آيا عشق مي‌تواند نخ تسبيح تمام درام‌هاي تلويزيوني باشد؟ آيا روابط عاطفي مي‌تواند سكانس‌هاي يك سريال تاريخي را به يكديگر مرتبط سازد و خط روايت قصه را شكل دهد؛ آن‌هم شخصت‌هايي كه واقعي نيستند و از تخيل نويسنده به تاريخ راه پيدا كرده‌اند تا درام شكل گيرد؟ و

پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰
روايت تاريخ با شخصيت‌هاي غيرواقعي
روایت تاریخ با شخصیت‌های غیرواقعی آیا عشق می‌تواند نخ تسبیح تمام درام‌های تلویزیونی باشد؟ آیا روابط عاطفی می‌تواند سكانس‌های یك سریال تاریخی را به یكدیگر مرتبط سازد و خط روایت قصه را شكل دهد؛ آن‌هم شخصت‌هایی كه واقعی نیستند و از تخیل نویسنده به تاریخ راه پیدا كرده‌اند تا درام شكل گیرد؟ و سوال اساسی این‌كه آیا نویسنده سریال‌های تاریخی می‌تواند از تخیل خود برای روایت استفاده كند؟ اینها برخی از سوالاتی است كه هنگام تماشای یك سریال تاریخی به ذهن مخاطب می‌رسد؛ سریالی كه بیشتر شبیه افسانه تاریخی است، چون فقط در یك افسانه، آدم‌های غیرواقعی زیادی وجود دارند و آدم كوتوله‌ها از در و دیوار آن بالا می‌روند. با دیدن این آثار است كه می‌توان نتیجه گرفت تاریخ را می‌توان به درام تبدیل كرد؛ اما افسانه‌سازی از تاریخ آن‌هم در روزگار ما قابل قبول نیست. فیلتر ذهن نویسنده مهدی فخیم‌زاده، كارگردان و فیلمنامه‌نویس سینما و تلویزیون كه در پرونده كاری خود ساخت سریال‌های ولایت عشق و تنهاترین سردار را به ثبت رسانده و در سریال مختارنامه نقش عمرسعد را بازی می‌كند، در پاسخ به این پرسش كه‌ آیا نویسنده و كارگردان آثار تاریخی می‌تواند از تخیل خود در روایت تاریخ استفاده كند، به خبرنگار «جام‌جم» گفت: تاریخ و درام، 2 مقوله كاملا جدا از هم هستند. تاریخ وقایع را با روایت‌های مختلف ضبط می‌كند؛ اما درام برای شخصیت‌‌، مكان‌ها و اتفاقات تاریخی شناسنامه می‌سازد. بنابراین وقتی قرار می‌شود تاریخ در سینما یا تلویزیون روایت شود، باید از فیلتر ذهن نویسنده و كارگردان عبور كند. این كار باعث می‌شود كه تاریخ از شكل واقعی به شكل دراماتیك تبدیل شود. در این تبدیل آدم‌های واقعی آن‌طور كه نویسنده و كارگردان می‌خواهد، روایت می‌شوند و در كنار آنها شخصیت‌های غیرواقعی هم به وجود می‌آیند تا بار درام را افزایش دهند و آن را برای عموم مخاطبان جذاب كنند. كارگردان ولایت عشق معتقد است؛ شخصیت‌های غیرواقعی كه به داستان وارد می‌شوند، باید در پرداخت آنقدر قوی باشند كه بیننده متوجه نشود آنها در تاریخ وجود نداشته‌اند و نویسنده آنها را خلق كرده است. زمانی این شخصیت‌های غیرواقعی باور‌پذیر می‌شوند كه در روایت قصه جایگاه محكمی داشته باشند و فقط برای پر كردن حواشی داستان به درام اضافه نشده باشند. بازیگر نقش عمر سعد بر این باور است كه شخصیت‌های غیرواقعی نباید در فیلمنامه پررنگ باشند و جای زیادی را اشغال كنند، چون اگر چنین شود، بیننده اعتمادش را به اثر ازدست می‌دهد و احساس می‌كند كه كارگردان درباره تاریخ به او آدرس اشتباه می‌دهد. كارگردان ولایت عشق معتقد است؛ شخصیت‌های غیرواقعی كه به داستان وارد می‌شوند، باید در پرداخت آنقدر قوی باشند كه بیننده متوجه نشود آنها در تاریخ وجود نداشته‌اند و نویسنده آنها را خلق كرده است. زمانی این شخصیت‌های غیرواقعی باور‌پذیر می‌شوند كه در روایت قصه جایگاه محكمی داشته باشند و فقط برای پر كردن حواشی داستان به درام اضافه نشده باشند. نمونه‌های