در جواب چند استفتا، استفاده از کلاه گیس در مقابل نامحرمان جایز نیست چه در محیط های عمومی و چه در رسانه و مسئله از اینجا شروع می شود.

شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
سینما و کلاه گیس،مسئله این نیست؟!
سینما و کلاه گیس،مسئله این نیست؟! در جواب چند استفتا: استفاده از کلاه گیس در مقابل نامحرمان جایز نیست چه در محیط های عمومی و چه در رسانه و مسئله از اینجا شروع می شود... سینما و حتی تلویزیون در برهه‌هایی مانند فیلم‌های تاریخی و یا نمایش شخصیت‌های خاص اقدام به نمایش و استفاده از بازیگران زنی می‌کنند که با موی طبیعی خود و گاها مصنوعی در فیلم و مقابل دیدگان نامحرمان حضور پیدا می‌کنند. البته این تنها مورده نقض احکام شرعی مربوط به زنان در سینما نیست. شاید اصلا در سینما دیگر نیاز به وجود توجیهی تاریخی و موارد استثا نباشد. فیلم‌های سینمایی ما در نقطه ای از این موضوع قرار گرفته اند که در هر نوع ژانری هم باشند گویا موجبیت تکنیک آنها رامجبور می‌کند تا موی بازیگرانشان بیرون باشد، روابط بین مردان و زنان چهارچوبی نداشته باشد، گریم و آرایش زنان بازیگر خودنمایی کند، گاها مردان به رقص بپردازند و...... چندی پیش یکی از سایت‌های خبری اقدام به انتشار استفتا از چند مرجع عالیقدر نموده و حکم استفاده زنان از موی مصنوعی در مقابل نامحرمان را منتشر نمود: 1/ در استفتایی از مقام معظم رهبری در بخش استفتائات جدید پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری اینطور امده است که : "اگر زنی کلاه‌گیس گذاشته باشد و مرد به موی مصنوعی او نگاه کند، چه حکمی دارد؟" پاسخ آمده است: " اشکال دارد." 2/ نمایندگی دفتر آیت الله وحید خراسانی از مراجع عظام تقلید در پاسخ به استفتاء خبرنگار مهر در رابطه با استفاده از کلاه گیس به جای حجاب اعلام کرد که جایز نیست. 3/ در استفتایی که خبرنگار مهر از دفتر آیت الله مکارم شیرازی مطرح کرده این پرسش که آیا استفاده از کلاه گیس توسط هنرپیشه‌های زن نیاز به پوشش سر را برطرف می‌کند؟ یعنی می‌توان از کلاه گیس بدون هیچ نوع پوششی اعم از روسری و مقنعه به صرف اینکه مو مصنوعی است، استفاده کرد؟ دفتر آیت الله ناصر مکارم شیرازی در پاسخ به این سؤال پاسخ داده است: استفاده از کلاه گیس جایز است ولی این کار در برابر نامحرم جایز نیست. شاید اصلا در سینما دیگر نیاز به وجود توجیهی تاریخی و موارد استثا نباشد . فیلم‌های سینمایی ما در نقطه ای از این موضوع قرار گرفته اند که در هر نوع ژانری هم باشند گویا موجبیت تکنیک آنها رامجبور می‌کند تا موی بازیگرانشان بیرون باشد، روابط بین مردان و زنان چهارچوبی نداشته باشد، گریم و آرایش زنان بازیگر خودنمایی کند، گاها مردان به رقص بپردازند و...... در این استفتائات مراجع، بلااستثنا استفاده از کلاه گیس را در مقابل چشم نامحرمان، جایز ندانسته اند، البته هر چند پرسش از متخصصان دینی امری لازم و بسیار خوب و مثمر ثمر است و نشان از دغدغه مند بودن افرادی در جامعه می‌دهد که خواهان اجرای منویات دینی در رسانه هستند اما باید کمی عمیق تر بدین مسئله نگریست. این نکته که آیا استفاده از گلاه گیس به جای موی مصنوعی در فیلم‌ها توسط زنان بازیگران دارای اشکال است یا خیر امری بدیهی است. کسی که در زمینه حجاب دارای مطالعات هدفمندی باشد به راحتی بدین امر واقف می‌شود که استفاده از زینت برای زنان در جامعه و در مقابل نامحرمان دارای اشکال است و رسانه هم از این امر مستثنی نمی‌باشد. در واقع باید سنجید که این سوالات از کجا ناشی شده و چرا و در چه شرایطی پرسیده شده است؟ نکته اینجاست که چرا بعد از این همه فعالیت رسانه ای تازه عده ای به فکر افتادند که در رابطه با این موضوع از مباحث حجاب استفتا کنند و نظر دین را جویا شوند؛ آنهم نه از بدنه دستندرکاران رسانه های تصویری بلکه از بدنه مخاطبان. در واقع این سوال پرسیدن واکنشی است به نقض احکام دینی در بدنه سینما و تلویزیون. ... و اینکه بدنه رسانه‌های تصویری ماچرا خود به این فکر نیفتاده است؟ اما آیا فقط نکته همین است کلاه گیس!!! در پازل آسیب‌های سینمایی ما استفاده زنان از کلاه گیس و بالاتر از آن نمایش موی طبیعی، خود تنها یک ایراد است و ایرادهایی دیگری نیز هست که در ابتدای متن بدان اشاره شد زینت گری در صورت و پوشش زنان، روابط خارج از چهارچوب نامحرمان و........... سینما ما همانطور که شهید آوینی بدان اشاره داشته است دچار موجبیت تکنیک شده و این مسخ تکنیکی ما کار را به جایی رسانده که رسانه در دستان ما دیگر یک ابزار نیست بلکه یک پیام است آنهم پیام اندیشه‌های مولد سینما- بخوانید غرب_ نه آنطور که باید، پیام انقلاب اسلامی. ما در واقع چاقویی در دستمان گرفتیم که با آن میوه هم می‌توان پوست کند اما فقط با آن آدم می‌کشیم، زیرا نتوانستیم خود را از زیر سلطه فرهنگ و تکنیک حاکم بر این ابزار رها کرده و فرهنگ دینی و بومی خود را برای آن به کار ببندیم. از جمله نکاتی که این مسخ فرهنگی ما در برآیند کلی نشان می‌دهد این است که بدنه رسانه‌های تصویری ما، چرا خود به این فکر نیفتاده است؟. به فکر اینکه آیا کلاه گیس اشکال ندارد؟ آیا گریم و پوشش سینمایی شان ایراد ندارد؟ آیا ما رفتار بازیگرانمان طبق متن دین است یا درگیر مبانی مدرنیته شده ایم؟ اینگونه مشکلات را نه تنها در فیلم‌های کارگردانان غربگرای ما می‌بینیم بلکه در فیلم‌های کسانی چون ده نمکی، سلحشور و... هم دیده می‌شود. این بدین معنا می‌باشد که بیش از آنچه فکر می‌کنیم در این باتلاق فرو رفته ایم. و باید دید آبشخورهای فکری، دغدغه ها، ایده و برنامه های سینماگران ما چیست؟ و از کجا نشات می گرفته و به کدام سو می رود؟ البته اگر با چشم انصاف نگریسته شود سینمای ما با همه ی مسائل انحرافی از اصول انقلاب، در پازل رسانه های جهان، باز هم در نقطه خوبی قرار دارد. از جمله نکاتی که این مسخ فرهنگی ما در برآیند کلی نشان می‌دهد، این است که بدنه رسانه‌های تصویری، چرا خود به این فکر نیفتاده است؟ به فکر اینکه آیا کلاه گیس اشکال ندارد؟ آیا گریم و پوشش سینمایی شان ایراد ندارد؟ آیا ما رفتار بازیگرانمان طبق متن دین است یا درگیر مبانی مدرنیته شده ایم؟ برخی اینطور می‌گویند که حالا یک گلاه گیس که به جایی بر نمی‌خورد یا یک رقص پسر بچه در یک فیلم واقع هم همین است، اما آنچه تجربه ثابت کرده اینگونه نقض ارزش‌ها هیچگاه در سطوح اولیه و مصلحت‌های حقیقی باقی نمانده و رشد داشته است..... باید پا را از پرسش پیرامون مسائل جزئی اینچنینی فراتر گذاشت و به سراغ تببین رابطه دین و رسانه بالخصوص آنچه رسانه دینی می پنداریمش، اقدام کنیم. "چون که صد آید نود هم پیش ماست"؛ امری که بسیار پیرامون آن گفته و نوشته شده اما هیچگاه به عرصه وجود نیامده است. و این مهم نیازمند تعاملی بین متخصصان رسانه و اهالی حوزه بیش از یک استفتا است. و آیا این دغدغه در میان سینماگران وجود دارد؟ و اگر هست چه مواردی مانع از انجام آن است؟ عطالله باباپور بخش ارتباطات تبیان

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها