یکی از برترین این چهره ها که نام آشنای شیعیان است، عبدالسلام بن صالح معروف به ابوصلت هروی است. وی محدثی برجسته و مؤلفی از مؤلفان شیعه بوده و نجاشی ضمن ستایش او به عنوان شخصی موثق و مورد اعتماد ...

یکشنبه ۷ آذر ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰
اباصلت هروی کیست؟
ـ اباصلت هروی کیست؟ ورود امام رضا (علیه السلام) به خراسان، مژده حضور تشیع امامی به صورت گسترده در این ناحیه بود. این کار با تربیت برخی از شاگردان، تماس با برخی از اصحاب قبلی و هدایت آنان و ترویج احادیث اهل بیت (علیهم السلام) صورت گرفت. یکی از برترین این چهره ها که نام آشنای شیعیان است، عبدالسلام بن صالح معروف به ابوصلت هروی است. وی محدثی برجسته و مؤلفی از مؤلفان شیعه بوده و نجاشی ضمن ستایش او به عنوان شخصی موثق و مورد اعتماد گوید که وی کتاب وفاة الرضا علیه السلام داشته است. (نجاشی: 245). وی در محافل مخالفان نیز مورد اعتماد بود، چنان که یحیى بن نعیم، در باره وی گفته است: ابوصلت نقی الحدیث بود و ما دیدیم که حدیث از مشایخ می شنود. اما او شدید التشیع است. با این حال ما از او دروغی ندیدیم. این که اخبار وفات امام رضا علیه السلام غالبا از ابوصلت روایت شده (برای نمونه بنگرید: روضة الواعظین، 229) نشان از آن دارد که کتاب وی در این موضوع دست کم تا قرن پنجم و حتی ششم باقی مانده است. شیخ صدوق باب خاصی را در عیون (2/242- 245) به روایات ابوصلت در باره وفات امام رضا علیه السلام اختصاص داده که یقینا از همین کتاب گرفته شده است. وی شاگرد خاص امام رضا (علیه السلام) بود و احادیثی از وی به نقل از آباء گرامش در اخبار مربوط به امام علی (علیه السلام) روایت می کرد. (برای نمونه نگاه کنید: علل الشرایع: 1 / 40). اخبار خاص زندگی امام رضا (علیه السلام) نیز بعضا از طریق ابوصلت روایت شده است. وی می گوید که در وقت حرکت امام از نیشابور همراه آن حضرت بوده است. وی سپس شرحی از آمدن برخی از محدثان معروف نزد امام رضا (علیه السلام) و شنیدن روایت از آن حضرت نقل کرده است (عیون اخبار الرضا (علیه السلام) : 2/134) ابوصلت یک شیعه معتدل بود و از این که کسانی مطالبی از اهل بیت شایع کنند که آنان مردم را عبد خویش می انگارند،‌ ناراحت می شد. یکبار در این باره از امام رضا (علیه السلام) پرسش کرد و حضرت فرمودند که اینها دروغ هایی که به نام آنها میان مردم شایع می شود. (عیون: 2/183 – 184). حضرت فرمودند: اگر مردم عبد ما هستند آنها را از چه کسی خریده ایم؟ ابوصلت فقه خویش را از علی بن موسی الرضا (علیه السلام) می گرفت. هموست که از امام رضا (علیه السلام) نقل می کند که حضرت فرمود: کسی که یوم الشک را روزه بگیرد، گویی هزار روز از بهترین روزهای آخرت را که هیچ شباهتی به روزهای دنیا ندارد، روزه گرفته است. (المقنعه: 298). ابوصلت روایت معروف الایمان قول باللسان و معرفة بالقلب و عمل بالارکان را ازامام رضا (علیه السلام) و او از اجدادش تا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده و می افزاید: اگر این سند را که در طریق آن همه امامان هستند بر مجنون بخوانند، عقلش باز می گردد (امالی طوسی: 448، تاریخ بغداد: 3/37، 11/48). ابوصلت این حدیث را در