خیلى مراقب باشید که دوستانتان اهل‌گناه، غفلت و معصیت نباشند و اگر هم احیاناً یک چنین دوستانى دارید، رهایشان کنید و از تنهایى و بى‌رفاقتى نترسید، چرا که پیغمبراکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند: «اوحش الوحشة قرین السوء» بحارالانوار، 71/167 تنهاترین تنها

پنجشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰

حضرت آیةاللّه اشتهاردى قدس‌سره

مرگ را فراموش‌ نکن

اشتهاردی

خیلى مراقب باشید که دوستانتان اهل‌گناه، غفلت و معصیت نباشند و اگر هم احیاناً یک چنین دوستانى دارید، رهایشان کنید و از تنهایى و بى‌رفاقتى نترسید، چرا که پیغمبراکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند: «اوحش الوحشة قرین السوء» بحارالانوار، 71/167 تنهاترین تنهایى، داشتن هم‌نشین بد است؛ یعنى تنها بودن و هم‌صحبت نداشتن براى انسان، بهتر از داشتن هم‌نشین بد است
.

تنهاترین تنهایى

خیلى مراقب باشید که دوستانتان اهل‌گناه، غفلت و معصیت نباشند و اگر هم احیاناً یک چنین دوستانى دارید، رهایشان کنید و از تنهایى و بى‌رفاقتى نترسید، چرا که پیغمبراکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند: «اوحش الوحشة قرین السوء» بحارالانوار، 71/167 تنهاترین تنهایى، داشتن هم‌نشین بد است؛ یعنى تنها بودن و هم‌صحبت نداشتن براى انسان، بهتر از داشتن هم‌نشین بد است.

تعریف دیگران را باور نکن

وظیفه اهل علم بسیار سنگین است باید مواظب رفتار و کردار خود باشند و به تعریف‌ها و تکذیب‌ها دل نبندند. مرحوم آیةاللّه سید محمدتقى خوانسارى مؤسس نمازجمعه قم، گاهى در خطبه‌ها موعظه مى‌کرد و مى‌فرمود: هر‌چه اشخاص تعریف مى‌کنند، نباید باور کرد؛ براى این‌که خودت بهتر خودت را مى‌شناسى. نه به تعریف آنان خوش‌حال باش و نه به تکذیب آنان ناراحت. نباید به حرف هر کسى گوش کنى، راه و مسیر الهى را باید انتخاب کرد. عظمت پروردگار به حدى است که انسان هرچه عبادت کند، از عهده حق او بیرون نمى‌آید، لذا انبیا، اولیا و ائمه علیهم‌السلام را واسطه قرار مى‌دهد. اگر واسطه نشوند انسان خلاصى ندارد و در دعاى «جوشن کبیر» است: «یا من عذابه عدل»، خدا اگر ما را عذاب کند عدالت است، خلاف عدالت نیست. مرحوم آخوند خراسانى در جلد دوم کفایه نقل مى‌کند: از پیغمبراکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم پرسیدند: شما به واسطه عمل خودتان به بهشت مى‌روید؟ فرمودند: «نه. به فضل خدا!» با این‌که معصوم است و قرآن بر ایشان نازل شده است.

در غم و خوشى دیگران شریک باش

در نشانه‌هاى دشمن آمده است که هر وقت، شخص گرفتار مى‌شود، او خوش‌حال مى‌شود. اگر مقام، مال یا منصبى پیدا مى‌کند، او بد حال است؛ در صورتى که انسان باید خوش‌حال باشد از این‌که مؤمن یا هم‌نوع خود، به یک جایى و نعمتى مى‌رسد و خدا را شکر کند از این‌که او هم در رفاه و آسایش است. اما اگر اخم درهم کرده و مرتب غصه بخورد که چرا این‌جورى شد و فلانى به جایى رسید، این علامت دشمنى است. یکى از انواع صبر، صبر در مصیبت و گرفتارى‌هایى است که براى انسان پیش مى‌آید. صبر ایوب علیه‌السلام که معروف است، براى آن است که خداوند، همه چیز را از حضرت ایوب علیه‌السلام گرفت، اما ایشان زبان به شکوه باز نکرد. در گرفتارى‌هاى دنیوى نباید، بى‌قرارى کرد، بلکه عظمت خدا را باید در نظر گرفت. در کلمات حضرت امیر علیه‌السلام است که فرمودند: «عظم الخالق عندک یصغّر المخلوق فى عینک» نهج‌البلاغه، حکمت 129؛ بزرگى خالق در نزد تو، مخلوق را در نظرت کوچک مى‌نمایاند. «الورع حسن و هو من العلماء احسن» رشادالقلوب، 1/193؛ ورع اگر از علما باشد، بهتر است؛ براى این‌که عوام‌الناس به دقایق نفس پى نمى‌برند، ولى علما پى مى‌برند و مى‌دانند نفس اماره است که انسان را وادار به گناه مى‌کند؛ لذا ورع علما، سرمشق است و بیشتر از مردم اظهار مى‌کند که خدا هست.

ما روحانیون در میان سایر مردم مدعى هستیم که ما، حرمت خدا را نگه داشته‌ایم و ما، او و پیامبراکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم را معرفى مى‌کنیم و جهنم و بهشت را براى آنان ترسیم مى‌کنیم و کسى که مدعى این مهم باشد، باید ورع داشته باشد.

