کتاب سرنوشت فلسطین؛ روایتی از مقاومت در برابر اشغال
مظلومیت مردم فلسطین بر هیچکس پوشیده نیست. مردمی که سالهاست با دست خالی با دولت جعلی رژیم اسرائیل که آمریکا و کشورهای غربی از آن حمایت میکنند، مبارزه میکنند. اما پیرامون چرایی و چگونگی اشغال سرزمین فلسطین سوالات و شایعات زیادی وجود دارد. سوالاتی که شاید برای شما هم مطرح شده باشد و شایعاتی که شاید شما هم آنها را شنیده باشید.
اگر به دنبال منبعی مطمئن و جامع برای پاسخ به سوالات خود میگردید، مطالعهی کتاب سرنوشت فلسطین را به شما پیشنهاد میکنیم. کتابی که در ادامه آن را به صورت کامل معرفی کردهایم.
مشخصات کتاب سرنوشت فلسطین
عنوان کتاب: سرنوشت فلسطین
نویسندگان: جوی باندز، جیمی امرمان، لیندا جان، پنی جانسون، رائول روپرت
سال انتشار نسخهی اصلی کتاب: ۱۳۷۵
مترجم: مهدی صدرالدین
ناشر: انتشارات کتابستان معرفت
تعداد صفحات: ۳۵۶ صفحه
چرا کتاب سرنوشت فلسطین را باید خواند؟
در زمینهی فلسطین کتابهایی که به صورت کامل و چندجانبه مسائل را بررسی کنند و در عین حال، حجیم و سنگین نباشند، چندان هم زیاد نیستند. اما کتاب سرنوشت فلسطین تمامی ویژگیهای مثبتی را که ذکر کردیم، دارد.
این کتاب نگاهی تکجانبه و سطحی نسبت به تاریخ ندارد. کتاب سرنوشت فلسطین برای بررسی زمینههای تشکیل اسرائیل تاریخ را از سالهای دوری بررسی میکنند. سالهایی که هنوز حکومت عثمانی برپا است، تزارها بر روسیه فرماندهی میکنند و انگلستان نیز مستعمرههای زیادی دارد.
کتاب سرنوشت فلسطین توسط چند روزنامهنگار آمریکایی نوشته و در سال ۱۳۷۵ منتشر شده است. این کتاب، شایعات رایج و دروغهای رسانهای را کنار میگذارد و با تحقیق از منابع معتبر، مصاحبههای میدانی و ... کتابی جامع و روان در زمینهی فلسطین بنویسند.
در مقدمهی نوشتهشده توسط مترجم در اینباره نوشته شده است: «نویسندگان کوشیدهاند تا این کتاب را با استفاده از منابعی دستاول بنویسند که بیشترین تطابق را با حقیقت رویدادهای فلسطین دارد؛ تا جایی که با وجود جنگ و درگیریهای بسیار در فلسطین، تعدادی از نویسندگان آن برای اطمینان بیشتر و دقیقترشدن این روایت تاریخی به این سرزمین سفر کردند تا از نزدیک با آوارگان و مبارزان فلسطینی دیدار کنند و در مواردی حوادث تاریخی در سیر روایت کتاب را بهطور مستقیم از زبان شاهدان عینی آن نقل کنند.
تلاش آنها باعث شده تا این کتاب در مقایسه با سایر متونی که فقط به منابع مکتوب اکتفا کردهاند، از دقت روایی و اعتبار بالاتری برخوردار باشد»
در ادامه چند واقعهی مهم مربوط به فلسطین را بر اساس متن کتاب سرنوشت فلسطین برای شما به رشتهی تحریر در آوردهایم.
تاریخ سرزمین فلسطین از چه زمانی شروع میشود؟
شکی نیست که فلسطین یکی از کشورهایی است که علاوه بر تاریخ طولانی، از لحاظ استراتژیک نیز اهمیت زیادی دارد. کتاب سرنوشت فلسطین نیز این نکته را در نظر گرفته است: «فلسطین در موقعیت تقاطع سه قارهی اروپا و آسیا و آفریقا قرار گرفته است و سرزمینی مقدس برای سه دین مهم مردم دنیا، یعنی اسلام و مسیحیت و یهودیت است. همین موقعیت ویژه همواره موجب شده است تا در طول تاریخ، امپراتوریها و پادشاهان بسیاری بهدنبال تصرف شهرهای بندری فلسطین و راههای تجاری آن و همچنین اشغال زمینها و مردمانش باشند»
سرزمین فلسطین تاریخی غنی و پرباری دارد. پرداختن به تاریخ طولانی آن در این مقاله نمیگنجد. البته این تاریخ طولانی در نظر صهیونیستها بیاهمیت و قابل نادیده گرفتن است.
