ریچارد مورفی استاد دانشگاه در شفیلد و اقتصاددان سیاسی اینطور تحلیل میکند:
ایالات متحده به این دلیل مذاکرات صلح با ایران را آغاز نکرد که دیپلماسی پیروز شده است؛ بلکه به این دلیل دست به این کار زد که چاره دیگری نداشت. تسلیحات این کشور رو به اتمام است. در طول چند هفته، ارتش ایالات متحده چیزی بین هشت تا ده سال تولید موشکهای تاماهاک خود را مصرف کرده است. ایالات متحده میتواند سالانه تقریباً ۱۰۰ فروند موشک تاماهاک تولید کند؛ در حالی که تنها در این درگیری، احتمالاً هزاران فروند از آنها را شلیک کرده است.
این ذخایر را نمیتوان به سرعت جایگزین کرد. در کوتاهمدت، جایگزینی آنها اصلاً امکانپذیر نیست. و بدون آنها و سایر تدارکات تسلیحاتی حیاتی، ایالات متحده توانایی معتبری برای شروع دوباره جنگ با ایران ندارد. این یک مشکل لجستیکی موقت نیست؛ یک شکست ساختاری است که «نئولیبرالیسم» آن را به وجود آورده است.
ارتش ایالات متحده نیز مانند اقتصاد این کشور، بر اساس اصول تولید بهموقع اداره میشود؛ حداقل موجودی انبار، حداکثر بهرهوری و اولویت دادن به سود بر تابآوری.
علاوه بر این، بیش از نیمی از قطعات هر موشک آمریکایی در خارج از ایالات متحده و در طول زنجیرههای تأمین جهانی تولید میشود؛ زنجیرههایی که اکنون بر اثر همان درگیریهایی که این موشکها برای جنگیدن در آنها به کار رفتهاند، مختل شده است. به عنوان مثال، آلومینیوم که یک جزء حیاتی است، دقیقاً به این دلیل کمیاب شده که بستهشدن تنگه هرمز، دسترسی به موادی را که برای ساخت سلاحهای لازم برای بازگشایی آن نیاز بود، محدود کرده است.

اما خسارات فراتر از موشکهاست. چندین سیستم راداری پیچیده در خاورمیانه منهدم شده باشد که جایگزینی هر یک از آنها تا هفت سال زمان میبرد. بمبافکنهای B-۵۲ که عملیات خود را از بریتانیا انجام میدهند، بسیار فراتر از عمر عملیاتی خود در حال فعالیت هستند؛ تانکرهای سوخترسانی که از آنها پشتیبانی میکنند نیز در وضعیت مشابهی قرار دارند.
در نتیجه، روزنامه «فایننشال تایمز» گزارش میدهد که خود ترامپ از طریق پاکستان درخواست صلح کرده است؛ واقعیتی که پیت هگست (وزیر دفاع) و تیم رسانهای کاخ سفید هرگز به طور علنی به آن اعتراف نخواهند کرد.
در همین حال، مدل نظامی ایران که بر پایه سلاحهای ارزانقیمت، ساده و با قابلیت تکثیر سریع بنا شده، کارایی ویرانگر خود را در برابر گرانترین و مهندسیشدهترین قدرت نظامی جهان ثابت کرده است. جنگ «کمتکنولوژی» بر ارتش نئولیبرال پیروز شده است. اکنون در نتیجه این اتفاق، زمان به نفع ایران است. ایران میتواند زرادخانه خود را به سرعت بازسازی کند، اما ایالات متحده نمیتواند.
نتیجهگیری تکاندهنده است؛ هژمونی نظامی ایالات متحده از نظر ساختاری تضعیف شده و این تنها یک عقبگرد موقت نیست. بازسازی آن سالها و شاید یک دهه زمان ببرد. در این بازه زمانی، ایالات متحده دیگر نمیتواند با آن اعتباری که زمانی داشت، به تهدید، اجبار یا مداخله بپردازد. جهان حالا تغییر کرده است!




پیام شما به ما