لباس روحانيت، نوعاً طلاب علوم دينى را به انجام وظايف شخصى و اجتماعى پايبندتر و در اجراى مسئوليت الهى انگيزه‏مندتر مى‏گرداند.

یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰
لباس طلبگي و شبهات (8)
لباس طلبگي و شبهات (8) يکي ديگر از پرسش‌ها و شبهاتي که درباره لباس روحانيت و پوشيدن آن رايج است، بحث سنگيني و سختي نپوشيدن‌ لباس بعد از ملبس شدن است. اين پرسش نيز بيشتر در ميان طلاب رايج است. به بيان ساده تر: وقتي ملبس شويم ديگر نمي‌توانيم در مجامع عمومي و يا مکان‌هاي ديگر، لباس را در بياوريم. چون تصور مي‌شود که ما خلع لباس شده ايم. حتي اگر اين تصور هم اتفاق نيفتد، عرف جامعه، اين کار را ناپسند دانسته و باعث تصور بد آنها مي‌شود. در حقيقت پوشيدن اين لباس دشوار نيست اما درآوردن آن بسيار سخت و بلکه غيرممکن است. کسى که اين لباس را به تن مى‏کند اگر به هر دليل از ادامة راه پشيمان يا منصرف شود از ترس اتهام خلع لباس و سنگينى نگاه مردم نمى‏تواند آن را کنار بگذارد . لباس روحانيت، نوعاً طلاب علوم دينى را به انجام وظايف شخصى و اجتماعى پايبندتر و در اجراى مسئوليت الهى انگيزه‏مندتر مى‏گرداند. طلبه در چنين شرايطى نه انگيزة فعاليت حوزوى دارد و نه جرأت تغيير لباس و انتخاب شغل ديگر. در نتيجه، داشتن اين لباس موجب کور شدن استعدادها و توليد نيروهاى سرخورده و بى‏خاصيت مى‏شود . پاسخ : لحن بيان اين سئوال به گونه‏اى است که گويا هر کس لباس بپوشد لاجرم به کور شدن استعدادها و سرخوردگى مبتلا مى‏شود و پيامد قطعى يا غالبى اين لباس گرفتار آمدن به چنين فاجعه‏اى است ! اما بر خلاف اين تصور لباس روحانيت، نوعاً طلاب علوم دينى را به انجام وظايف شخصى و اجتماعى پايبندتر و در اجراى مسئوليت الهى انگيزه‏مندتر مى‏گرداند. براساس قانون، طلبه تا پايان 6 سال تحصيلى مجاز به پوشيدن لباس روحانيت نيست و پس از آن هم هيچگونه الزامى بر آن ندارد. طبيعى است که اين سابقة 6 ساله زمينة مناسبى براى آشنايى با اهداف و رسالت‏هاى حوزه و واقعيت‏هاى موجود فراهم مى‏آورد. انتظار مى‏رود طلبه پس از 6 سال، تکليف خود را با حوزه يکسره کند. اگر مى‏خواهد بماند با اعتقاد و استوار بماند و اگر مى‏خواهد برود قاطعانه برود و اگر فرض کنيم به چنين اعتقاد مستحکم و تصميم قاطعى نرسيده باشد ابداً نبايد لباس روحانيت به تن کند و در سلک روحانيان درآيد؛ زيرا بار سنگين مسئوليت روحانيت جز بر دوش نيروهاى مؤمن و معتقد قرار نمى‏يابد و با چنان تزلزل و ابهام سازگارى ندارد. در چنين فرضى لازم است طلبه با جديت بيشتر، هويت صنفى روحانى و استعداد و قابليت خود را به ضميمة آگاهى‏هاى فراوانى که از حوزه اندوخته‏است بازپژوهى کند و با استمداد از صاحب‏نظران و مشاوره با اساتيد به جمع‏بندى نهايى برسد و تأخير بيشتر در اين مهم را روا نداند. پس از تصميم‏گيرى نيز اگر ادامة فعاليت حوزوى را برگزيد فرصت محدود ديگرى براى آزمون و خطا در نظر بگيرد و جايگاه خود را روشن کند. گناه سرخوردگى يا انصراف طلبه به گردن لباس روحانيت نيست و نبايد براى جلوگيرى از آن به پرهيز از اين توصيه کرد. همچنين لازم است اساتيد و مربيان محترم شرايط روحى طلبة جوانى که سرشار از عشق و شور و علاقه و احياناً با انتظارات و مفروضات نادرست به حوزه آمده و اکنون با ناملايماتى مواجه گشته‏است را در نظر گيرند و با ارائة بحث‏هاى روشنگر و هدايت‏هاى علمى و عملى، از فرسايش عزم و ارادة او جلوگيرى نمايند و او را به آستانة يک تصميم آگاهانة استوار که قابليت ارائة منطقى و دفاع تئوريک را داشته باشد نزديک سازند . [پرواضح است که اساتيد و فضلاي حوزه در نشان دادن و تبيين اين راه بزرگ و ستبر و معرفي وظايف طلاب، نقش بسيار مهمي را ايفا مي کنند. اساتيد بايد بدانند که وظيفه آنها تنها آموختن چند جمله و اصطلاح نيست و راهگشايي و راهنمايي براي طلاب را بايد يکي از مهمترين وظايف خود قلمداد کنند] بنابراين گناه سرخوردگى يا انصراف طلبه به گردن لباس روحانيت نيست و نبايد براى جلوگيرى از آن به پرهيز از اين توصيه کرد. کارنامة لباس روحانيت نتيجه‏اى درخشان ارائه مى‏دهد و پديده‏اى که در سئوال به آن اشاره شده به کوتاهى طلبه يا بى‏توجهى مسئولان پيش از ملبس شدن او بازگشت دارد. منبع: برگرفته از کتاب لباس روحانيت، چراها و بايدها، محمد عالم زاده نوري تهيه : محمد حسين امين - گروه حوزه علميه تبيان

پربازدیدها

پربحث‌ها