بر طبق گفتهی کتاب سرنوشت فلسطین: «صهیونیستها بر این باور بودند که تاریخ فلسطین همزمان با تسلط رومیان در سال هفتاد پس از میلاد و از بین رفتن پادشاهی یهودی آن، پایان یافته است. و به همین ترتیب، تاریخ دوهزار سالهی فلسطین پس از این روخداد، توسط مهاجران یهودی جدید نادیده گرفته میشد و به آنان بهانهای برای اشغال این سرزمین میداد. آنها معتقد بودند فلسطین سالهاست که منتظر است صاحبان حقیقیاش، یعنی یهودیان، به آن بازگردند.»
برای درک بهتر ماجرای فلسطین باید به تصرف این منطقه، نواحی اطراف (سرزمین شامات) و مناطق بیشتر کشورهای عربی امروزی توسط حکومت عثمانی، اشاره کرد.
کتاب ماجرا را اینگونه توضیح میدهد: «در سال ۱۵۱۷، سلطان ترکیه سرزمین فلسطین را اشغال کرد و آن را به امپراتوری عثمانی ضمیمه نمود. و این امپراتوری تا چهارصد سال پس از آن، بر فلسطین بهعنوان بخشی از ناحیهٔ حکومتی بزرگتری بهنامِ شامات، که شامل کشورهای امروزی فلسطین و سوریه و لبنان میشد، حکومت میکرد.»
نقش انگلستان در مهاجرت یهودیان به فلسطین
تقریبا از سال ۱۸۷۵ انگلستان به فکر تسهیل مهاجرت یهودیان و تشکیل دولتی یهودی در فلسطین افتاد. در این سالها، حکام عثمانی بر فلسطین حکومت میکرد. مهمترین دلایلی که انگلستان را به این کار قانع کرده بود، عبارت است از:
- مهاجرت یهودیان روسیه به اروپا (یهودیهای اروپا این یهودیان را با خود برابر نمیدانستند، پس تصمیم گرفته بودند که سرزمینی جدید برای آنها پیدا کنند.)
- تلاشهای یهودیان قدرتمند برای قانع کردن کشورهای اروپایی در جهت کمک به تشکیل دولتی یهودی و مستقل (در آن زمان، آنها سرزمینهای فلسطین و آرژانتین را پیشنهاد داده بودند. به دلایل مذهبی، ژئوپلیتیکی و سیاسی، فلسطین گزینهی بهتری به نظر میرسید.)
- تلاش انگلستان برای حفظ نفوذ امپراتوری بریتانیا و جلوگیری از تصرف فلسطین توسط رقبایش
در واقع دلیل آخر، یکی از مهمترین دلایلی بود که باعث شد انگلستان به فکر کمک به مهاجرت یهودیان به فلسطین بیفتد. کتاب این موضوع را اینگونه توضیح داده است: «در ۱۸۷۵، بریتانیاییها بر کانال تازه ساختهشدهی سوئز در مصر مسلط شدند تا به این ترتیب، بازرگانان انگلیسی بتوانند در نصف مدت زمان قبلی از اروپا به هند سفر کنند. در این بین، محافظت از فلسطین میتوانست منطقهی امنی در شرق این کانال حیاتی ایجاد کند. به همین علت، ایدهی ایجاد مستعمرهای یهودینشین در خاک فلسطین، بیش از پیش توجه دولتمردان بریتانیایی را به خود جلب کرد.
