خوشا به حال فردا


فردا خواهد آمد.
میآید روزی که در پی آن جهان سبز میشود.
خواهد رسید از کرانههای دور و از گلدستههای آسمان صدای تکبیر ناجی.
میرسد زمانی که در آن غنچهها بدون غم از دست دادن گلبرگهایشان گل میشوند.
میرسد میدانم.
میدانم که خواهد آمد او که آموزنده بهار است.
او به نام خدایش خواهد آمد.
او میآید سوار بر اسبی سپید.
او میآید در حالی که در دستانش پرچمی هزار ساله و شمشیری آسمانی دارد.
او میآید با گامهایی استوار و قلبی پر امید.
او میاید تا جهان را آباد کند در لحظه ویرانی زمین.
او میآید با دنیایی از صفا و مهر و محبت.
بغل بغل ایثار و گذشت و صلح را در زمین پخش میکند.
او میآید تا ستمدیدگان را یاری کند.
او میآید.
میدانم که میآید.
آن روزگار می آید.
میدانم که زمین زمانی را خواهد دید که بهترین است.
خوشا به حال مردمانی که او را در بغل خواهند داشت.
خوشا به حال آنان که برای آمدنش فدا خواهند شد.
و خوشا به حال زمین که آن روز را خواهد دید.
و خوشا به حال فردا.
باشگاه کاربران:
ما امید داریم من وشما یا فردا باشیم و یا برای آمدنش فدا شویم .



