علامه الغریفی از روحانیون و علمای سرشناس بحرین بود که در هفته گذشته و در اثر کهولت سن به دیار حق شتافت.

شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
نگاهی به زندگی و آثار مرحوم علامه الغریفی
نگاهي به زندگي و آثار مرحوم علامه الغريفي به گفته بسياري از نزديکان و دوست‏دارانش، داغ شهادت تعداد زيادي از هموطنانش در مبارزات اخيرشان با رژيم آل‏خليفه و نيز زنداني و شکنجه شدن تعدادي ديگر، مسير او را به سمت و جوار حق تعالي هموارتر کرد. آلام و دردهايي که دل هر شيعه و مسلماني را به رنج مي‏آورد و به فرمايش مولايمان اميرالمؤنين(ع) اگر مسلماني از اين رنج نميرد، بايد در مسلماني خود شک کند. علامه الغريفي از روحانيون و علماي سرشناس بحرين بود که در هفته گذشته و در اثر کهولت سن به ديار حق شتافت. ايشان که پدر شهيد سيداحمد الغريفي روحاني مجاهد و مبارز با رژيم ديکتاتوري آل‏خليفه بود، به گفته بسياري از نزديکان و دوست‏دارانش، داغ شهادت تعداد زيادي از هموطنانش در مبارزات اخيرشان با رژيم آل‏خليفه و نيز زنداني و شکنجه شدن تعدادي ديگر، مسير او را به سمت و جوار حق تعالي هموارتر کرد. آلام و دردهايي که دل هر شيعه و مسلماني را به رنج مي‏آورد و به فرمايش مولايمان اميرالمؤنين(ع) اگر مسلماني از اين رنج نميرد، بايد در مسلماني خود شک کند. علامه سيد علوي الغريفي روز پنج‏شنبه بيست‏وپنجم فروردين ماه سال جاري در سن 92 سالگي و در حالي که آلام مردم بحرين قلوب ايشان را سخت جريحه‏دار کرده بود، درگذشت. تولد و شروع به تحصيل حوزوي وي در سال 1919 ميلادي(1298 هجري شمسي) در منطقه النعيم بحرين ـ که آن زمان يکي از استان‏هاي ايران به شمار مي‏رفت ـ ، به دنيا آمد. نام پدرش سيداحمد بود که تنها توانست دوازده بهار از زندگي فرزندش سيدعلوي را دريابد. پس از مرگ پدر، مادرش که سيده عفيفه‏اي از خاندان الغريفي بود، سرپرستي‏اش را به عهده گرفت و او را به معلم قرآن سپرد تا به او قرائت و تفسير قرآن بياموزد. هنوز پانزده سالش نشده بود که به حوزه علميه بحرين رفت و شروع به آموختن دروس مقدمات ـ ادبيات عرب، منطق، بلاغت و کمي هم از فقه و اصول ـ را در حوزه علميه بحرين کرد. هيجده ساله بود که بيماري آبله ـ ازبيماري‏هاي شايع آن زمان ـ وجود علامه را دربرگرفت و سبب شد تا چشمانش از ديدن زيبايي‏هاي ظاهري دنيا محروم شود و در عوض روي به درک زيبايي‏هاي باطني بياورد. شيخ عبدالله المصلي، شيخ محمدعلي حميدان، شيخ باقر العصفور، شيخ عبدالله‏بن محمدصالح آل‏طعان و آيت‏الله شيخ عبدالحسين حلي از اساتيد وي در حوزه بحرين بودند. هجرت به نجف اشرف فقدان بينايي الغريفي جوان، مانع از آن نشد تا درس و بحث حوزوي را وانهد و درک ديار علي(ع) و هم‏صحبتي با علما و روحانيون بزرگ را از دست بدهد. سيدعلوي در حالي که دروس مقدمات و بخش زيادي از سطح را نزد علماي بحريني فراگفت، عازم نجف اشرف شد تا سطح دانش خود از علوم آل‏محمد(ص) را به حد اعلا ارتقا دهد. شيخ عباس الرميثي، شيخ علي سماحه الحلي، آيت‏الله سيدباقر الشخص، سيدهاشم الإحسائي، آيت‏الله سيدعلي فاني اصفهاني، آيت‏الله سيدمحسن حکيم و آيت‏الله سيدابوالقاسم خويي از بزرگترين اساتيد و مدرسان حوزه نجف در آن زمان بودند که سيدعلوي محضر آنها را درک کرد و پاي دروسشان، تلمذ. در همين دوران بود که سيدعلوي، مادر فداکارش که از مشوقان اصلي وي در پيوستن به خيل خادمان اهل‏بيت(ع) و متلبسان به لباس جد بزرگوارش بود را از دست داد. بازگشت به بحرين و مقدمات تأسيس حوزه علميه جديد وي در ابتداي بازگشتش به بحرين، مهمترين فعاليت را در تدريس علوم ديني به طلاب و علاقه‏مندان علوم ديني يافت. از همن روي بود که خانه کوچکش در منطقه النعيم و در نزديکي منامه را پايگاه نشر علوم اهل‏بيت(ع) قرار داد و طلاب علوم ديني را بي‏هيچ مزد و منتي به حضور پذيرفت. شهيد سيداحمد الغريفي(فرزند مجاهدش و شهيد راه مبارزه با حکام وهابي بحرين)، شيخ عباس الريس، شيخ عبدالامي الجمري و آيت‏الله شيخ عيسي قاسم ـ دو تن از رهبران فعلي شيعيان بحرين و از مؤسسان احزاب مخالف رژيم آل‏خليفه ـ و سيدعبدالله الغريفي و ديگر بزرگان و روحانيون بحريني از جمله شاگردان وي در النعيم بودند. خيلي زود خانه محقر استاد تاب حضور خيل عظيم شاگردان را نياورد. علامه سيدعلوي که اجازه جمع‏آوري وجوهات شرعي شيعيان بحريني را از علما و مراجع قم و نجف داشت، با اجازه همان مراجع بخشي از سهم امام(ع) را براي ساخت حوزه علميه‏اي بزرگ اختصاص داد و "حوزه علميه بحرين" را بنا نهاد. سال‏ها بعد(1990م. ـ 1369ش.)نيز حوزه علميه خواهران راه‏اندازي شد و دختران شيعه نيز از علوم ديني بهره‏مند شدند. اين حوزه هم‏اکنون نيز درمنامه پابرجاست. تأسيس کتابخانه بزرگ منامه که از وجوهات مدرسه علميه اداره مي‏شد، از ديگر پروژه‏هاي ماندگار علامه الغريفي است. گفته مي‏شود وي روز نخست افتتاح اين کتابخانه، همه کتب شخصي خود را که از سن چهارده سالگي جمع‏آوري کرده بود، به کتابخانه فوق هديه داد. در اين کتابخانه در حال حاضر کتب خطي و نسخ قديمي نيز نگه‏داري مي‏شود. اداره امور زندگي شيعيان بحرين آوازه اهتمام علامه الغريفي به امور ديني و زندگي مردم همه نقاط بحرين را به سرعت درنورديد؛ تا آنجا که ديگر کسي براي اموري چون ازدواج و طلاق، حل‏وفصل دعواها و اختلافات معمولي به دستگاه قضايي دولت مراجعه نمي‏کرد و همگان ايشان را قاضي عادل دعاوي و شکايات خود مي‏دانستند. به خاطر همين حسن شهرت و دقت‏نظر وي در تطبيق مسائل مردم با امور شرعيه و احکام دين بود که علماي زيادي به وي اجازه داده بودند تا به حسب نظر خود در وجوهات دريافتي از مردم دخل و تصرف کرده و به رتق‏وفتق امور ديني شيعيان بحرين بپردازد. نام برخي از علما و مراجعي که به وي اجازه دريافت و مصرف وجوهات شرعيه را داده‏اند، از اين قرار است: آيت‏الله شيخ عبدالحسين حلي، آيت‏الله سيدمحسن حکيم، آيت‏الله سيدمحمدجواد طباطبايي تبريزي، آيت‏الله سيدابوالقاسم خويي، آيت‏الله سيدعلي فاني اصفهاني، آيت‏الله شيخ مرتضي آل‏ياسين، آيت‏الله سيد محمود حسيني شاهرودي، آيت‏الله سيدمحمدباقر صدر، آيت‏الله شيخ محمدامين زين‏الدين، آيت‏الله سيدعبدالاعلي سبزواري، آيت‏الله سيدمحمدرضا گلپايگاني، آيت‏الله شيخ محمد اراکي، آيت‏الله ميرزا جواد تبريزي، آيت‏الله علامه سيدمحمدحسين فضل‏الله، آيت‏الله سيدعلي حسيني سيستاني، آيت‏الله سيدمحمدسعيد حکيم و آيت‏الله شيخ محمداسحاق فياض. اخلاقيات و روحيات فردي علامه الغريفي مرحوم الغريفي به اخلاق حميده و صفات بارز و برجسته و راه‏وروش ميانه در زندگي فردي مشهور بود. از سويي، روحيه لطيف او و نيز پيمودن راه سخت و طاقت‏فرساي تهذيب و سيروسلوک از سوي وي و نيز حسن رفتارش با مردم و خصوصا خانواده، زبانزد مردم و روحانيون بجريني بود. شاگردان و طلابش در مدرسه و حوزه همگي از تواضع و افتادگيش در برخورد با طلبه‏ها و شنيدن مشکلاتشان و اهتمام به امور حتي شخصي آنها و نيز نحوه تعاملش با طلاب و مديريتش در حوزه، داستان‏ها تعريف کرده‏اند. همچنين ايشان نسبت به تحصيل علم و مطالعه بسيار حساس بود و علاوه بر آنکه طلاب را به ممارست در اين کار تشويق مي‏کرد، خود نيز عامل بود و دائما اوقات خود را با مطالعه و مباحثه علمي مي‏گذراند؛ به گونه‏اي که بساري از مسائل را حفظ بود و هوش بالايي در به حافظه سپردن نکات علمي داشت. از مرحوم علامه سيدعلوي الغريفي چهار فرزند پسر و پنج دختر به يادگار مانده که "سيداحمد" پسر ارشدش در اثر حادثه‏اي مشکوک که گفته مي‏شود از سوي وهابيون و وابستگان به آل‏سعود برنامه‏ريزي شده بود، به شهادت رسيد. سيداحمد از اساتيد قابل حوزه علميه بحرين بود؛ برخي او را با نام "علامه" خطاب مي‏کردند. منبع الابناء

پربازدیدها

پربحث‌ها