نامدگان و رفتگان از دو کرانه زمان سوی تو می‌دوند هان! ای تو همیشه در میان در چمن تو می‌چرد آهوی دشت آسمان گرد سر تو می‌پرد باز سپید کهکشان

پنجشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
آهوی دشت آسمان
آهوی دشت آسمان نامدگان و رفتگان از دو کرانه زمان سوی تو می‌دوند هان! ای تو همیشه در میان در چمن تو می‌چرد آهوی دشت آسمان گرد سر تو می‌پرد باز سپید کهکشان هر چه به گرد خویشتن می‌نگرم در این چمن آینه ضمیر من جز تو نمی‌دهد نشان ای گل بوستان سرا از پس پرده‌ها درآ بوی تو می‌کشد مرا وقت سحر به بوستان ای که نهان نشسته‌ای باغ درون هسته‌ای هسته فرو شکسته‌ای کاین همه باغ شد روان آه که می‌زند برون از سر و سینه موج خون من چه کنم که از درون دست تو می‌کشد کمان پیش وجودت از عدم، زنده و مرده را چه غم؟ کز نفس تو دم به دم می‌شنویم بوی جان پیش تو جامه در برم نعره زند که بر دَرم! آمدنت که بنگرم، گریه نمی‌دهد امان بخش عترت و سیره تبیان هوشنگ ابتهاج (سایه)

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها