لباس روحانيت، نوعاً طلاب علوم دينى را به انجام وظايف شخصى و اجتماعى پايبندتر و در اجراى مسئوليت الهى انگيزهمندتر مىگرداند.
لباس طلبگي و شبهات (8) يکي ديگر از پرسشها و شبهاتي که درباره لباس روحانيت و پوشيدن آن رايج است، بحث سنگيني و سختي نپوشيدن لباس بعد از ملبس شدن است. اين پرسش نيز بيشتر در ميان طلاب رايج است. به بيان ساده تر: وقتي ملبس شويم ديگر نميتوانيم در مجامع عمومي و يا مکانهاي ديگر، لباس را در بياوريم. چون تصور ميشود که ما خلع لباس شده ايم. حتي اگر اين تصور هم اتفاق نيفتد، عرف جامعه، اين کار را ناپسند دانسته و باعث تصور بد آنها ميشود. در حقيقت پوشيدن اين لباس دشوار نيست اما درآوردن آن بسيار سخت و بلکه غيرممکن است. کسى که اين لباس را به تن مىکند اگر به هر دليل از ادامة راه پشيمان يا منصرف شود از ترس اتهام خلع لباس و سنگينى نگاه مردم نمىتواند آن را کنار بگذارد . لباس روحانيت، نوعاً طلاب علوم دينى را به انجام وظايف شخصى و اجتماعى پايبندتر و در اجراى مسئوليت الهى انگيزهمندتر مىگرداند. طلبه در چنين شرايطى نه انگيزة فعاليت حوزوى دارد و نه جرأت تغيير لباس و انتخاب شغل ديگر. در نتيجه، داشتن اين لباس موجب کور شدن استعدادها و توليد نيروهاى سرخورده و بىخاصيت مىشود . پاسخ : لحن بيان اين سئوال به گونهاى است که گويا هر کس لباس بپوشد لاجرم به کور شدن استعدادها و سرخوردگى مبتلا مىشود و پيامد قطعى يا غالبى اين لباس گرفتار آمدن به چنين فاجعهاى است ! اما بر خلاف اين تصور لباس روحانيت، نوعاً طلاب علوم دينى را به انجام وظايف شخصى و اجتماعى پايبندتر و در اجراى مسئوليت الهى انگيزهمندتر مىگرداند. براساس قانون، طلبه تا پايان 6 سال تحصيلى مجاز به پوشيدن لباس روحانيت نيست و پس از آن هم هيچگونه الزامى بر آن ندارد. طبيعى است که اين سابقة 6 ساله زمينة مناسبى براى آشنايى با اهداف و رسالتهاى حوزه و واقعيتهاى موجود فراهم مىآورد. انتظار مىرود طلبه پس از 6 سال، تکليف خود را با حوزه يکسره کند. اگر مىخواهد بماند با اعتقاد و استوار بماند و اگر مىخواهد برود قاطعانه برود و اگر فرض کنيم به چنين اعتقاد مستحکم و تصميم قاطعى نرسيده باشد ابداً نبايد لباس روحانيت به تن کند و در سلک روحانيان درآيد؛ زيرا بار سنگين مسئوليت روحانيت جز بر دوش نيروهاى مؤمن و معتقد قرار نمىيابد و با چنان تزلزل و ابهام سازگارى ندارد. در چنين فرضى لازم است طلبه با جديت بيشتر، هويت صنفى روحانى و استعداد و قابليت خود را به ضميمة آگاهىهاى فراوانى که از حوزه اندوختهاست بازپژوهى کند و با استمداد از صاحبنظران و مشاوره با اساتيد به جمعبندى نهايى برسد و تأخير بيشتر در اين مهم را روا نداند. پس از تصميمگيرى نيز اگر ادامة فعاليت حوزوى را برگزيد فرصت محدود ديگرى براى آزمون و خطا در نظر بگيرد و جايگاه خود را روشن کند. گناه سرخوردگى يا انصراف طلبه به گردن لباس روحانيت نيست و نبايد براى جلوگيرى از آن به پرهيز از اين توصيه کرد. همچنين لازم است اساتيد و مربيان محترم شرايط روحى طلبة جوانى که سرشار از عشق و شور و علاقه و احياناً با انتظارات و مفروضات نادرست به حوزه آمده و اکنون با ناملايماتى مواجه گشتهاست را در نظر گيرند و با ارائة بحثهاى روشنگر و هدايتهاى علمى و عملى، از فرسايش عزم و ارادة او جلوگيرى نمايند و او را به آستانة يک تصميم آگاهانة استوار که قابليت ارائة منطقى و دفاع تئوريک را داشته باشد نزديک سازند . [پرواضح است که اساتيد و فضلاي حوزه در نشان دادن و تبيين اين راه بزرگ و ستبر و معرفي وظايف طلاب، نقش بسيار مهمي را ايفا مي کنند. اساتيد بايد بدانند که وظيفه آنها تنها آموختن چند جمله و اصطلاح نيست و راهگشايي و راهنمايي براي طلاب را بايد يکي از مهمترين وظايف خود قلمداد کنند] بنابراين گناه سرخوردگى يا انصراف طلبه به گردن لباس روحانيت نيست و نبايد براى جلوگيرى از آن به پرهيز از اين توصيه کرد. کارنامة لباس روحانيت نتيجهاى درخشان ارائه مىدهد و پديدهاى که در سئوال به آن اشاره شده به کوتاهى طلبه يا بىتوجهى مسئولان پيش از ملبس شدن او بازگشت دارد. منبع: برگرفته از کتاب لباس روحانيت، چراها و بايدها، محمد عالم زاده نوري تهيه : محمد حسين امين - گروه حوزه علميه تبيان