مجلس طاهر بن عبدالله بن طاهر امیر خراسان در حضور عالمان و فقیهان از جمله اسحاق بن راهویه نقل کرد و آن جمله را گفت. این روایت به صورت دیگری هم از ابوصلت و البته با همان سند که سلسلة الذهبش می نامند نقل شده است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: الإیمان قول مقول و عمل معمول و عرفان العقول (امالی مفید: 275). ابوصلت در جریان نقل حرکت امام رضا (علیه السلام) از نیشابور و آمدن محدثان بزرگ نزد امام روایت مشهوری را که ضمن آن توحید و نبوت و ولایت در کنار هم ضامن سعادت یک مسلمان است را نقل کرد. شیخ طوسی نقل کرده است که ابونصر لیت بن محمد بن لیث عنبری از عبدالصمد مزاحم هروی (در سال 261) روایت کرده است که از ابوصلت شنید که گفت: من در وقت ورود امام رضا در نیشابور بودم. جمعی از علمای نیشابور به استقبال وی شتافتند. وقتی به مرتعه رسید، لگام مرکب آن حضرت را گرفتند و گفتند: ای فرزند رسول خدا، تو را به حق آباء طاهرینت حدیثی از پدرانت برای ما نقل کن. در این وقت، حضرت سرش را از هودج درآورد، در حالی که ردایی از پوست داشت و از پدرش موسی بن جعفر، او از امام صادق، او از امام باقر، او از امام سجاد، او از امام حسین و او از امیر المؤمنین و او از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرد که حضرت فرمود: جبرئیل مرا خبر دارد از خدای متعال که فرمود:‌ إنی أنا الله، لا إله إلا أنا وحدی. عبادی فاعبدونی، و لیعلم من لقینی منکم بشهادة أن لا إله إلا الله مخلصا بها، أنه قد دخل حصنی، و من دخل حصنی أمن عذابی. خداوند فرمود: من الله هستم، خدایی جز من نیست. بندگانم مرا عبادت کنید و بدانید هر کدام که با شهادت به وحدانیت مرا دیدار کنید و اخلاص داشته باشید، داخل حصن من خواهید شد و کسی که داخل شود، از عذاب ایمن خواهد بود. قالوا یا ابن رسول الله، و ما إخلاص الشهادة لله؟ قال: پرسیدند: ای فرزند رسول خدا! اخلاص در شهادت به وحدانیت چگونه است؟ فرمود: طاعة الله و رسوله، و ولایة أهل بیته (علیهم السلام). اطاعت از خدا و رسول و ولایت اهل بیت او (علیهم السلام). (امالی طوسی: 588 – 589). این میراثی است که ابوالصلت عبدالسلام بن صالح هروی (که درود خدا بر او باد) برای ما برجای گذاشته است. به نظرم این که برخی از منابع کهن ما مانند طوسی در رجال خود ایشان را عامی یعنی از مخالفان خوانده (رجال طوسی: 360) محل تأمل است. بسیاری از شیعیان معتدل، در روزگار خودشان از سوی کسانی متهم می شدند و طبیعی است که این اتهامات در نسل های بعدی ممکن بود منشأ چنین اتهامی شود. در آن قرن این احتمال وجود دارد که وی تقیه کرده باشد. مخالفان نیز شاهد بودند که او احادیثی نقل می کند که معمولا شیعیان نقل می کنند در عین حال، از او ناراستی ندیده بودند و به همین دلیل همزمان او را شیعی اما راستگو معرفی می کنند. (تاریخ بغداد: 11/50). تاریخ بغداد در همان جا، حدیث انا مدینة العلم و علی بابها را از طریق ابوصلت هروی نقل کرده است. وی ایضا در ص 52 نقل کرده است که او مرد ثروتمندی بود و مشایخ حدیث را اکرام می کرد. منبع : کتابخانه تخصصی ایران و اسلام تنظیم برای تبیان: سمانه دولت ابادی

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها