بنابراین، اگر دل دعا کننده به هزار جا توجه داشته باشد، آنجا «اُدعوا» یعنی دعوت و خواستن محقق نیست؛ زیرا بی‌توجهی است. اگر به یک سبب از هزاران اسباب خارجی اعتماد کند، از خدا نخواسته و در اینجا، «مرا بخواند» محقّق نیست؛

سه‌شنبه ۹ شهریور ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰

 

شرایط استجابت دعا
علامه

(در محضر علامه طباطبایی)

 

♦اشاره:

  1. آنچه پیش رو دارید، پرسش‌هایی است که دربارة دو موضوع «شرایط استجابت دعا» و «اعراض از ذکر» از محضر علامه طباطبائی انجام شده و آن عالم فرهیخته به آن‌ها پاسخ داده است.1

♦شرایط استجابت دعا

پرسش: خداوند متعال می‌فرماید:

أُدْعُونی أسْتَجِبْ لَکُمْ؛2

مرا بخوانید، تا دعای شما را اجابت کنم.

آیا می‌توان گفت: این کلام، مطلق است و بیانگر آن است که هر کس خدا را بخواند، دعایش مستجاب مي‌شود و اختصاص به مضطرّی که دستش از اسباب مادّی و عوامل بیرونی کوتاه شده، است ندارد؟

پاسخ: مطلق به این معنا که حقیقتاً بخواهد و خدا را بخواند و «أُدْعُونی» باشد؛ یعنی: اوّلاً، دعوت و خواستن و طلب باشد، و راستی بخواهد نه این‌که لقلقة زبان باشد که لفظ «أُدْعُوا» آن را می‌رساند. دوّم این‌که از خدا بخواهد و قطع علایق از غیر خدا بکند که لفظ «نی» این معنا را می‌رساند.

بنابراین، اگر دل دعا کننده به هزار جا توجه داشته باشد، آنجا «اُدعوا» یعنی دعوت و خواستن محقق نیست؛ زیرا بی‌توجهی است. اگر به یک سبب از هزاران اسباب خارجی اعتماد کند، از خدا نخواسته و در اینجا، «مرا بخواند» محقّق نیست؛ مانند بیماری که دلبند طبیب و دوا است و آن‌ها را نیز مؤثّر می‌داند و توجّه ندارد که «لا مُؤَثِّرَ فِی الْوُجُودِ إلَّا اللهُ؛ هیچ تأثیر گذاری در پهنة هستی به جز خداوند وجود ندارد».

بر این پایه، اجابت دعا و قبولی آن، دو قید و شرط دارد. یکی دعوت یعنی خواستن و دوم، از خدا خواستن و لاغیر. و این دو شرط برای اجابت دعا، از آیة دیگر نیز استفاده می‌شود. آنجا که می‌فرماید:

وَ إذا سَألَکَ عِبادی عَنّی، فَإنّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَةَ الدّاعِ إذا دَعانِ؛3

و هرگاه بندگان من، از تو دربارة من بپرسند، [بگو]: من نزدیکم و دعای دعاکننده را به هنگامی که مرا بخواند، اجابت می‌کنم.

خداوند متعال در این آیة شریفه می‌فرماید: «أُجیبُ دَعْوَةَ الدّاعِ إذا دعانِ» پس شرط اوّل اجابت، آن است که دعا کننده حقیقتاً دعا کند «دَعْوَةَ الّداعِ» و به راستی بخواهد. شرط دوّم این‌که خدا را بخواند، «إذا دَعانِ» و از او بخواهد.

اگر این دو شرط که از «دَعا» و «حقیقی بخواند » استفاده می‌شود تحقّق یافت، به نصّ قرآن، دعا به هدف اجابت رسیده و رد نخواهد شد؛ مانند دعای بیماری که دستش از طبیب و دوا کوتاه شده، و قلبش از علل مادّی و طبیعی مأیوس گشته و مضطرّ است و توجّه به وسایط نداشته باشد، و گرنه مضطرّ نخواهد بود و حال دعا و دعا برای او و از او محقّق نخواهد شد.

♦معنای اعراض از ذکر

پرسش: در تفسیر آیه شریفه «مَنْ أعْرَضَ عَنْ ذِکْری...؛ هر کس از یاد من دل برگرداند...» فرموده‌اید: «سبیل خدا، ذکر خدا است و عبادت بدون خطور و حضور قلبی، اعراض از ذکر خدا است»4 آیا این استفاده از کلام شما درست است؟

پاسخ: تقریباً.

پرسش: آیا از کسانی که در راه خدا نیستند -اهل معصیت و اهل غفلت- نیز باید اعراض کرد؟

پاسخ: بله، از آن‌ها هم باید اعراض کرد. خداوند سبحان خطاب به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:

فَأعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلّی عَنْ ذِکْرِنا، وَ لَمْ‌یُرِدْ إِلّا الْحَیاةَ الدُّنْیا؛5

از هر کس که از یاد ما روی برتافته و جز زندگی دنیا را اراده نکرده است، روی برتاب.

پرسش: آیا این خطاب متوجّه دیگران هم می‌شود؟

پاسخ: بله؛ لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةً...؛6 قطعا برای شما در [اقتدا به] رسول خدا، الگویی نیکو است... .

پرسش: منظور از «اعراض از اهل غفلت» چیست؟7

پاسخ: معاشرت نکردن و نیز پیروی ننمودن از آنان.


تنظیم برای تبیان گروه حوزه علمیه

منبع نشریه خلق


♦پی نوشت

1- ر.ک: در محضر علامه، ص 205 و 218.

2- سوره غافر: 60.

3- سوره بقره: 186.

4- ر.ک: المیزان، ج 14، ص 224.

5- سوره نجم: 29.

6- سوره احزاب: 21.

7- توجه به این نکته ضروری است که این سخن شامل مواردی که انسان از طریق علم و عمل خود می‌تواند اهل غفلت را هوشیار کند و به راه راست آورد نمی‌شود. (خُلق)

پربازدیدها

پربحث‌ها