناب منطقي خود را پيشنهاد داده است. کتاب حاضر، ويرايش، اعراب‌گذاري، ترجمه و شرح منطق کتاب «حکمت اشراق» سهروردي است.

گفتار چهارم بخش نخست حکمت اشراق درباره پاره‌اي از داوري‌ها و ژرف‌انديشي‌هاي اشراقي است. فلسفه فيلسوفان پيش از سهروردي، به ويژه فلسفه مشايي، پايه‌ها و دستورهايي دارد که ديگر گفتارها بر آنها استوار‌ند. از ديدگاه سهروردي، اين دستورها برخي درست‌اند و برخي نادرست. دستورهاي نادرست گمراه کننده بوده و بازگو کردن آنها، به راستي آوردن نمونه‌هايي خوب براي مغالطه‌هايي است که در دانش منطق از آنها گفت‌وگو مي‌شود. سهروردي آنها را با روش خود اين فيلسوفان، بازگو مي‌کند و برمي‌سنجد.

«آموزش فلسفه مشائي و اشراقي»

«آموزش فلسفه مشائي و اشراقي»

غلامرضا رحماني

موسسه بوستان کتاب

شمارگان: 1000 نسخه

644 صفحه

بها: 120000 ريال

کتاب حاضر در دو مرحله و هر مرحله شامل چندين فصل، مقوله فلسفه مشائي و اشراقي را تبيين مي‌کند.

پيش از هر موضوع بايد عنوان کرد که ارسطو در جهت مخالف فلسفه افلاطوني، فلسفه مشائي را بنيان نهاد. وي بر متفکران بعد از خود تاثير عميقي نهاد، به طوري که بسياري از فيلسوفان و انديشوران در شرق اسلامي و غرب مسيحيت، پيرو سنت فلسفه مشائي‌اند. سنت مشائي در جهان اسلام را ابن‌سينا تاسيس کرد، اما سرانجام سهروردي آن را مورد نقد قرار داد و سنت اشراقي را در برابر سنت مشائي ابداع کرد. حکمت مشائي بر عقل و منطق تاکيد مي‌کرد، اما حکمت اشراقي علاوه بر عقل، بر تهذيب نفس نيز پاي مي‌فشرد.

ارسطو در مدرسه لوکايون، مکتب فکري و مشرب فلسفي خود يعني سنت فلسفه مشائي را بنا نهاد و اصول فلسفه جديد آن را ـ‌در جهت مخالف آکادمي و فلسفه افلاطوني‌ـ‌ پي‌ريزي کرد، سنتي که بر متفکران بعد از ارسطو تاثير عميقي نهاد تا جايي که بسياري از فيلسوفان و انديشمندان در جهان شرق اسلامي و غرب مسيحيت پيرو سنت فلسفه مشائي‌اند.

از سوي ديگر، سنت فلسفه مشائي را در جهان اسلام، ابوعلي حسين‌بن عبدالله‌بن سينا (370ـ482 هجري قمري) پي‌افکند. وي در جهان اسلام به نماينده فلسفه مشائي و بزرگ‌ترين فيلسوف مشائي شناخته شده است. از اين‌رو، بايد گفت که ابن‌سينا پيش از هر چيز پيرو ارسطو است، چرا که درباره وي مي‌گويد: «امام حکيمان و دستور و آموزگار فيلسوفان ارسطا‌طاليس» (دانشنامه، الهيات، 111). البته اين پيروي از ارسطو، تعصب‌آميز و کورکورانه نيست، گاه به گاه و اينجا و آنجا در ساختار تفکر مشائي نوآوري مي‌کند.

رحماني(نويسنده اثر) در اين کتاب تاکيد مي‌کند که تفکر مشائي و استدلالي توسط شاگردان ابن‌سينا مانند بهمنيار‌بن مرزبان آذربايجاني با تاليف کتاب «التحصيل» و ابو‌العباس لوکري با تاليف کتاب «بيان‌الحق بضمان‌الصدق» و ديگران ادامه پيدا کرد تا اين‌که سرانجام توسط موسس فلسفه اشراقي در جهان اسلام، جناب شيخ شهاب‌الدين سهروردي و پيروان وي مورد نقد و حمله جدي قرار گرفت.

«تاريخ فلسفه مسيحي»

«تاريخ فلسفه مسيحي»

انتشارات سمت

نويسنده: اتين ژيلسون

مترجم: رضا گندمي نصر‌آبادي

778 صفحه

قيمت: 10 هزار تومان

امروزه نام ژيلسون با فلسفه قرون وسطا و يا به تعبيري با فلسفه مسيحي گره خورده است. از وي آثار فراواني به جاي مانده است که از اين ميان کتاب تاريخ فلسفه مسيحي در قرون وسطا از اهميت و جايگاه ويژه‌اي برخوردار است، چراکه شاهکار و حاصل پنجاه سال تدريس او در دانشگاههاي مختلف مي‌باشد. کتاب ياد شده يک دوره تاريخي به امتداد پانزده قرن را پوشش داده، و در عين اختصار به ابعاد و زواياي مختلف تفکر متألهان و فيلسوفان مسيحي قرون وسطا پرداخته است. ياداشتهاي پاياني کتاب که تقريباً يک سوم حجم کتاب را به خود اختصاص داده، ارزش کتاب را دوچندان کرده است.

هدف اين کتاب آن است که مقدمه‌اي در باب تاريخ فلسفه مسيحي، از يوستين شهيد در قرن دوم پس از ميلاد تا نيکلاس کوزايي - که کارش نقطه عطف يک دوره تاريخي جديد است- در اختيار عموم خوانندگان و محققان قرار دهد. کتاب حاضر اساساً به تاريخ آراء و انديشه‌هاي فلسفي مي‌پردازد، گرچه، همانطور که عموماً در قرون وسطا صادق است، فلسفه را صرفاً در يک زمينه الهياتي مي‌توان يافت.

بخش پنجم کتاب به فلسفه اسلامي و يهودي اختصاص دارد که با توجه به عنوان کتاب، آوردن اين بخش و نيز فصل نخست بخش ششم، از باب تأثيري است که فلسفه اسلامي بر فلسفه مسيحي گذاشته است. ژيلسون نيز همچون ساير مورخان غربي از اين بخش، با عنوان فلسفه عربي ياد کرده است.

کتاب حاضر از يک مقدمه و يازده بخش و يک خاتمه فراهم آمده است و ژيلسون در مقدمه و خاتمه به تقرير و برداشت خاص خود از فلسفه مسيحي پرداخته است.

اين کتاب با همکاري دانشگاه اديان و مذاهب تدوين شده است.

فرآوري: رويا فهيم

بخش کتاب و کتاب‌‌خواني تبيان


منابع: خبرگزاري کتاب ايران، خبرگزاري فارس

پربازدیدها

پربحث‌ها