شاید تولدی دیگر مجموعه تلویزیونی «پایتخت» بعنوان بهترین مجموعه نوروز 90 همچنان میتواند در مقام الگو برای مجموعههای تلویزیونی (بهخصوص آثار طنز) مورد نقد و بررسی قرار گیرد. در میان مجموعههای نوروزی پخش شده از تلویزیون در نوروز نود سریال پایتخت به کارگردانی سیروس مقدم به یک تغییر ذائقه و پدیده بدل شد. فضای غالب و دور از فضاهای اغلب مجموعههای طنز تلویزیون. در سریال پایتخت میتوان به چند نوع مختلف اشاره کرد. در پدیده مهاجرت بسترهای متنوع و افزونی بروز انواع تقابل و تعارض انسانی و اجتماعی که بر ظرفیت وسیعی برای پدیدآوردن و متولد کردن موقعیتهای نمایشی دارد و دردسرهایی که خانوادههای شهرستانی در اَبر شهری به نام تهران آن را تاب میآورند و درعین خستگی و ناراحتی با توکل به خدا و شادی ذات از سر میگذرانند. آنها خود را در کالبد اسارت حقههای شهری جا نمیدهند و در کمال رو راستی و صداقت با آنها برخورد میکنند. قناعت پیشگی از مزایای این خانواده بیریا است. حریفان رنگ و لعاب شهر آدمهای مجموعه پایتخت اگرچه رند و دغل نیستند اما در مواجهه با رنگ و لعاب شهر هم یک پا حریف تصویرشدهاند. موفقیتهای سریال پایتخت را بازهم میتوان دستهبندی کرد. ساختارمحتوایی، فرم شکیل و چارچوبهای رو بنایی که نمایی زیبا برای ساختمان فیلم و فیلمنامه شکل دادهاست که سهم قوتهای ساختار و تکنیک به مراتب عیان و واضحتر به چشم میآید. اما دو فصل در مجموعه وجود دارد که مربوط به حضور کارآگاهان پلیس و نویسنده فیلمنامه است که شاید اگر در فیلمنامه وجود نداشت به ساختارمتن لطمهای وارد نمیشد. این دوبخش را میتوان بهعنوان سکانسهای مجزا در نظرگرفت و نه چیز بیشتری. اما با این همه فرازونشیبها میبایست به جرات ادعا کرد سریال پایتخت نه تنها بهترین مجموعه نوروزی امسال که از بعضی جهات یکی از قابل تامل انگیزترین سریالهای دهه اخیر است. شاید بعد از اجارهنشینهای داریوش مهرجویی، پایتخت را میتوان اثری ممتاز معرفی کرد. ساختار سریال «پایتخت» و منطق حوادث و روابط چنان قوت قابل قبولی پیدا میکند که اعتماد کامل روایتگران قصه را به خود جذب میکند و تماشاگران را با رضایت به دیدن مجموعه سوق میدهد. ویژگیهای منحصر به فرد موضوع مهاجرت افراد روستایی و ساده دل به تهران پرغبار و پرمشغله از گذشتههای بسیار دور تا امروز همواره بهعنوان یکی از دست مایههای اصلی مود توجه سینما و تلویزیون و سایرحوزههای نمایشی دانست. در سریال پایتخت با عبور از کلیشههای رایج و مرسوم در اینگونه داستانپردازیهای تصویری به یک باره با خط سیری غافلگیر کننده و جذاب روبهرو میشوی. ساختار سریال و منطق حوادث و روابط چنان قوت قابل قبولی پیدا میکند که اعتماد کامل روایتگران قصه را به خود جذب میکند و تماشاگران را با رضایت به دیدن مجموعه سوق میدهد. این حس هم دلی و انسجام را مدیون شخصیتپردازی و واقعگرایی آدمهای قصه و محسن تنابنده هستیم. از طریق مواجهه و تقابل منطقی در گفت و گوها، متن فیلمنامه و دکوپاژهای زیرکانه و منحصربه فرد سیروس مقدم میتوان نام برد که با انتخاب تصاویر و حرکتهای هنرمندانه دوربین در گزینش به هنگام انتخاب موضوع باحرکت شخصیتها و تغییر زاویه دید و قطع و وصلهای مناسب ریتم درونی و محتوای حوادث را شکل بخشیدهاند. سیاهی کاریکاتوری! تیزهوشی کارگردان و سایر عوامل اصلی مزید بر علت شد تا بازی درخشان بازیگران مجموعه بیگمان بیرون از چارچوب محکم قصه و پیوند منطقی روایت، پایتخت را با چنین استقبالی روبهرو سازد. استراتژی پیشبرنده روایت که مبتنی بود بر هرچه تراژیک شدن مدام موقعیتها که گاهی به مرز کاریکاتور میرسید و دوندگیهای سرسامآور فاجعههایی که بیوقفه میرسیدند و همچنین بیرون کشیدن طنزسیاه از دل موقعیتهای غریب و اگزوتیک به همراه رعایت اصول نوشتن و طراحی لحظات پر تنش و تعلیق نیز بود. در اینجا نباید از ساخت موسیقی دل نشین و هوشمندانه آریا عظیمینژاد غافل شد زیراکه بسیار به بار مثبت مجموعه کمک کرد تا همه چیز دست به دست هم دهد و پایتخت به عنوان سریالی پرطرفدار و دوست داشتنی از تلویزیون پخش شود. رسانهای که میلیونها تماشاچی دارد و همچنین فرهنگ سازترین رسانه جمعی بتوان نام برد. هدف مجموعه پایتخت انتقال یک پیام مهم انسانی، اجتماعی در قالبی تاثیرگذار و نمایشی است که در عین طنازی و مفرح بودن از لحن شعاری و مرسوم در سریالهای تلویزیونی بر کنارمانده است و این خود شاید مهم ترین گام برای ساخت مجموعه های دیگر باشد. کیارش وفایی بخش سینما وتلویزیون تبیان