مرگ را فراموش‌ نکن

«و عجبت لمن نسى الموت و هو یرى الموتى»، نهج‌البلاغه، حکمت/126. بعد امیرالمؤمنین علیه‌السلام مى‌فرمایند: تعجب مى‌کنم از کسى که مرگ را فراموش مى‌کند، با این‌که مردگان را مى‌بیند. امام صادق علیه‌السلام مى‌فرمایند: در بین چیزهایى مانند آسمان، زمین، بهشت، جهنم و... که یقینى است، هیچ یقینى بالاتر از مرگ نیست. از آن‌طرف نیز مردم در کارهایى که شک دارند، هیچ چیزى را به اندازه مرگ، شک ندارند و خیال مى‌کنند، هنوز زنده‌اند و مرگ به سراغ آنان نمى‌آید؛ «فاذا جاء اجلهم لایستأخرون ساعة و لایستقدمون»؛ اعراف/34 »و هنگامى که سرآمد آن‌ها فرارسد، نه ساعتى از آن تأخیر مى‌کنند، و نه بر آن پیشى مى‌گیرند.

عدالت بورز

قرآن مى‌فرماید: «اعدلوا هو اقرب للتقوى»، مائده/8. «عدالت ورزید که به پرهیزکارى نزدیک‌تر است.» نزدیک‌ترین راه رسیدن به ملکه تقواى الهى، همین مسیر عدالت است که باید هر کسى در هر مرحله و مقام و منصبى که هست، آن رعایت کند؛ چه عدالت در گفتار و چه در رفتار و...، چون اگر بى‌عدالتى رواج پیدا کند، امور آسمان‌ها و زمین نیز به هم مى‌خورد، چراکه در روایتى آمده است: «بالعدل قامت السماوات والارض» و این یک نوع بلاست که مردم آن‌جا که به نفع خودشان است با صراحت و با جرئت سخن مى‌گویند، اما جایى که احساس مى‌کنند کمى به ضررشان است، در لفافه حرف مى‌زنند یا آن‌قدر مسئله را پیچ مى‌دهند که مخاطب چیزى نفهمد و این‌جاست که عادلین واقعى، شناخته مى‌شوند. راز این‌که پس از گذشت سال‌ها از رحلت عالمان شیعه، هنوز کتاب‌هاى آنان تجدید چاپ مى‌شود و علما و اساتید از آثار آنان استفاده مى‌کنند، این است که آنان براى خدا، هر مشکلى را با جان و دل خریده‌اند و در همه حال، از خداوند استعانت خواسته‌اند. مرحوم آخوند رحمةاللّه‌علیه مى‌فرمایند: مرحوم حاج‌آقا رضا همدانى، صاحب کتاب مصباح‌الفقیه، که تاکنون چند نوبت چاپ شده و مورد توجه اهل علم است و مى‌گویند ناسخ جواهر است، با عبادت استیجارى، این کتاب را نوشته؛ عبادت استیجارى مى‌کرده تا امور زندگى‌اش بگذرد، اما هیچ‌گاه به شیخ انصارى نگفته من چیزى ندارم.

باطنى خالص

«و سریرة خالصة»؛ یکى از شروط دعا این است که شخص دعاکننده، باطن خالص داشته باشد. اگر در باطن انسان، بخل و حسد و کینه و امور دنیوى باشد، به درد نمى‌خورد، ضرر نیز دارد و با وجود این‌گونه صفات و اعمال، نوبت به دعا نمى‌رسد که چیزى از خدا بخواهد و به اجابت برسد؛ یعنى اگر دعا مستجاب نمى‌شود، یا همّ، مجموع نیست یا قلب، خاشع نیست و یا سریره، خالص نیست. در اصول کافى از حضرت امام رضا علیه‌السلام روایت است که فرمودند: «سلام ما را به شیعیان برسانید و کلمات ما را به آن‌ها بگویید؛ اگر بفهمند ما چقدر حرف‌هاى خوب داریم، به دنبال ما مى‌آیند.» این گرفتارى‌هاى اجتماعى به خاطر این است که چیزهایى که به درد آخرت بخورد، مطرح نمى‌شود. آیه «نفر» هم اشاره به این مى‌کند که اول، دین‌شناس شوند. آیةاللّه اراکى، از مرحوم آیةاللّه حائرى نقل مى‌کردند که ایشان مى‌فرمودند: «یکى از احتمالات آیه «نفر» این است که اول بروند دین‌دار شوند. خودشان باورشان بیاید که دین، راست است، بعد به تبلیغ دین بپردازند».

اولین مؤمن به نبوت پیامبراکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم، خود پیامبر بود. اگر این‌گونه باشد، دیگر انسان خودش را گرفتار شیطان نمى‌کند؛ براى خدا حرف مى‌زند و براى خدا گوش مى‌دهد. این مى‌شود حب فى‌اللّه و بغض فى‌اللّه. یکى از نعمت‌هاى بزرگ الهى، حیات انسان است، چون محور همه خیرات، در حیات است و در این صورت انسان مى‌تواند خود را کامل کند و تحصیل کمالات داشته باشد. بنابراین، ذات اقدس الهى را به‌واسطه توفیق زنده ماندن، نباید فراموش کرد. گرچه زندگى از جهت دیگر خطرهایى هم دارد که منظور، خطر جانى، فقر، مرض و... نیست، بلکه خطر از بین بردن اعمال سابق است.

پربازدیدها

پربحث‌ها