حلال و حرام امام از ما اجازه خواست «مجلس را ترک کرد» و وارد منزل شد پس از چند لحظه شنیدم كه از پشت در صدا می زد مرد خراسانی كجاست؟ عرض كرد: حاضرم. حضرت دست مبارك را از بالای در بیرون آورد و فرمود بگیر این 200 دینار را و لازم نیست آن را صدقه دهی. شیخ كلینی از الیسع بن حمزه نقل میكند كه گفت من در مجلس امام رضا (ع) بودم و با وی سخن میگفتم و افراد زیادی اطراف ایشان بودند و از مسائل فقهی، حلال و حرام میپرسیدند كه مردی بلند قامت و گندم گون وارد شد و پس از عرض سلام، گفت كه مردی از دوستداران شما و خاندان شما هستم، از حج آمده ام و پول سفرم را گم كرده ام و چیزی كه خود را به وطنم برسانم ندارم اگر هزینه سفر مرا تأمین كنید قول میدهم پس از مراجعت به وطن آن مبلغ را از جانب شما صدقه دهم. حضرت به او فرمود بنشین تا این كه گفتگوی مردم تمام شد و رفتند. امام از ما اجازه خواست «مجلس را ترک کرد» و وارد منزل شد پس از چند لحظه شنیدم كه از پشت در صدا می زد مرد خراسانی كجاست؟ عرض كرد: حاضرم. حضرت دست مبارك را از بالای در بیرون آورد و فرمود بگیر این 200 دینار را و لازم نیست آن را صدقه دهی. پس از رفتن مرد خراسانی سلیمان جعفری كه با ما بود عرض كرد : فدایت شوم شما به این مرد عطای بسیار دادی چرا خود را از او پنهان كردی؟ فرمود: نخواستم كه ذلت سوال و تقاضا را در چهره او مشاهده كنم از این جهت كه حاجتی از او روا كرده ام. منبع: (زندگانی پیشوای هشتم - سیدعلی محقق ص 42) بخش حریم رضوی