لرد شافتزبری، در ۱۸۷۶، طی سخنانی دربارهی مزیت این ایده میگوید: امروز سوریه و فلسطین بیش از پیش حائز اهمیت هستند. این سرزمینها فقط به سرمایه و جمعیت نیاز دارند که یهودیها هر دوی آن را میتوانند تأمین کنند؛ پس با این حساب، بهنظرتان انگلستان از این بازگشت [یهودیان] منافع زیادی عایدش نمیشود!؟
در غیر این صورت، اگر یکی از رقبای انگلستان شامات را به تصرف خود درآورد، انگلستان ضربهی بدی میخورد؛ چراکه گسترهی امپراتوری بریتانیا از کانادا در غرب تا کلکته و استرالیا در جنوبشرق به دو تکه تبدیل میشود. به همین دلیل، بریتانیا باید با چنگ و دندان از شامات مراقبت کند و طبیعتاً به همین دلیل نیز، بریتانیا نقش حمایتی خود در زمینهٔ مهاجرت یهودیان به فلسطین را بهخوبی ایفا خواهد کرد.»
قیومیت اجباری انگلستان بر فلسطین و اثرات منفی آن
اعراب سرزمینهای تحت اشغال امپراتوری عثمانی، سالها به دنبال استقلال بودند. بعد از ضعیف شدن دولت عثمانی، کشورهای اروپایی به اعراب قول دادند که به آنها برای رسیدن به این استقلال کمک میکنند. نتیجهی همهی دلاوریها و مقاومت اعراب، بیرون آمدن از نفوذ عثمانی بود. ولی این پیروزی دیری نپایید و سرزمینهای شامات با خیانت دولتهای اروپایی مواجه شد.
«اعراب سال ۱۹۲۰ را «عام النکبة»، یعنی سال بدبختی، نام نهادند. در آن سال، سرزمین شام طبق توافقی خارجی به سه کشور فلسطین و سوریه و لبنان تقسیم شد و تحتاشغال فرانسه و بریتانیا درآمد؛ اما نیروهای اشغالگر با مقاومت سرسختانهٔ اعراب مواجه شدند.»
این نیروهای اشغالگر، خود را اشغالگر نمیدانستند بلکه معتقد بودند که آنها قیم این کشورها هستند. بر همین اساس، فلسطین نیز تحت قیومت مستقیم انگلستان قرار گرفت. قیومتی که حتی با وجود مقاومت مردم فلسطین، تا سال ۱۹۴۸ (سالی که دولت جعلی اسرائیل رسما تشکیل شد)، برقرار بود.
انگلستان دربارهی قیومیت چنین نظری داشت: «قدرتهایی که قیمومیت کشوری را بر عهده میگرفتند، سرزمین و منابع آن کشور را اداره میکردند تا مردم آن کشور به بلوغ کافی خودمختاری برسند. و البته مردم آن کشور فقط زمانی میتوانستند برای خود تصمیم بگیرند که از نظر آنها به بلوغ کافی رسیده بودند.»
حال با وجود قیومیت دست انگلستان برای کمک به یهودیان جهت تصرف سرزمینهای فلسطینیان بازتر شده بود. انگلستان از سالها پیش با صرف هزینهی فراوان به خرید زمینها برای یهودیان کمک میکرد. حال با قدرت بیشتر به اقداماتی جهت سندسازی، انتقال زمینهای بدون مالکیت رسمی (که تعدادشان هم کم نبود) از فلسطینیان به یهودیان و تسهیل مهاجرت یهودیان به فلسطین (با وجود همهی مخالفتها و مقاومتهای مردم بومی) پرداخت.
کتاب سرنوشت فلسطین این موضوع را به صورت مفصل بررسی کرده است. این بخش از کتاب، قابل توجه است: «در سال ۱۹۲۰، هیئتتحریریهی روزنامهای در فلسطین، پیشبینی کرد که دوران قیمومیت بریتانیا عصر خونینی در تاریخ سرزمین فلسطین خواهد بود: فلسطین کشوری عربی است. مسلمانان آن عرب هستند، مسیحیان آن عرب هستند و حتی شهروندان یهودی آن عرب هستند؛ بنابراین، در صورتی که این سرزمین از شام جدا و به خانهای ملی برای یهودیان تبدیل شود، فلسطین هرگز آرام نخواهد نشست.»
