تاریخ تشیع، مجموعه‌ای از حوادث پراکنده نیست؛ بلکه زنجیره‌ای به‌هم‌پیوسته از یک جریان تمدن‌ساز است که غایت آن برقراری حکومت جهانی توحید بر پایه عدل و عقلانیت است. در کانون این زنجیره، دو مفصل حیاتی قرار دارد: قیام سرخ حسینی و قیام سبز مهدوی. پیوند میان این دو، چنان استوار است که می‌توان ظهور را «امتداد عاشورا» و ثمره تمام‌عیار قیام‌های انبیاء دانست. در این نوشتار، اهداف مشترک این دو نهضت را تبیین می‌کنیم.

ابوالقاسم شکوری
شنبه ۶ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۹
بازخوانی اهداف مشترک قیام سیدالشهدا علیه‌السلام و امام زمان ارواحنا فداه

 ۱. اصلاح امت و جامعه‌پردازی جهانی

نخستین هدف در هر دو قیام، اصلاح ساختار جامعه است. امام حسین علیه‌السلام در وصیت‌نامه مشهور خود، انگیزه خروجش را نه جاه‌طلبی، بلکه «طلب اصلاح در امت جدش» معرفی فرمود. این آرمان که در سال ۶۱ هجری به دلیل غربت امام ناتمام ماند، در قیام مهدوی به تکامل غایی خود می‌رسد. حضرت مهدی (عج) نیز برای اصلاح جهانی که دچار معضلات عمیق فرهنگی، سیاسی و اقتصادی شده، قیام می‌کند تا بشریت را از سردرگمی و گمراهی برهاند. در واقع، اگر هدف عاشورا تربیت انسان و پی‌افکنی جامعه توحیدی بود، قیام مهدوی بستر تحقق جهانی این آرمان است.

 ۲. احیای سنت نبوی و ستیز با بدعت‌ها

حفظ اصالت دین، دغدغه مشترک هر دو امام است. سیدالشهدا علیه‌السلام در نامه‌ای به بزرگان بصره، تلخ‌کامی خود را از اینکه «سنت نبوی میرانده شده و بدعت‌ها جایگزین گشته‌اند» ابراز کرد. قیام او پاسخی مستقیم برای جلوگیری از دفن ارزش‌های وحیانی تحت حکومت جائرانه اموی بود. به‌همین ترتیب، امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید هنگامی که قائم قیام کند، مردم را از نو به سوی اسلام دعوت کرده و بدعت‌ها را ریشه‌کن می‌سازد. این تلاقی نشان می‌دهد که حرکت مهدوی، امتداد تامّ همان جبهه صیانت از وحی است که در کربلا پایه‌ریزی شد.

 ۳. اقامه عدل و نفی مشروعیت از طواغیت

عدالت، «بیت‌الغزل» اهداف هر دو قیام است. امام حسین علیه‌السلام با شعار هیهات منا الذله، مشروعیتِ سلطه ستمگران را زیر سؤال برد و راه را برای نفی هرگونه بیعت با طواغیت گشود. این شاخص تحول‌آفرین در قیام مهدوی به اوج می‌رسد؛ چرا که حضرت مهدی (عج) تنها پیشوایی است که ولادتش مخفی نگاه داشته شد تا هنگام ظهور، بیعت هیچ حاکم سرکشی بر گردن او نباشد. هدف نهایی او، پر کردن زمین از عدل و داد است، دقیقاً همان‌گونه که از ظلم و ستم پر شده بود.

 ۴. جهل‌زدایی و بیداری عقلانی

در زیارت اربعین می‌خوانیم که امام حسین علیه‌السلام خون خویش را فدا کرد تا بندگان خدا را از «جهالت و نادانی» نجات دهد. در عصر ظهور نیز، بشریت با گونه‌ای پیچیده‌تر از «جاهلیت مدرن» روبروست که در آن مخالفان با تمسک به تأویل‌های باطل از قرآن، در برابر امام می‌ایستند. هدف مشترک هر دو نهضت، شکوفایی عقول بشری است؛ چنان‌که روایت شده است با ظهور قائم، عقل‌های مردمان به کمال می‌رسد و جهل ساختاری از پهنه گیتی برچیده می‌شود.

 ۵. خون‌خواهی و استقرار دادرسی الهی

یکی از القاب کلیدی امام زمان (عج)، «منتقم» است. این انتقام، برخلاف پندارهای قبیله‌ای، به‌معنای کینه‌توزی نیست؛ بلکه به‌معنای اجرای کیفر عادلانه و مجازات ستمگرانی است که ارزش‌های انسانی را پایمال کرده‌اند. حضرت مهدی (عج) منتقمِ خونی است که در کربلا به ناحق ریخته شد و شعار یارانش «یا لثارات الحسین» است. این خون‌خواهی در واقع پایان‌بخشی به تاریخِ مظلومیتِ حق و استقرار کامل حاکمیت دین در تمام شئون زندگی است.

اربعین، پل ارتباطی دو قیام

امروزه پیوند ساختاری عاشورا و مهدویت در پدیده راهپیمایی اربعین تجلی یافته است. این تجمع میلیونی، تمرینی جمعی برای استقرار جامعه مهدوی و رزمایشی برای آماده‌سازی جهانیان است. مسیر تمدنی تشیع از کربلا آغاز شده و از مجرای فرهنگ انتظار به ظهور منتهی می‌گردد. منتظر حقیقی کسی است که در خیمه‌گاه سیدالشهدا ایستاده و برای تقویت جبهه حق می‌کوشد؛ چرا که راه ظهور، از کربلا می‌گذرد.

سخن آخر آنکه، ظهور حضرت مهدی (عج)، پاسخ به ندای غریبانه «هل من ناصر» امام حسین علیه‌السلام است. پرچم قائم همان پرچمی است که در کربلا برافراشته شد و هدف آن، تبدیل جهان به مدینه‌ای عادلانه و عدل‌محور است که در آن فقر، ناامنی و بدعت جایی نخواهد داشت.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها