فيلم سينمايي «توريست» که در ايام نوروز از رسانه ملي پخش شد، يکي از مصغاديفپق بارز سينماي پوچ و به تعبيري «شکلاتي» است!

چهارشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
«توريست» شکلاتي!
«توریست» شکلاتی! فیلم سینمایی «توریست» که در ایام نوروز از رسانه ملی پخش شد، یکی از مصادیق بارز سینمای پوچ و به تعبیری «شکلاتی» است! توریست آخرین ساخته فلوریان هنکل فون دازنمارک، بسیار با ساخته قبلی اش متفاوت است. ورود به جریان هالیوود، متفکرینی چون فریتس لانگ را هم تحت تاثیر قرار می دهد، چه رسد به نورسیده ای که طبعا پیشنهاد ساخت هر فیلمی که از جانب استودیو طرح شود را خواهد پذیرفت. اما فرمول ساخت آثاری تجاری نظیر «توریست» کاملا واضح است. فرمول ساخت و تهیه چنین آثاری عبارت است از یک خط تعلیق کاملا باسمه ای و اغراق آمیز، تعقیب و گریزهای فانتزی، رابطه عشقی با مدل های بالیوودی، مثلث های عشقی عاطفی به اضافه رویای آمریکایی که در یک کلام در تجمل گرایی بورژوایی حاصل از تفکر اشرافی گری کاپیتالیستی در قالب یک فیلم تجلی می یابد. اغراق های فانتزی فیلم توریست از تمامی قواعد ذکرشده بهره می برد و شاید داستان و پیرنگ اصلی فیلم را در کمتر بیست و چهار کلمه بتوان تعریف کرد، غیر این خط داستانی بیست و چهار کلمه ای مشخص، مابقی فیلم ویترینی از اکت های بسیار ضعیف آنجلینا جولی و جانی دپ است، شخصیت پردازی نامتناسب و اغراق های فانتزی یک کارگردان ذوق زده اروپایی که حالا مجالی برای کار کردن در هالیوود پیدا کرده است و بدترین جنبه فیلم، بهره برداری از دو موقعیت جغرافیایی غیرآمریکایی، ضمن بهره جستن از دکوپاژهای کپی شده از فیلم دزد را بگیر(آلفرد هیچکاک) است. ما حصل چنین پروسه ای فیلمی فاقد خلاقیت روایی و بصری و محصولی شکلاتی از یک کارگردان متفکر و روشنفکر اروپایی است. عبارت سینمای شکلاتی را نخستین بار «کورمک مک کارتی» درباره فیلم تحت تعقیب تیمور بکمامتف بکار برد. مبنای تولید این واژه نیز این بود که در میانه فیلم برای فرزند کوچکم که بسیار بهانه می گرفت رفتم شکلات خریدم اما هیچ چیزی از فیلم را از دست ندادم. سینمای شکلاتی عبارت سینمای شکلاتی را نخستین بار «کورمک مک کارتی» درباره فیلم تحت تعقیب تیمور بکمامتف بکار برد. مبنای تولید این واژه نیز این بود که در میانه فیلم برای فرزند کوچکم که بسیار بهانه می گرفت رفتم شکلات خریدم اما هیچ چیزی از فیلم را از دست ندادم. مک کارتی در همان مقاله اش اشاره می کرد تفاوتی آنچنان میان سینمای شکلاتی و سینمای پف فیلی نیست چرا که آقایی در کنار من نشسته بود و با صدایی رسا پف فیل می خورد اما لطمه به روال تماشای فیلم نمی نزد. توریست نیز فیلمی تجاری است که در میانه اش می توان به امور روزمره در خانه رسیدگی کرد و گه گاهی نیز به صفحه تلویزیون نظری انداخت! تولید محوری در هالیوود قاعده و مبنای تولید آثاری نظیر  فیلم «توریست» در مجموعه هالیوود، ستاره محوری است و معمولا جذابیت های روایی در درجه اهمیت کمتری قرار دارد. گویی تماشاگر قرار است فیلم را تماشا کند تا صرفا نماهای نزدیکی از آنجلینا جولی و جانی دپ، دو ستاره فیلم را ببیند و با این دو هنرپیشه تجدید دیدار کند. فرمولی که پیشینه ای مرسوم و بسیار کهنه در هالیوود دارد. اگر در دوره سینمای کلاسیک اولویت تماشای یک فیلم بعنوان نمونه داستانی از تنسی ویلیامز به کارگردانی مثلا الیا کازان و در نهایت حضور ستاره ای همچون براندو بود، امروز «تولید محوری» از «اندیشه محوری» پیشی گرفته و سینمای تجاری هالیوود کنونی با سینمای تجاری حتی دهه نود نیز قابل مقایسه نیست، بدین ترتیب  تولید محوری، ستون و بنای اصلی ابتذال را پی ریزی کرده است. پرورش ستاره های بی رمق!  در این چند سال اخیر استودیوها مبنای تولید را بر پرورش ستاره بنا نهاده اند. تفکرات حاکم بر تولید آثاری نظیر توریست بیشتر سفارشی و محصول استودیوهاست تا افراد. در این تولیدات بازیگر است که جاذبه و هیجان برای دیدن فیلم ایجاد می کند نه روایتی پرکشش و یا لااقل جذاب. توریست در لحظه، تماشاگر را غرق در رویاهای مختلف می کند و تا حدودی اغواگری زوجی جولی و دپ سبب برانگیختن احساسات تماشاگر می شود و در پایان هیچ حظی از گره گشایی غیرمنطقی داستان نمی برد. در فیلم توریست آنجلینا جولی نقش یک جاسوس جهانی را ایفا می کند که در تعقیب یک تبهکار بین المللی است، واقعا انتخاب جولی برای چنین نقش هایی (مامور امنیتی – جاسوس) که  کلید همه قفل ها در دست اوست، سبب دل زدگی تماشاگر از فیلم توریست می شود، چندی قبل بود که جولی نقش یک مامور امنیتی را در فیلم «سالت» ایفا کرد و رفته رفته انتخابهای مشابه آنجلینا جولی زمینه ساز یک حدس خواهد بود که نقش او در فیلم بعدیش نیز به تکرار گذشته نقش یک جاسوس خواهد بود. آنچه قرار است نقطه اتکای فیلم باشد یعنی همان دوبازیگر اصلی که بیشترین سرمایه فیلم صرف آنها شده است، بدترین و کسل کننده ترین بازی ممکن را ارائه می دهند. خصوصا دپ که یکی از بی رمق ترین بازیهای غیرممکن را از خود بروز داده است.  جولی در این فیلم از سوی چندین سازمان مختلف تحت تعقیب است و یک معلم ساده ریاضی را  ناخواسته به درون این تعقیب و گریز می کشاند، حال غافل از اینکه این معلم ساده ریاضی همان آقای تبهکار بین المللی است که تغییر قیافه داده است و با مشخصاتی تازه، در زندگی این مامور مونث پای نهاده است. فیلم چون عمده هزینه هایش را صرف شکار دو بازیگر میلیونی کرده و از یک کارگردان اروپایی بهره می برد، طبیعتا تمامی داستانش را در ونیزو پاریس فیلمبرداری می کند. فیلمی عجیب پس از «زندگی دیگران» فلوریان هنکل فون دانزمارک، فارغ التحصیل آکسفورد است پیش از این تجربه ساخت «زندگی دیگران» را در کارنامه دارد که به زندگی جاسوسان آلمان شرقی می پردازد، اما نوع روایت و بافت محتوایی آن بسیار با فیلم نازلی چون توریست فاصله دارد کارگردان در این فیلم تصمیم گرفت که محدوده جغرافیایی این فیلم به ونیز محدود نشود و آنچه از پاریس و شهر محبوب آمریکایی در برخی صحنه ها لحاظ شود و استفاده از لوکیشن پاریس نیز اتفاقا تمهیدی برای جذب مخاطب آمریکایی بیشتر است. برخی صحنه های تعقیب و گریز بروی پشت بام ها نیز به فیلم دزد را بگیر آلفرد هیچکاک شباهت بسیاری دارد. در فیلم توریست ماموران پلیس بین المللی و همچنین دستجات تبهکاری شخصیت از همه جا بی خبر فرانک را که توریستی آمریکایی است را اشتباها تعقیب می کنند و همین تعقیب اشتباه کل حوادث را تا پایان فیلم رقم می زند. اما آنچه قرار است نقطه اتکای فیلم باشد یعنی همان دو بازیگر اصلی که بیشترین سرمایه فیلم صرف آنها شده است، بدترین و کسل کننده ترین بازی ممکن را ارائه می دهند. خصوصا دپ که یکی از بی رمق ترین بازیهای غیرممکن را از خود بروز داده است، در حرکت و اکت بدنی این بازیگر که به اکت های پویا معروف است، ضعفهای عمده ای دیده می شود، گویی جانی دپ برای حضور در صحنه های مختلف 72 ساعت نخوابیده باشد و حس و حال حرکت ندارد، یکی از حفره های اصلی فیلم کم رمقی در بازی بازیگران آن است، همانطور جولی که گویی رمقی دیگر برای اکت های پر تحرک ندارد. اما عمده مشکل داستان فیلم تک فصلی بودن اصل روایت بدون هیچ نقطه عطف پررنگ در بدنه روایت است. داستان تا زمانی جذابیت دارد که فرانک (جانی دپ) وارد زندگی الیز(جولی) نشده است. به محض اینکه موتور روایی بازی موش و گربه این دو با دستجات تبهکاری و پلیس آغاز می شود، اصل روایت به جای ریتم دار شدن و سر و شکل گرفتن به ورطه سقوط می افتد.   علیرضا پورصباغ بخش سینما و تلویزیون تبیان

پربازدیدها

پربحث‌ها