نگاهي به زندگي و آثار مرحوم علامه الغريفي به گفته بسياري از نزديکان و دوستدارانش، داغ شهادت تعداد زيادي از هموطنانش در مبارزات اخيرشان با رژيم آلخليفه و نيز زنداني و شکنجه شدن تعدادي ديگر، مسير او را به سمت و جوار حق تعالي هموارتر کرد. آلام و دردهايي که دل هر شيعه و مسلماني را به رنج ميآورد و به فرمايش مولايمان اميرالمؤنين(ع) اگر مسلماني از اين رنج نميرد، بايد در مسلماني خود شک کند. علامه الغريفي از روحانيون و علماي سرشناس بحرين بود که در هفته گذشته و در اثر کهولت سن به ديار حق شتافت. ايشان که پدر شهيد سيداحمد الغريفي روحاني مجاهد و مبارز با رژيم ديکتاتوري آلخليفه بود، به گفته بسياري از نزديکان و دوستدارانش، داغ شهادت تعداد زيادي از هموطنانش در مبارزات اخيرشان با رژيم آلخليفه و نيز زنداني و شکنجه شدن تعدادي ديگر، مسير او را به سمت و جوار حق تعالي هموارتر کرد. آلام و دردهايي که دل هر شيعه و مسلماني را به رنج ميآورد و به فرمايش مولايمان اميرالمؤنين(ع) اگر مسلماني از اين رنج نميرد، بايد در مسلماني خود شک کند. علامه سيد علوي الغريفي روز پنجشنبه بيستوپنجم فروردين ماه سال جاري در سن 92 سالگي و در حالي که آلام مردم بحرين قلوب ايشان را سخت جريحهدار کرده بود، درگذشت. تولد و شروع به تحصيل حوزوي وي در سال 1919 ميلادي(1298 هجري شمسي) در منطقه النعيم بحرين ـ که آن زمان يکي از استانهاي ايران به شمار ميرفت ـ ، به دنيا آمد. نام پدرش سيداحمد بود که تنها توانست دوازده بهار از زندگي فرزندش سيدعلوي را دريابد. پس از مرگ پدر، مادرش که سيده عفيفهاي از خاندان الغريفي بود، سرپرستياش را به عهده گرفت و او را به معلم قرآن سپرد تا به او قرائت و تفسير قرآن بياموزد. هنوز پانزده سالش نشده بود که به حوزه علميه بحرين رفت و شروع به آموختن دروس مقدمات ـ ادبيات عرب، منطق، بلاغت و کمي هم از فقه و اصول ـ را در حوزه علميه بحرين کرد. هيجده ساله بود که بيماري آبله ـ ازبيماريهاي شايع آن زمان ـ وجود علامه را دربرگرفت و سبب شد تا چشمانش از ديدن زيباييهاي ظاهري دنيا محروم شود و در عوض روي به درک زيباييهاي باطني بياورد. شيخ عبدالله المصلي، شيخ محمدعلي حميدان، شيخ باقر العصفور، شيخ عبداللهبن محمدصالح آلطعان و آيتالله شيخ عبدالحسين حلي از اساتيد وي در حوزه بحرين بودند. هجرت به نجف اشرف فقدان بينايي الغريفي جوان، مانع از آن نشد تا درس و بحث حوزوي را وانهد و درک ديار علي(ع) و همصحبتي با علما و روحانيون بزرگ را از دست بدهد. سيدعلوي در حالي که دروس مقدمات و بخش زيادي از سطح را نزد علماي بحريني فراگفت، عازم نجف اشرف شد تا سطح دانش خود از علوم آلمحمد(ص) را به حد اعلا ارتقا دهد. شيخ عباس الرميثي، شيخ علي سماحه الحلي، آيتالله سيدباقر الشخص، سيدهاشم الإحسائي، آيتالله سيدعلي فاني اصفهاني، آيتالله سيدمحسن حکيم و آيتالله سيدابوالقاسم خويي از بزرگترين اساتيد و مدرسان حوزه نجف در آن زمان بودند که سيدعلوي محضر آنها را درک کرد و پاي دروسشان، تلمذ. در همين دوران بود که سيدعلوي، مادر فداکارش که از مشوقان اصلي وي در پيوستن به خيل خادمان اهلبيت(ع) و متلبسان به لباس جد بزرگوارش بود را از دست داد. بازگشت به بحرين و مقدمات تأسيس حوزه علميه جديد وي در ابتداي بازگشتش به بحرين، مهمترين فعاليت را در تدريس علوم ديني به طلاب و علاقهمندان علوم ديني يافت. از همن روي بود که خانه کوچکش در منطقه النعيم و در نزديکي منامه را پايگاه نشر علوم اهلبيت(ع) قرار داد و طلاب علوم ديني را بيهيچ مزد و منتي به حضور پذيرفت. شهيد سيداحمد الغريفي(فرزند مجاهدش و شهيد راه مبارزه با حکام وهابي بحرين)، شيخ عباس الريس، شيخ عبدالامي الجمري و آيتالله شيخ عيسي قاسم ـ دو تن از رهبران فعلي شيعيان بحرين و از مؤسسان احزاب مخالف رژيم آلخليفه ـ و سيدعبدالله الغريفي و ديگر بزرگان و روحانيون بحريني از جمله شاگردان وي در النعيم بودند. خيلي زود خانه محقر استاد تاب حضور خيل عظيم شاگردان را نياورد. علامه سيدعلوي که اجازه جمعآوري وجوهات شرعي شيعيان بحريني را از علما و مراجع قم و نجف داشت، با اجازه همان مراجع بخشي از سهم امام(ع) را براي ساخت حوزه علميهاي بزرگ اختصاص داد و "حوزه علميه بحرين" را بنا نهاد. سالها بعد(1990م. ـ 1369ش.)نيز حوزه علميه خواهران راهاندازي شد و دختران شيعه نيز از علوم ديني بهرهمند شدند. اين حوزه هماکنون نيز درمنامه پابرجاست. تأسيس کتابخانه بزرگ منامه که از وجوهات مدرسه علميه اداره ميشد، از ديگر پروژههاي ماندگار علامه الغريفي است. گفته ميشود وي روز نخست افتتاح اين کتابخانه، همه کتب شخصي خود را که از سن چهارده سالگي جمعآوري کرده بود، به کتابخانه فوق هديه داد. در اين کتابخانه در حال حاضر کتب خطي و نسخ قديمي نيز نگهداري ميشود. اداره امور زندگي شيعيان بحرين آوازه اهتمام علامه الغريفي به امور ديني و زندگي مردم همه نقاط بحرين را به سرعت درنورديد؛ تا آنجا که ديگر کسي براي اموري چون ازدواج و طلاق، حلوفصل دعواها و اختلافات معمولي به دستگاه قضايي دولت مراجعه نميکرد و همگان ايشان را قاضي عادل دعاوي و شکايات خود ميدانستند. به خاطر همين حسن شهرت و دقتنظر وي در تطبيق مسائل مردم با امور شرعيه و احکام دين بود که علماي زيادي به وي اجازه داده بودند تا به حسب نظر خود در وجوهات دريافتي از مردم دخل و تصرف کرده و به رتقوفتق امور ديني شيعيان بحرين بپردازد. نام برخي از علما و مراجعي که به وي اجازه دريافت و مصرف وجوهات شرعيه را دادهاند، از اين قرار است: آيتالله شيخ عبدالحسين حلي، آيتالله سيدمحسن حکيم، آيتالله سيدمحمدجواد طباطبايي تبريزي، آيتالله سيدابوالقاسم خويي، آيتالله سيدعلي فاني اصفهاني، آيتالله شيخ مرتضي آلياسين، آيتالله سيد محمود حسيني شاهرودي، آيتالله سيدمحمدباقر صدر، آيتالله شيخ محمدامين زينالدين، آيتالله سيدعبدالاعلي سبزواري، آيتالله سيدمحمدرضا گلپايگاني، آيتالله شيخ محمد اراکي، آيتالله ميرزا جواد تبريزي، آيتالله علامه سيدمحمدحسين فضلالله، آيتالله سيدعلي حسيني سيستاني، آيتالله سيدمحمدسعيد حکيم و آيتالله شيخ محمداسحاق فياض. اخلاقيات و روحيات فردي علامه الغريفي مرحوم الغريفي به اخلاق حميده و صفات بارز و برجسته و راهوروش ميانه در زندگي فردي مشهور بود. از سويي، روحيه لطيف او و نيز پيمودن راه سخت و طاقتفرساي تهذيب و سيروسلوک از سوي وي و نيز حسن رفتارش با مردم و خصوصا خانواده، زبانزد مردم و روحانيون بجريني بود. شاگردان و طلابش در مدرسه و حوزه همگي از تواضع و افتادگيش در برخورد با طلبهها و شنيدن مشکلاتشان و اهتمام به امور حتي شخصي آنها و نيز نحوه تعاملش با طلاب و مديريتش در حوزه، داستانها تعريف کردهاند. همچنين ايشان نسبت به تحصيل علم و مطالعه بسيار حساس بود و علاوه بر آنکه طلاب را به ممارست در اين کار تشويق ميکرد، خود نيز عامل بود و دائما اوقات خود را با مطالعه و مباحثه علمي ميگذراند؛ به گونهاي که بساري از مسائل را حفظ بود و هوش بالايي در به حافظه سپردن نکات علمي داشت. از مرحوم علامه سيدعلوي الغريفي چهار فرزند پسر و پنج دختر به يادگار مانده که "سيداحمد" پسر ارشدش در اثر حادثهاي مشکوک که گفته ميشود از سوي وهابيون و وابستگان به آلسعود برنامهريزي شده بود، به شهادت رسيد. سيداحمد از اساتيد قابل حوزه علميه بحرين بود؛ برخي او را با نام "علامه" خطاب ميکردند. منبع الابناء