هنر اندونزیایی به تاثیر از هنر هندی با دیدگاههای بودایی یکی از مطرح ترین هنرهای شرق است که متاسفانه تا کنون به آن کمتر پرداخته شده است.

پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰
بازخوانی هنر شرق دور
بازخوانی هنر شرق دور هنر اندونزیایی به تاثیر از هنر هندی با دیدگاههای بودایی یکی از مطرح ترین هنرهای شرق است که متاسفانه تا کنون به آن کمتر پرداخته شده است. از دوران نوسنگی آثاری چون تبرهای سنگی مستطیل شکل وتیشه های سنگی در جزایرسوماترا، جاوه، بالی ونقاط دیگر اندونزی برجای مانده اند . مقابر خرسنگی (دلمن) و یادمانهای سنگی کنده کاری شده با نقوش انسانی وحیوانی، متعلق به دورانهای نوسنگی و مفرغ و آهن نیز در اندونزی یافت شده اند . وجود تبرهای دوران مفرغ درشکلی مغایر باتبرهای سنگی ، ظاهرا درنتیجه اثر پذیری از فرهنگ دنگ – سن است . اما علاوه براین، تبرهای مفرغی غیر متقارنی نیز بدست آمده که تمایزی بارز باتبرهای دنگ – سن دارند . بطور کلی، از نیمه دوم هزاره اول ق م تا سده اول میلادی، فرهنگهای دنگ – سن وچو (چینی) در اندنزی رسوخ کردند؛ و نقشمایه ها و اسلوبهای این دوره در هنر این سرزمین ادامه یافتند . بطورکلی ، سنت تلفیق خوشایند عناصر تزیینی و پیکرنما و علاقه به بازنمایی تزیینی درطرحهای پارچه و غیره ، وجه شاخص هنراندنزیایی محسوب می شود . الگوی کلی آذینگری ، از سده های میلادی پدیدار شده بود ، تا قرون اخیر در هنرهای کاربردی و تشریفاتی پابرجا ماند ( البته این در مورد جزایر جاوه و بالی صدق نمی کند ، زیرا تاثیرات بودایی و هندو در این نقاط نافذتر بود ) . مردمان اندونزی استعداد مهارت زینتکاری را در ساختن اشیای گوناگون نشان داده اند . آنان اسلوبهای رشته تابیدن و بهم بافتن را در نساجی به کار می بردند؛ و با روشهای گله گله رنگ کردن بر روی پارچه نقش می انداختند . بسیاری از نقشمایه ها با مناسبتهای تشریفاتی یا آیینی ارتباط داشتند ؛ ولی طرحها غیر از معنای مذهبی از جنبه زیبایی محض نیز مورد نظر بودند . روشهای مختلف زینتکاری با مهره و منجوق و تیله و غیره نیز بسیار توسعه یافتند ( تیله شیشه یی از سده پانزدهم به بعد از ونیز وارد میشد ) . فن سفالگری چندان تحولی پیدانکرد ، ولی ساختن پیکره های گلی انسان و حیوان معمول بود . کار باچوب نیز نه فقط در آذینگری خانه ، بلکه در مجسمه سازی نیز رواج داشت (تندیس چوبین عمدتا به منظور مصونیت از نیروهای شر ساخته میشد ) . بطورکلی ، صنعتگران و هنرمندان اندونزیایی – برخلاف مصریان باستان خواهان ماندگاری دستافریده های خود نبودند، بلکه آنان به زیبایی تزیینی چونخصلتی عام از زندگی روزمره عشق می ورزیدند . صنعتگران و هنرمندان اندونزیایی – برخلاف مصریان باستان خواهان ماندگاری دستافریده های خود نبودند، بلکه آنان به زیبایی تزیینی چونخصلتی عام از زندگی روزمره عشق می ورزیدند . نفوذ فرهنگ هندی در جزیره جاوه از سده هشتم آغاز شد ، و تازمان اشاعه اسلام در میانه سده پانزدهم ادامه یافت . در این رهگذر آیینهای هندو و بودایی و سبکهای هنری وتمثال سازی مربوط به این آیینها با جهان نگری عرفانی وروحیه تلفیق گر اندونزیایی انطباق پیدا کرد . هندگرایی فرهنگی ومذهبی یک جنبش اشرافی بود ، حال آنکه ارزشهای هنری پیشین تقریبا بدون اثر پذیری از هند در میان روستاییان پایدار ماند . جزیره بالی در اواخر سده دهم تحت سلطه حکومت جاوه قرار گرفت . فرهنگ و هنر هندی – جاوه یی پس از سقوط پادشاهی مادجاپاهیت در جاوه ( حدود1520 ) و تازمان تملک بالی توسط هلندیها (1980) به بقای خود در این جزیره ادامه داد (گفتنی است اسلام نتوانست به جزیره بالی راه یابد ) . یادمانهای ویران شده ای از دوره هندی – جاوه یی برجای مانده اند . شیوه های معماری ومجسمه سازی در میانه این دوره به سبک گوپتا ( هندی ) شباهت دارند . ولی بعدا درجاوه شرقی با احیای برخی مفاهیم بومی – به خصوص نیا پرستی – تغییراتی در سبک هنری پدیدآمد . در اندونزی نوعی معماری مذهبی از تلفیق پرستشگاه و یادمان پدید آمد که ریشه در سبکهای هندی داشت . قدیمیترین نمونه آن (778م ) با الهام از طریقت مهایانه بودایی ساخته شد ، ولی بزرگترین وپیچیده ترین آنها – بنام بارابودور – به اوایل سده نهم تعلق دارد . بارابودور یک یادبود بودایی ( استوپا ) است که در بزرگی و شکوهمندی بر معابد هندی پیشی می گیرد ، وهمچون معبد مشهور آنگ کروات (در کامبوج ) در زمره عجایب خار زمین بشمار می آید . بارابودور نمادی سنگی از نظام کیهانی مهایانه است برای مقهصد پرستش ، ستایش و اندیشه ورزی . ساختار بنا چون هرمی پلکانی از طبقات نه گانه متوالی تشکیل یافته ،که پایه و چهار طبقه زیرسن به شکل مستطیل ( نشانه دنیای زمینی ) و چهار طبقه زبرین به شکل دایره ( نشانه آسمان ) است . انگاشت کوه جهانی را در آن به روشنی میتوان تشخیص داد . نقش برجسته های طبقه پایه ف رویدادها وصحنه های زندگی روزمره را به هنگامی که انسان هنوز اسیر هوسها ومشمول قانون عمل وعکس العمل ( کرمه ) است ، به روشنی طبیعت گرایانه مجسم می کنند . نقش برجسته های طبقاط مستطیل شکل ،مراحل زندگی بودا را باصور انتزاعی تر نشان میدهند . ولی در طبقات مدور فقط شماری بودای نشسته قراردارند که کاربست اسلوبها و قوانین تناسبات دوره گوپتا در آنها به حد کمال رسیده است .مجموعه پرامباتان متعلق به اوایل سده دهم ، نمونه دیگری از آثار باستانی اندونزی وحاکی از نفوذ آیین هندو در جاوه است . مجموعه مزبور ز اهمیتی معادل بارابودور برخوردار است ولی فقط ویرانه ای از آن به جای مانده است . در بزرگترین معبد آن تندیسی عظیم از شیوا در حالت ایستاده با چهار بازو به چشم میخورد ، ونیز حماسه کهن - رامایانه – در42 نقش برجسته آن تجسم یافته ، این نقش برجسته ها با آنکه جنبه تزیینی دارند ، تا حدی طبیعت گرایانه به نظر میرسند . فرهنگ هندی – جاوه یی ، پس از استیلای اسلام بر جاوه ، به زیست خود در جزایر بالی اامه داد وباعناصر بومی درآمیخت . حتی تا سده بیستم ، بسیاری از ویژگیهای این فرهنگ تلفیقی در زندگانی مردم پایدار ماند. بالی را خزیره هزار معبد مینامند ، زیرا علاوه بر زیارتگاهای بزرگ ، هر دهکده نیز مهبد خاص خود را دارد که مرکز ثقل جماعت است . معماری این معابد روستایی کمابیش از الگوی واحدی پیروی میکند و در برخی از آنها تزیینات جالبی به چشم می خورد . بطور کلی ، طرحهای زینتی بالی در مقایسه با طرحهای زینتی جاوه ، تصنعی وپر تفصیل به نظر می آیند . در معابد ، تمثالی از شخصیتهای ربانی وجود ندارد ، بلکه حضور روحانی آنان با یک سریر سنگی بشکل نیلوفر مجسم شده است . هرم پلکانی – نماد کوه جهانی – معرف سخصیت ربانی است ، و تعداد طبقات بنا ، درجه اعتبار او را مشخص می کند ( از مهمترین اثار معماری مذهبی بالی میتوان مکان مقدس بساکیه که در سده چهاردهم برسراشیبی کوهی بنا شده است ، اشاره کرد ) . ساختن مجسمه های چوبین چند رنگ و پرنقش ونگار نیز در بالی رایج بود. برخی از این مجسمه ها رابرای دفع شیاطین بکار می بردند . دین اسلام از سده سیزدهم توسط بازرگانان مسلمان از طریق هند وارد اندونزی شد، و امیران محلی سوماترا و جاوه آنرا اشاعه دادند . جنبه عرفانی اسلام برای روحیه اندونزیایی جاذبه داشت ، و بزودی سنت نیاپرستی این مردمان با آیین جدید سازگاری پیدا کرد . پس از این ، دوران یادمانهای عظیم و تندیسهای سنگی به سرآمد ، ولی هنر تصویری و تزیینی ادامه یافت . ازسوی دیگر ، با ورود نخستین سوداگران اروپایی (سده شانزدهم )، مراکز تولید آثار چوبین از رونق افتاد . هنر کاربردی عمدتا در پارچه های باتیک و اسلحه تزیین شده – بخصوص نوعی تفنگ مزین به نقش مایه های سنتی که معنای تشریفاتی و مذهبی داشت – متمرکز شد . عروسک سازی کاغذی بانقوش ورنگهای سنتی – برای استفاده در نمایشهای عروسکی آیینی – نیز رواج یافت . در سده های نوزدهم وبیستم ، به سبب واردات کالا از غرب ، هنرهای سنتی و قومی در بسیاری از نواحی اندنزی از میان رفتند . سمیه رمضان ماهی بخش هنری تبیان منبع: دایره المعارف هنر/ رویین پاکباز تاریخ هنر جانسن

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها