هیچ آدمی نمی تواند از سرنوشت خودش فرار کند سرنوشت شما اینگونه نوشته شده که همیشه 100 سال عقبتر از غرب باشید.

دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
رنگو؛ ناجی یا خائن؟
رنگو؛ ناجی یا خائن؟ نگاهی بر انیمیشن "رنگو" "بینسکی"(کارگردان) پس از تولید موفق سه‌گانه دزدان دریایی کارائیب سراغ ساخت انیمیشن رفته است. نویسنده انیمیشن"جان لوگان" است. من این فیلم را فیلم نویسنده می دانم تا فیلم کارگردان در ادامه سند این استدلال را خواهید دید. در حقیقت دراین انیمیشن ساختار،فرم و مسائل فنی متعلق به کارگردان و محتوا بی شک متعلق به نویسنده است. “رنگو” داستان آفتاب پرست سبز رنگی است که در آکواریوم زندگی می کند. “رنگو” شخصیت مهربانی دارد و آرزو دارد یک قهرمان ماجراجو شود. او در آکواریوم مشغول بازی در نقش قهرمان های مختلفی است که آروز دارد یکی از آنها باشد. “رنگو”ی خیالپرداز آنقدر در نقشهایش فرو رفته که هویت واقعی خود را گم کرده و در فیلم بارها از خودش می‌پرسد: «من کی هستم؟!». داستان از جایی شروع می شود که “رنگو” در آکواریومش مشغول خیالپردازی های خودش است و ناگهان در یک سانحه رانندگی آکواریوم “رنگو” را از پشت ماشین به بیرون پرت شده و می شکند. درست همین جاست که “رنگو” از زندگی قبلی خود جدا شده و در بیابان بی آب علفی پرت می شود و بقیه داستان روایت گر دوره جدید زندگی اوست است. “رنگو” پس از برخورد با یک گورکن (در فیلم نمایانگر دانای کل و خرد عمومی است) و راهنمایی هایی که او به “رنگو” می کند به سوی شهری حرکت می کند و پس از مدتی راهپیمایی خودش را در شهری بی قانون می بیند که حاکم عوام فریبی شهر را اداره می کند. در شهر آب بسیار نایاب است. به طوری که هر چهارشنبه و پس از انجام یک مراسم مذهبی حاکم شهر اجازه استفاده از آب به مقدار خیلی کم را برای ساکنین بوسیله لوله آبی بسیار بزرگ می دهد.در آخر معلوم می شود که شهر اصلا دچار کم آبی نیست و حاکم لوله های آب را برای ساخت تاسیساتی در جای دیگر شهر استفاده و مردم را از آبی که حقشان بوده محروم می کرده.کسی “رنگو” را در شهر نمی شناسد و او تصمیم می گیرد که خود را یک قهرمان جا بزند. شخصیتی که قبلا آرزویش را داشته. او با حاکم دیکتاتور و دروغگو شهر که در حال استعمار مردم شهر است مبارزه می کند و در نهایت او را شکست می دهد. رنگو” داستان آفتاب پرست سبز رنگی است که در آکواریوم زندگی می کند. “رنگو” شخصیت مهربانی دارد و آرزو دارد یک قهرمان ماجراجو شود. او در آکواریوم مشغول بازی در نقش قهرمان های مختلفی است که آروز دارد یکی از آنها باشد . در این میان دیالوگ های فلسفی بسیاری بین "گورکن" و “رنگو” رد و بدل می شود که بسیار جالب است و به راحتی نمی توان از کنارش گذشت. لطفا این جمله را خوب به خاطر داشته باشید: "هیچ چیز در انیمیشن اتفاقی نیست". همه المانهایی که در فیلم می بینید باید بوسیله آنیماتور و با هزینه بالا ساخته شود و مثلا نمی توان گفت در فلان میزانسن وجود بهمان شیء اتفاقی است. البته این نکته فقط در انیمیشن صادق است و می تواند در ساخته هایی غیر از انیمیشن موضوعیت نداشته باشد.انیمیشن “رنگو” را میتوان از دو جهت فنی و محتوایی مورد برسی قرار داد. “رنگو” از لحاظ فنی بسیار قوی است. میزان سن ها زیبا، و بسیار نزدیک به واقعیت است. این احتمال می رود که در بعضی از صحنه ها(بخصوص میزانسن های بیابان)از ترکیب تصاویر واقعی و کامپوزیت استفاده کرده باشند. شاید بتوان گفت “رنگو” کلاس آموزشی خوبی برای انیماتورهای تازه کار است مدلینگ (Modeling) بسیار با دقیق است و ظرافت انجام شده و اوج این دقت در طراحی کاراکترها خودنمایی می کند. انیمیت (Animate) هم خیلی خوب و روان است. بخصوص در صحنه ابتدایی فیلم(پرتاب “رنگو” از پشت ماشین) که یکی از بهترین انیمیتهایی است که تا کنون دیده ام. و اما محتوا، “رنگو” از لحاظ فیلمنامه هم بسیار قوی و در عین حال مرموز است. مشخص است که "جان لوگان" روی فیلمنامه بسیار کار کرده. دیالوگ های فلسفی بسیاری را بکار برده که بیشتر آنها از دهان دو کاراکتر گورکن و "مایور" (حاکم شهر) بیرون می آید. در ابتدای فیلم "گورکن" را که نماد دانای کل و خرد عمومی است جملاتی به “رنگو” می گوید:"من دنبال روح غرب میروم که سوار بر کالسکه مرمر است و نگهبانهای طلایی از آن محافظت می کنند". در ادامه می بینیم که منظور از روح غرب "کلینت استوود" است و نگهبان های طلایی همان چهار جایزه اسکاری است که در طول فعالیت هنری اش دریافت کرده است. به طور کلی "جان لوگان" شرق و غرب را به وسیله جاده ای از هم جدا کرده.نویسنده به صورت بسیار زیرکانه ای نفت را به آب تشبیه کرده. لوله های آب بسیار بزرگتر از حد معمول طراحی شده اند و لوله های نفت را در ضمیر ناخودآگاه بیننده تداعی می کنند. در یک طرف جاده که نماد شرق است و همان شهر کم آب(نفت) است کاراکتر حاکم شهر یک لاکپشت طراحی شده.لاک پشت به خاطر عمر زیادی که می کند معمولا در انیمیشن نماد تاریخ و تمدن به کار می رود که در اینجا نماد تمدن کهن شرق است. خود حاکم در جایی از صحبت هایش به این موضوع این چنین اشاره می کند:"قبل از اینکه در این شهر خاکی وجود داشته باشه من اینجا بودم". حاکم شهر با کنترل و جیره بندی کردن آب سعی در کنترل مردم دارد و این دیالوگ بارها از دهان رنگئ و حاکم شنیده می شود"اگر بتونی آب(نفت) رو کنترل کنی، میتونی همه چیز رو کنترل کنی"اما در غرب، طرف دیگر جاده اصلا مانند شهر شرقی نیست. در آنجا به لطف آبی(نفت) که از شرق می آید سرسبز است. و شبیه به تمدن امروزی است. حاکم شرق در دیالوگی میگوید:"من دارم آینده را می سازم.من آینده(منظور غرب است) را دیده ام". در حقیقت نویسنده شرق را 100 سال عقبمانده تر از غرب نشان می دهد و به صورت زیرکانه و به اصطلاح زیرپوستی جوری به بیننده تلقین می کند که حاکم شرق می خواهد با ظلم به مردم خود ره 100 ساله را یک شبه بپیماید. “رنگو” به آن طرف جاده(غرب) می رود و با کسی که در فیلم "روح سرزمین غرب" نامیده می شود آشنا می شود. کاراکتر "روح سرزمین غرب" را به طور کامل به شکل "کلینت استوود" که نماد غرب است طراحی کرده اند. او "روح سرزمین غرب " است و به وسیله هالیوود حفاظت می شود(کنایه از نگهبانان طلایی همان چهار جایزه اسکار). این هالیوود است که غرب را محافظت می کند. در آخر هم که همین "روح سرزمین غرب" است که “رنگو” را راهنمایی می کند تا شهرش را نجات دهد. در انتها اگر بخواهم در چند جمله محتوای فیلمنامه فلسفی “رنگو” را توصیف کنم این چنین خواهم نوشت: انیمیشن “رنگو” حاکمان شرق را دروغگو،حیله گر و زورگو به تصویر کشیده و نشان می دهد برای پشرفت سعی و تلاش نکنید چون در آخر باید از غرب کمک بگیرید. این ماییم که دانای کل و سعادت بخش شما هستیم. و درجواب پرسش ابتدایی فیلم که “رنگو” از خودش می پرسد"من کیستم؟" اینگونه پاسخ داده می شود: "هیچ آدمی نمی تواند از سرنوشت خودش فرار کند سرنوشت شما اینگونه نوشته شده که همیشه 100 سال عقبتر از غرب باشید". بخش سینما و تلویزیون تبیان منبع:سینمای ایران / محمد طادی

پربازدیدها

پربحث‌ها