این روزها که کشور درگیر تقابل تاریخی با محور صهیونی آمریکایی است، رجوع به اندیشههای استوار شهید آیتالله مرتضی مطهری، راهگشاست. جملات او غبار زمان نگرفتهاند؛ بلکه گویی همین امروز و در کوران نبرد و آتشبس موقت، برای روشن کردن اذهان عمومی و رسوا کردن جریانهای سازشکار نوشته شدهاند.
هشدار درباره افعی صهیونیسم و لزوم تولید قدرت
امروز که رژیم غاصب با حمایت آمریکا در پی بقای خود با کودککشی است، عدهای در داخل با سادهلوحی تصور میکنند اگر ما کاری به کار آنها نداشته باشیم، آنها نیز توقف میکنند. اما استاد مطهری دههها پیش نقشه شوم آنها را افشا کرده و هشدار داد:
«هدف صهیونیستها یک اسرائیل بزرگ است که دامنهاش از این طرف شاید تا ایران خودمان هم کشیده شود» (آیتالله مطهری و مسئله فلسطین، ص ۱۶).
در برابر چنین دشمن سیریناپذیری، تنها راه، رسیدن به بازدارندگی مطلق است. مکتب اسلام زبونی را نمیپذیرد: «جامعه اسلامی باید قویترین جامعههای دنیا باشد که دشمن نتواند به منابعش، به سرمایههایش، به سرزمینش، به مردمش و به فرهنگش طمع بورزد» (سیری در سیره نبوی، ص ۹۰).
دیپلماسی عزت در سایه اقتدار ملی
در دنیای بیرحم امروز، روی میز دیپلماتها به اندازه قدرت میدانی رزمندگان حساب باز میکنند. استاد مطهری این معادله سیاست بینالملل را با یک جمله طلایی بیان میکند:
«ملتی که مجاهد است، دیگران او را به حساب میآورند و اجبارا رعایت انصاف را دربارهاش مینمایند» (قیام و انقلاب مهدی علیهالسلام، ص ۸۳).
ایشان تاکید میکنند که این قدرت نظامی هرگز برای تجاوز نیست:
«قرآن اساسا جهاد را که تشریع کرده است نه به عنوان تهاجم و تسلط است، بلکه به عنوان مبارزه با تهاجم است» (جهاد اسلامی، ص ۱۰۲).
بنابراین، مماشات در برابر متجاوز، ضد کرامت انسانی است:
«باید بشر بفهمد دفاع از شرف و عزت، ناموس، عقیده، ثروت، یک عمل مقدس و برعکس، اهمال حفظ حقوق و تسلیم تجاوز بودن مخالف شئون انسانی و کرامت و عزت نفس است» (یادداشتهای استاد مطهری، ج ۳، ص ۲۲۲).
جامعهای با روحیه سربازی و رویینتن
در نبرد هیبریدی امروز، فقط موشکها نمیجنگند، بلکه ارادهها درگیرند. استاد مطهری معتقد است: «اسلام که میگوید جهاد، میخواهد تمام افرادش روح سربازی داشته باشند» (ولایت، ص ۵۳).
وقتی این روحیه در کالبد جامعه دمیده شود، هیچ قدرت رسانهای و نظامی حریف آن نخواهد شد:
«اگر ملتی مسلمان روحش روح جهاد باشد و اگر این سپر الهی را همواره در دست داشته باشد، دیگر ضربتی بر آنها کارگر نخواهد افتاد» (قیام و انقلاب مهدی علیهالسلام، ص ۸۱).
این روحیه حتی به نمادهای ملی نیز قداست میبخشد: «اگر چیزی را به خاطر یک شعار و به عنوان یک شعار تقدیس کردیم مثل احترامی که به پرچم و علامتهای ملی میگذارند، در واقع احترام به او نیست، احترام به آن فکر و عقیدهای است که این پرچم نماینده اوست» (یادداشتهای استاد مطهری، ج ۶، ص ۵۴۸).
حماسه شهادت؛ موتور محرک جامعه
در تقابل اخیر، جانهای پاکی فدای امنیت کشور شدند. مکتب اهل بیت علیهمالسلام به ما میآموزد که این خونها هدر نمیروند. استاد شهید در تبیین این حماسه مینویسد: «در اسلام واژهای است که قداست خاصی دارد و هالهای از نور این کلمه را فرا گرفته است و آن کلمه شهید است» (قیام و انقلاب مهدی علیهالسلام، ص ۶۸).
اما چرا شهادت؟ چون «بزرگترین خاصیت شهید حماسهآفرینی اوست. اسلام همیشه نیازمند به شهید است چون همیشه نیازمند به حماسهآفرینی است» (همان، ص ۹۴). و این حماسه، جامعه خوابآلود را بیدار میکند: «شهادت تزریق خون است به پیکر اجتماع. این شهدا هستند که به پیکر اجتماع و در رگهای اجتماع خون جدید وارد میکنند» (همان، ص ۹۴).
شهید، انسانی معمولی نیست: «اگر شور یک عارف عاشق پروردگار را با منطق یک نفر مصلح با همدیگر ترکیب بکنید، از آنها منطق شهید درمیآید» (همان، ص ۹۲). لذا این مقام، درباری اختصاصی است: «هر فردی شایستگی مجاهد بودن ندارد. خداوند این در را به روی دوستان خاص خویش گشوده است» (همان، ص ۷۸).
برای خود شهید نیز این یک پایان نیست: «شهادت از نظر اسلام از جنبه فردی یعنی برای شخص شهید یک موفقیت است، بلکه بزرگترین موفقیت است؛ آرزوست، بلکه بزرگترین آرزوست» (همان، ص ۱۰۵). و وظیفه ما در قبال این قهرمانان عزاداری منفعلانه نیست؛ بلکه «گریه بر شهید، شرکت در حماسه او و هماهنگی با روح او و موافقت با نشاط او و حرکت در موج اوست» (همان، ص ۹۷).
سخن پایانی
پیام روشن استاد شهید برای امروز ما، پرهیز از انفعال و ترس در برابر هیاهوی استکبار است. در منطق او، محافظهکاری و ترس جایی ندارد، زیرا: «امت اسلام مساوی است با امت قوت و امت قدرت. اسلام دین قدرت و قوت و دین مجاهدساز است» (قیام و انقلاب مهدی علیهالسلام، ص ۸۴). روز معلم، فرصتی است تا دوباره در کلاس درس این متفکر و فیلسوف مبارز بنشینیم و الفبای عزت را برای پیروزی در نبردهای پیش رو مشق کنیم.



پیام شما به ما