برخی تحلیلگران داخلی با نگرانی از «عواقب اقتصادی»، برخی حقوقدانان غربی با استناد به «آزادی دریانوردی» و برخی دولتهای عربی منطقه با لحنی آشکارا دوگانه، اقدام تلافیجویانۀ ایران در انسداد تنگۀ هرمز را زیر سوال بردند. اما آیا این اقدام تلافیجویانۀ ایران، غیرقانونی است یا تکلیفی دینی؟ آیا اسلام که جهاد دفاعی را «واجب عینی» میداند و «نفی سبیل» را اصل خدشهناپذیر میشناسد، دربارۀ ابزارهای مشروع دفاع سکوت کرده است؟
اول: آزادی دریانوردی یا حق دفاع مشروع؟
منتقدان معمولاً از «کنوانسیون حقوق دریاها» (UNCLOS) سخن میگویند و میگویند تنگۀ هرمز «آبراه بینالمللی» است و بستن آن نقض حقوق بینالملل است. این استدلال، یک فریب حقوقی است که باید رو شود.
حقوق بینالملل، هرگز «آزادی دریانوردی» را مطلق نمیداند. همان کنوانسیونی که آنها به آن استناد میکنند، در مادۀ ۳۴ خود صراحتاً اذعان دارد که حق عبور ترانزیتی در شرایط جنگی و تهدید امنیت ملی، تابع حاکمیت دولت ساحلی است. آمریکا در طول تاریخ بارها همین ابزار را به کار برده است؛ از محاصرۀ کوبا در ۱۹۶۲ تا محاصرۀ دریایی ایران در همین روزها.
اما فراتر از حقوق بینالملل که خود ساختۀ دست قدرتهای سلطهگر است، اسلام یک منطق محکمتر و ریشهدارتر دارد.
دوم: فرمان قرآن به آمادگی همهجانبه
قرآن کریم در آیۀ ۶۰ سورۀ انفال میفرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ». «در برابر دشمنان خدا و دشمنانتان، هر آنچه در توان دارید از نیرو و آمادگی فراهم کنید تا آنها را به رعب در آورید.»
این آیه، نه فقط «آمادگی نظامی» بلکه «آمادگی استراتژیک» را تکلیف میداند. «رِبَاطِ الْخَیْل» در زمان نزول آیه، کنایه از بالاترین ابزار قدرت نظامی بود. مفسران معاصر، «قوّت» در این آیه را به هر ابزاری که «رعب» در دل دشمن ایجاد کند تعمیم دادهاند. بستن تنگۀ هرمز، امروز دقیقاً مصداق این «رعب استراتژیک» است؛ اقدامی که اقتصاد جنگطلب را فلج میکند و پیام روشنی به دشمن میفرستد که هزینۀ تجاوز، سنگین است.
سوم: اصل تقابل در دفاع
آیۀ ۱۹۴ سورۀ بقره یکی از محکمترین پایههای فقه دفاعی اسلام است: «فَمَنِ اعْتَدَیٰ عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَیٰ عَلَیْکُمْ»؛ «هر کس بر شما تعدی کرد، همانند آنچه بر شما تعدی کرده، با او مقابله کنید.»
دشمن صهیونی-آمریکایی، راههای اقتصادی و نظامی ایران را مسدود کرده، محاصرۀ دریایی برقرار کرده و به زیرساختهای کشور حمله کرده است. در چنین شرایطی، بستن تنگۀ هرمز نه «تجاوز» بلکه «مقابلۀ به مثل» است؛ دقیقاً همان چیزی که قرآن نه فقط مجاز، بلکه لازم میداند. فقهای شیعه و سنی در این مسأله اتفاق نظر دارند که «مقابلۀ به مثل» در جنگ، از ارکان دفاع مشروع است.
چهارم: اصل «نفی سبیل»؛ ممنوعیت برتری دشمن
قرآن کریم در آیۀ ۱۴۱ سورۀ نساء میفرماید: «وَلَن یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا»؛ «خداوند هرگز برای کافران بر مؤمنان راهی قرار نداده است.» این آیه، در فقه سیاسی اسلام به «قاعدۀ نفی سبیل» تبدیل شده است؛ اصلی که بر اساس آن، هر اقدامی که موجب برتری و نفوذ دشمن بر جامعۀ اسلامی شود، ممنوع است.
حال اگر باز نگه داشتن تنگۀ هرمز در شرایط جنگ، به معنای تأمین سوخت ناوهای آمریکایی، تأمین درآمد اقتصادی کشورهایی باشد که پایگاههایشان را در اختیار دشمن گذاشتهاند، آیا این «سبیل» دادن به کافر بر مؤمن نیست؟
پنجم: سیرۀ نبوی؛ «خندق» الگوی هرمز
غزوۀ احزاب را به یاد بیاورید. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله با توصیۀ سلمان فارسی، دور مدینه خندق حفر کرد؛ دیواری که راه نفوذ دشمن را مسدود میکرد. منتقدان آن روز هم میگفتند این کار «جنگافروزی» است. اما پیامبر صلیاللهعلیهوآله این «مانع استراتژیک» را انتخاب کرد و دشمن را در بیرون از مدینه متوقف ساخت.
تنگۀ هرمز، «خندق» ایران در جنگ رمضان ۱۴۰۵ است. اقدامی که نه از سر ماجراجویی، بلکه از سر «حکمت دفاعی» طراحی شد؛ پیامی که میگوید: اگر امنیت ما به خطر بیفتد، امنیت اقتصاد جهانی هم به خطر میافتد.
منتقد کجا ایستاده است؟
در یک جمله: بستن تنگۀ هرمز در شرایط تجاوز آشکار دشمن، نهتنها «مشروع» بلکه بر اساس آیات «أَعِدُّوا»، «فَاعْتَدُوا» و قاعدۀ «نفی سبیل»، یک تکلیف دینی است.
منتقد داخلی که از «تنشزایی» میگوید، باید پاسخ دهد: آیا وقتی دشمن مدرسههای ما را میزند، رهبرمان را ترور میکند و آبراههای ما را محاصره میکند، انتظار داری بمانیم و تماشا کنیم؟ منتقد خارجی که از «حقوق بینالملل» سخن میگوید، باید توضیح دهد چرا محاصرۀ دریایی آمریکا در همین روزها، نقض همان حقوقی نیست که از آن دم میزند؟
هرمز بسته شد تا پیامی روشن مخابره شود: ایران در دفاع از خود، نه از منطقش عقب مینشیند، نه از میدانش. و این، نه تنشزایی، بلکه «إِعداد» است؛ فرمانی که خدا داده و هیچ
منتقدی حق لغوش را ندارد.



پیام شما به ما