سخنران بايد مواظبت كند كه مقدمه را به درازا نكشاند و كارى نكند كه بر اثر طول كلام، قسمت اعظم وقت مجلس را مقدمه اشغال كند

یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰
مقدمه در چند دقيقه
مقدمه در چند دقيقه   در نوشتار قبلي اشاره کرديم که هر سخنراني لازم است براي ايراد سخنان خود، از مقدمه کمک بگيرد. استفاده از مقدمه، مي‌تواند مخاطبين را براي دريافت هر چه بهتر مطالب و محتواي سخن، آماده کند.   اما خود مقدمه هم آدابي دارد که اگر رعايت نشود، جذابيت لازم را نداشته و خسته کننده خواهد بود. در باب مقدمه سخن، دو بحث بايد مورد بررسي قرار بگيرد. يکي کيفيت مقدمه و ديگري کميت آن. در اين نوشتار بر آنيم که درباره کميت و اندازه مقدمه مطالبي خدمت شما خوانندگان عزيز عرض کنيم. سخنران بايد مواظبت کند که مقدمه را به درازا نکشاند و کارى نکند که بر اثر طول کلام، قسمت اعظم وقت مجلس را مقدمه اشغال کند به موازات رعايت کيفيت مقدمه و چگونگى آن، لازم است کميت مقدمه نيز مورد کمال توجه خطيب باشد و مراقبت نمايد از حدى که متناسب است، تجاوز نکند و به زياده‏روى گرايش نيابد، زيرا هدف اصلى سخنران، بيان موضوع مورد بحث است و نقش مقدمه، نزديک نمودن اذهان به هدف است . پس، مقدمه فرع است و ذى‏المقدمه اصل. سخنران بايد مواظبت کند که مقدمه را به درازا نکشاند و کارى نکند که بر اثر طول کلام، قسمت اعظم وقت مجلس را مقدمه اشغال کند و در نظر شنوندگان طورى وانمود شود که سخنران، ذى‏المقدمه را بى‏ارزش تلقى نموده يا آن را از ياد برده است.   به عنوان مثال اگر خطيب بخواهد براى فهماندن آيه يا ايهاالذين آمنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاکم لمايحييکم . (1) مقدمه‏اى را تنظيم نمايد، که براى شنوندگان راه‏گشا باشد، مي‌تواند اين نکات را در نظر گرفته و بيان کند.   مطلب آيه اين است که حيات انسانى انسان، در اختيار انسان‏هاست و براى دست يافتن به آن، بايد دعوت خدا و رسول را اجابت نمود. اما حيات حيوانى حيوان، در اختيار حيوان نيست، بلکه اين چنين آفريده شده و با سرشتش آميخته است.   براى آن که شنوندگان مطلب مقدمه را بهتر درک کنند و اذهانشان براى فراگرفتن موضوع بحث مهيا گردد، خطيب مى‏تواند يکى دو مثال از حيوان بياورد . مثلاً بگويد گرگ درنده آفريده شده است و مار گزنده. نه گرگ مى‏تواند آفرينش خود را تغيير دهد و درندگى را از خويش زايل سازد و نه مار قادر است خلقت خود را تعويض کند و خوى گزندگى را از خود بگرداند.   اما انسان به اين تحول و تغيير قادر است. اگر پيرو و هوى و شهوات نفسانى خويش گردد ممکن است طبعش از گرگ درنده‏تر شود زبانش از مار گزنده‏تر ، و اگر دعوت خدا و رسول را اجابت نمايد، به حيات انسانى زنده مى‏شود و به سجاياى انسانى متخلق مى‏گردد.   اگر سخنران، در ذکر مثال، به گرگ و مار اکتفا کند و با مختصر توضيحى از آن بگذرد و وارد بحث اصلى شود، کميت مقدمه را رعايت نموده و راه فراگيرى موضوع بحث را به روى مستمعين گشوده است. اما اگر در مقام مثال، از حيوانات متعدد نام ببرد، يا درباره گرگ و مار بيش از حد سخن بگويد، رعايت کميت مقدمه را ننموده و از بلاغت خارج شده است .   خطيب در سخن مبسوط خود بايد به مستمعين بفهماند که اجابت دعوت خدا و رسول از اين جهت انسان را به حيات انسانى زنده مى‏کند که تعاليم الهى، خصايص انسانيت را از قوه به فعليت در مى‏آورد، معرفت فطرى را احيا مى‏کند و انسان را با ايمان مى‏سازد. عقل را به کار مى‏گيرد و آدمى را به تعقل وامى‏دارد. وجدان اخلاقى را زنده مى‏کند و مردم را به سجاياى انسانى متخلق مى‏سازد.   تملايلات عالى انسانى را شکوفا مى‏کند و آدمى را به راه دگردوستى و تعاون سوق مى‏دهد و حيات انسانى، به کار افتادن مزايا و خصايص انسانى است در وجود آدمى، و اين محتواى دعوت خدا و پيامبر است. منابع: (1). انفال، 24. تهيه: محمد حسين امين - گروه حوزه علميه تبيان

پربازدیدها

پربحث‌ها