آیا بیشتر مردم فلسطین یهودی بودند؟
یکی دیگر از شبهات رایجی که در زمینهی اشغال فلسطین مطرح میشود، این است که بیشتر مردم آن یهودی بودند. در واقع بسیاری از غربیان این امر را دلیلی بر مشروع بودن تصرف فلسطین توسط صهیونیستها میدانند. اما آیا این ماجرا درست است؟
در دههی ۱۸۸۰، به خاطر سلسله حملاتی که بر علیه یهودیان روسیه انجام شده بود، هزاران یهودی به فلسطین و مهاجرت کردند و اکثر آنها در شهرهای قدس و یافا ساکن شدند. با اینحال هنوز هم جمعیت مردم بومی فلسطین، بسیار بیشتر از یهودیها بود.
بر طبق اطلاعات ذکرشده در کتاب سرنوشت فلسطین: «در پایان جنگ جهانی اول، آمار یهودیان ساکن در فلسطین ۵۶ هزار نفر و آمار خود فلسطینیها نزدیک به یکمیلیون نفر بود. پس از آن در بین سالهای ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۳، ۳۵ هزار مهاجر یهودی وارد خاک فلسطین شدند. دو سال بعد در ۱۹۲۵، بهواسطهی بحران اقتصادی اروپا، تنها در مدت یک سال، ۳۵ هزار مهاجر یهودی جدید به تعداد قبلی اضافه شدند. غالب جمعیت این مهاجران نیز از لهستان میآمدند؛ جایی که در کنار رکود شدید اقتصادی، یهودیستیزی گسترده موجب شده بود تا یهودیان ساکن آن، ناگزیر خانههای خود را خالی کنند و به مهاجرت به فلسطین تن بدهند.»
تازه همهی این مهاجرتها قبل از جنگ جهانی دوم بود. بعد از جنگ جهانی دوم و با تبلیغات رسانهای شدیدی که توسط صهیونیستها انجام میشد، مهاجرت یهودیان به فلسطین شدت بیشتری پیدا کرد.
نتیجهی این مهاجرت هم سرانجام روز نکبت بود. روزی که در آن صهیونیستها با حمله به روستاهای فلسطینی، تصرف آنها، کشتار مردم و اخراج اجباری و آواره کردن بیش از ۷۰۰هزار از مردم فلسطین، به صورت رسمی، تشکیل اسرائیل را اعلام کردند.
مقاومت مردم فلسطین در برابر اشغالگران
کتاب به خوبی و به صورت کامل مقاومت مردم فلسطین از همان اولین سالهای تشکیل دولت جعلی اسرائیل را شرح میدهد. مثلا به تلاش مردم فلسطین برای جلب حمایت سایر کشورهای عربی اشاره میکند. تلاشی که بارها بینتیجه میماند.
سرانجام پس از جمال عبدالناصر، جوانان فلسطینی به این نتیجه رسیدند که سایر کشورها نه تنها بر ضد این ظلم آشکار کاری انجام نمیدهند، بلکه حتی گاهی به آن کمک هم خواهند کرد. پس این جوانان با دست خالی، کمکم گروههای مقاومتی چون فتح را شکل دادند و بر ضد اسرائیل به پا خواستند. تمامی این موارد به همراه کمکهای آمریکا و سایر کشورها برای ادامهی حیات اسرائیل به خوبی در کتاب شرح داده شده است.
بریدههایی از کتاب سرنوشت فلسطین
«به شب بیاموز، رویای دیدن روستا را از من بگیرد. و به باد بیاموز، عطر باغهای زردآلو را برایم نیاورد. و به آسمان بیاموز، دیگر نبارد. شاید اگر چنین شود، کشورم را فراموش کنم. سرودهای از راشد حسین.»
«غسان کنفانی، نویسندهی تبعیدی فلسطینی، فرار خانوادهاش از یافا را در داستانی بهنامِ «سرزمین پرتقالهای غمگین» تعریف میکند. او مینویسد: صف طولانی کامیونهایی که «سرزمین پرتقالها» را پشت سر میگذاشتند و در جادههای پرپیچوخم لبنان پراکنده میشدند، به چشم میخورد. من با اشک و آه شروع به گریستن کردم. مادرم در سکوت به پرتقالها خیره شده بود. تمام درختان پرتقالی که پدرم برای اسرائیلیها به جا گذاشته بود، در چشمانش نقش میبست.»