خوب شخصیت‌پردازی واقعی و غیرواقعی در تلویزیون ما كم نیستند كه از میان آنها می‌توان سریال‌هایی مانند امام علی(ع)‌، در چشم باد، مختارنامه و... را نام برد، كه هر كدام در جای خود آثار مثال زدنی بودند. كارگردان های بسیاری برای این‌كه اثرشان بتواند با مخاطب ارتباط برقرار كند، شخصیت های بسیاری آفریده اند كه ممكن است به شكل واقعی در تاریخ وجود نداشته باشند اما برای اینكه اثر به لحاظ دراماتیك به استانداردهایی برسد مجبور بوده‌اند شخصیتهایی اضافه كنند كه این اضافه كردن شخصیت گاه موفق بوده و گاه چندان كه باید مطلوب نبوده است. برای شخصیت پردازی موفق در تلویزیون می‌توانیم به اثر برجسته زنده یاد علی حاتمی یعنی سریال خوب هزاردستان اشاه كنیم. فخیم‌زاده درباره این نكته كه زنده‌یاد علی حاتمی هم سریال تاریخی می‌ساخت؛ اما هیچ‌وقت به او ایراد گرفته نمی‌شد كه او تاریخ را تحریف كرده است، گفت: مرحوم حاتمی از تاریخ گرته‌برداری می‌كرد. او با استفاده از تاریخ حرف خودش را به زیباترین شكل ممكن بیان می‌كرد. مثلا وقتی فیلم كمال‌الملك را ساخت، همه می‌دانستند فیلمی كه او درباره كمال‌الملك ساخته، با زندگی واقعی این نقاش از زمین تا آسمان فرق می‌كند؛ اما حاتمی آنقدر اثرش را هنرمندانه و زیبا ‌ساخت كه همه حرف و اثر او را ‌پذیرفتند و قبول ‌كردند او برداشت خود را از تاریخ و آدم‌های تاریخی بیان كرده است. مردم قصه‌ را بیشتر از واقعیت می‌پسندند حالا دیگر خسرو معتضد را بیشتر مردم با برنامه «پلی به گذشته» كه سال‌هاست از شبكه 2 سیما پخش می‌شود، می‌شناسند. او تاكنون به كارگردانان زیادی كه سریال تاریخی ساخته‌اند، مشاوره داده است كه از میان آنها می‌توان به كیانوش عیاری اشاره كرد كه در زمان ساخت «روزگار قریب» گاهی به معتضد تلفن می‌كرده و درباره لباس و لوازم صحنه آن دوره از او سوالاتی می‌پرسیده است. معتضد هرچند به عنوان مشاور رسمی با عیاری همكاری نكرده؛ اما سریال روزگار قریب را یكی از بهترین آثار تاریخی ایران می‌داند كه كارگردان آن استفاده بسیار دقیقی از تخیل در روایت تاریخی انجام داده است. معتضد به عنوان یك تاریخدان معتقد است كه نویسنده و كارگردان اثر تاریخی می‌تواند از تخیل خود در روایت استفاده كند؛ اما به این شرط كه به شرایط تاریخی لطمه وارد نكند و باعث تحریف تاریخ نشود. وی با ذكر این نكته كه حواشی و شخصیت‌های غیرواقعی نباید اصل كار را تحت‌الشعاع قرار دهد، گفت: با همه اینها باید به این نكته هم توجه كرد كه مردم كشور ما حوصله دیدن آثار تاریخی خشك و رسمی را ندارند. آنها بیشتر تمایل دارند كه یك فیلم یا سریال تاریخی برای آنها قصه تعریف كند؛ اما این قصه‌گویی نباید دور از واقعیت تاریخی باشد. وی افزود: اگر شخصیت‌های تخیلی هم به فیلمنامه وارد می‌شوند، باید ورودشان دلیل داشته باشد و برای كمك به شخصیت‌های اصلی و واقعی طراحی شده باشند. معتضد بر این باور است كه ساخت سریال‌ های تاریخی نباید شتاب‌زده باشد. كارگردان و نویسنده باید درباره موضوعی كه می‌خواهند بسازند، بدقت تحقیق كنند و فیلمنامه را هم با صبوری و دقت مقابل دوربین ببرند؛ چون اگر كار باعجله ساخته شود، سازندگان مجبور هستند از كنار ظرایفی مانند لباس، گریم، صحنه و... با شتاب عبور كنند و این كم‌دقتی‌ها به سریال لطمات جدی وارد می‌كند. سینما و تلویزیون تبیان طاهره آشیانی/ جام جم

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها