تشنگی که به گلویش رسید، دستانِ پدر رو به آسمان بلند شد؛ پاسخ، تیرِ سه شعبهای بود که در گلوی نازکش نشست. آنقدر کوچک بود که تیر، تمام گلو را درید و زمین، شرمگین از این قساوت، شاهدِ پروازِ آرامترین مسافر دشتِ بلا شد. شب هفتم محرم، شبِ سکوتِ سنگینِ خیمههاست؛ روضه برای طفلی که با لبهای خشکیده، بزرگترین سند مظلومیتِ پدرش شد.



پیام شما به ما