توسل به اهل بیت (علیه السلام) و عنايت امام حسين (عليه السلام) در سیره علمای شیعه آیت الله العظمی «سيد محمد شفيع جاپلقی»

سه‌شنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰
عنایات حسینی به علمای شیعه
عنايات حسيني به علماي شيعه توسل به اهل بيت (عليه السلام) و عنايت امام حسين (عليه السلام) در سيره علماي شيعه توسل به اهل بيت (عليه السلام) و عنايت امام حسين(عليه السلام) يکي از نکات برجسته در سيره علماي شيعه بوده است و اين بزرگان همواره در تمام امور علمي و عملي به در خانه اهلبيت (عليه السلام) بالخص حضرت سيد الشهدا (عليه السلام) مي رفتند و با عنايت ويژه آن حضرات مواجه مي شدند. از جمله اين بزرگان علامه آيت الله العظمي «سيد محمد شفيع جاپلقي» است که از ابتداي کودکي تا آخر عمر خود هيچ‏گاه دست خود را از دامان اهل‏بيت (عليهم السلام) کوتاه نکرد و همچون کودکي که در مشکلات به دامان مادر پناه مي‏برد اين عالم بزرگ نيز به قلعه محکم اهل‏بيت(عليهم السلام) پناه برده بود و در اثر شدت اتصال به خاندان امامت و ولايت توانست قله‏هاي ترقي را بپيمايد و در اعلي درجه علم و دانش تکيه زند و در کنار کسب علم و دانش به خودسازي و تهذيب نفس اهميت کامل مي‏داد که مورد عنايت خاص اهلبيت(عليهم السلام) قرار مي‏گرفت و چنان در روح عرفان و معرفت قرار گرفت که همه تاريخ نويسان و معاصران و اساتيدش او را صاحب نفس قدسيه مي‏دانستند. سيد در تمام آثار خود به اين نکته شريف تکيه کرده است.از جمله وقايع مهم و آينده‏ساز که نقش اصلي را در زندگي سيد به اعتراف خود داشته است توسل به امام حسين(عليه السلام) است؛ خود بعد از شرح حال مختصر خود و کسب حضور اساتيد کاشان در اصفهان مي‏نويسد: « خداوند مرا موفق کرد تا به زيارت مولايم حسين مشرف شدم و به حرم مطهّرش متوسل شدم و کمک خواستم به‏خاطر دستوري که جد بزرگوارش خاتم‏الانبياء(صلي الله عليه و آله) به من بعد از آنکه از او علم طلب کردم درخواب مرا امر داد که به حرم شريف امام حسين(عليه السلام) تمسّک بجويم پس آن حضرت مرا زيادي بخشيد که در محضر درس جمعي از علماء اعلام برسم » فرزند ايشان در شرح حال پدر اين داستان درس‏آموز را به طور مفصل ذکر نمودند که مي‏تواند الگوي بسيار مناسبي براي تمام دانشجويان و مؤمنين باشد: « زماني که به درس اساتيد کربلا حاضر شدم بسيار خود را دور و نا آشنا به مطالب احساس مي‏کردم و قادر به جمع‏بندي مطالب درس نبودم و نتيجه نهايي را نمي‏توانستم به دست آورم و فقط جملات متفرقه‏اي را درک مي‏کردم. در اين مدت؛ بسيار مهموم و متأسف و ناراحت بودم به حرم مطهر رفتم و به بقعه شريفه حسين(عليه السلام) متوسل شدم و زيارت نمودم و ضريح مقدس را طواف نمودم و بعد شروع به دعا خواندن کردم و کشف علوم سخت و غامض را طلب نمودم و بسيار گريه کردم تا آنکه حوصله‏ام شديداً کم شد و قلبم شکست. پس وداع کرده و به حجره‏ام بازگشتم و با حال ناراحتي و غم فراوان بعد از مطالعه خوابم برد. در خواب جمال سيد المرسلين و خاتم انبيا(صلي الله عليه و آله) را ملاقات نمودم بسيار نوراني بود و به خدمتش مشرف شدم به او سلام کردم جوابم را داد. در نزد او خاضع و خاشع ايستادم و به التماس و التجا افتادم. فرمود: « هر آنچه را که مي‏خواهي اجابت مي‏کنم » به او گفتم: ‏اي مولاي من «اطلب منک العلم»، پس او به من دستور داد به توسل به حرم مطهر، با دست مبارکش اشاره کرد به سوي آنجا يعني قبّه سيد الشهدا(عليه السلام) آنگاه متنبّه و بيدار شدم و پس از آن هرگاه به درس حاضر مي‏شدم. روز به روز بر فهم و دقت من بيشتر شد تا شش ماه و تا آنجا که درس استاد «شريف العلماي مازندراني» را در اول وهله مي‏فهميدم. پس به من اجازه اجتهاد و بي نيازي از درس داد اما بعد از صدور اجازه مدت سه سال يا دو سال نيم آن درس را ادامه دادم. غالب مسائل اصول خارج را نزد او قرائت نمودم و تقريرات درس را نوشتم، در آن مدت که به تحصيل مشغول بودم مخارج زندگي را نداشتم و در کمال سختي زندگي مي‏کردم، با اين حال هيچ تغييري نکردم و در علاقه و شوق من به درس و مباحثه کم نشد بلکه به شوق من اضافه‏تر مي‏شد و اين از عنايات و افاضات پروردگار است. ذلک فضل‌الله يؤتيه من يشاء » آري علما و بزرگان در سختي‏ها و مشکلات توانستند قله‏هاي علم و ايمان و معرفت را حاصل کنند. منبع: بر آستان خوبان (شرح حال علما و فرزانگان اليگودرز و ازنا)، سيد مهدي موسوي، ص212. نويسنده: سيد مهدي موسوي، گروه حوزه علميه تبيان

پربازدیدها

پربحث‌ها