«در اولین بهار، پس از اخراج فلسطینیها از زمینهایشان، دولت اسرائیل به آنها اجازه داد تا از مرز بگذرند و در مزارع خود کشاورزی کنند؛ اما در پاییز، اسرائیل تصمیم گرفت که آنها این امکان را نداشته باشند که بازگردند و محصولات خود را برداشت کنند.»
«مهاجران جدید یهودی که تازه از راه رسیده بودند، در خانههای اعراب ساکن میشدند و کاروکاسبی آنها را مجدداً راه میانداختند. داراییهای مردم تبعیدشدهی فلسطین که شامل ۸۰ درصد از زمینهای حاصلخیز و ۵۰ درصد از باغهای مرکبات و ۹۰ درصد از باغهای زیتون و دههزار مغازه میشد، اینک برای بناکردن دولت تازهتأسیس اسرائیل نیاز بودند.»
«وقتی درختی از جا کنده میشود، زمین پیرامون آن نیز ترک برمیدارد. بیرونکردن مردم فلسطین و بناکردن اسرائیل بر روی سرزمین اعراب هم دقیقاً مانند ازجاکندن یک درخت باعث شد تا کشورهای عرب پیرامون آن به لرزه دربیایند.»
«فلسطینیها فقط به آمریکا و اسرائیل معترض نبودند. در ۱۹۵۱، کمیتهی مقاومت در برابر صلح با اسرائیل، کتابچههایی را میان اردوگاهها و شهرها پخش میکرد که توافقاتی را که میان رهبران عرب، بهخصوص ملک عبدالله، پادشاه اردن، و اسرائیلیها صورت گرفته بود، برملا میساخت. در نتیجه، تظاهرات در اردن بالا گرفت و به این منجر شد تا در همان سال ملک عبدالله، در هنگام خروج از مسجد، با شلیک اسلحهی یک خیاط فلسطینی به قتل برسد.»
«جریان امپریالیسم در بریتانیا بهدنبال آن بود تا با استفاده از صهیونیسم، قلمروی امپراتوری خود را گسترش دهد؛ اما هنوز نتوانسته بود بر فلسطین مسلط شود. از همین رو، ژوزف چمبرلین، وزیر مستعمرات بریتانیا، در میان سرزمینهای تحتاشغال بریتانیا تا آن زمان، به جستوجوی مکانی مناسب برای ایجاد مستعمرهای صهیونیست مشغول شد. او همان گونه که در شعار صهیونیستها هم به آن اشاره شده بود، بهدنبال «سرزمینی بدون مردم، برای مردمی بدون سرزمین» بود. عبارت «بدون مردم» برای چمبرلین در حقیقت «بدون سفیدپوست» معنی میداد؛ از همین رو، به نظرش آمد مناسبترین مکان برای مستعمرهی صهیونیسم، یکی از مناطق اشغالشده توسط بریتانیاست که هنوز سفیدپوستی در آن ساکن نشده است.»
و در پایان
همانند هر کتاب دیگری، این کتاب هم اشکالات خاص خودش را دارد. به نظر میرسد که گاهی سالها و تاریخها در کتاب به هم میریزد. همچنین ممکن است که به علت گستردگی وقایع هنگام مطالعهی کتاب، گاهی سیر حوادث را گم کنید. بهترین راهکار برای رفع این مشکل این است که هنگام مطالعهی کتاب، یادداشتبرداری را فراموش نکنید.
یک اشکال دیگر کتاب هم این است که ماجرای فلسطین را از ابتدا تا کشتار تل زعتر (در سال ۱۳۵۵) روایت میکند. این بدین معناست که شما تنها با گروه مقاومت فتح آشنا میشوید و دربارهی گروههایی مانند حماس که سالهای بعدی شکل گرفتند، حرفی نمیشنوید. همچنین دربارهی شرایط فلسطین نیز در چند دههی اخیر چیزی نمیخوانید. البته این موارد به این خاطر است که کتاب سرنوشت فلسطین در سال ۱۳۷۵ منتشر شده است.
پس اگر به دنبال کتابی برای پاسخ به سوالهای خود پیرامون چگونگی اشغال فلسطین، چرایی تشکیل اسرائیل و شکل گرفتن اولین ریشههای مقاومت در فلسطین هستید، خواندن این کتاب را به شما توصیه میکنیم.



پیام شما به ما