اعلان خبر انتخاب سومین رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای از سوی مجلس خبرگان و حضور حماسه‌ساز و گسترده مردم در میادین شهرها برای اعلام بیعت با ایشان، بار دیگر یکی از عمیق‌ترین و سرنوشت‌سازترین مفاهیم اندیشه سیاسی اسلام را در عرصه عمل متجلی ساخت. بیعت در اندیشه سیاسی اسلام، صرفاً یک آیین تشریفاتی نیست، بلکه به مثابه ستون فقرات مشروعیت و کارآمدی نظام حکمرانی شناخته می‌شود. این نوشتار به بررسی جایگاه، آثار و کارکردهای این پیوند الهی-سیاسی بر اساس منابع معتبر می‌پردازد.

ابوالقاسم شکوری
پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۸
آثار و کارکردهای میثاق با سومین رهبر انقلاب

ماهیت بیعت

واژه بیعت از ریشه «بیع» به معنای خرید و فروش و معاوضه مشتق شده است. این پیوند لغوی نشان‌دهنده ماهیت قراردادی و متقابل بیعت است؛ به این معنا که بیعت‌کننده بخشی از اختیار خود را در ازای دریافت خدماتی چون امنیت، عدالت و هدایت به حاکم واگذار می‌کند. در اصطلاح فقهی، بیعت اعلام آمادگی برای طاعت از حاکم و پذیرش مسئولیت اداره جامعه توسط اوست.

قرآن کریم در آیه ۱۰ سوره فتح، بیعت با فرستاده خدا را عین بیعت با خداوند دانسته و می‌فرماید: «ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله، یدالله فوق ایدیهم». این نگرش، بیعت را از یک کنش سیاسیِ صرف به یک میثاق قدسی ارتقا می‌دهد که وفای به آن پاداشی عظیم و شکستن آن (نکث) فرجامی هلاک‌بار دارد.

 جایگاه بیعت در اندیشه شیعی: مشروعیت و مقبولیت

در تفکر شیعه، تمایز دقیقی میان مشروعیت (حقانیت) و مقبولیت (فعلیت) وجود دارد. مشروعیت ولیّ‌امر ناشی از نصب الهی و صلاحیت‌های ذاتی (علم، تقوا و عدالت) است. اما «بیعت» ابزاری است که به این ولایت، عینیت و قدرت اجرایی می‌بخشد.

امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه شقشقیه به این حقیقت اشاره کرده و می‌فرمایند که اگر حضور بیعت‌کنندگان (حضور حاضر) و اتمام حجت به واسطه وجود یاران (وجود ناصر) نبود، مهار خلافت را رها می‌کردند. بنابراین، بیعت در تفکر شیعی، ولایت را «خلق» نمی‌کند، بلکه فضای لازم برای بسط ید حاکم الهی جهت اجرای عدالت و احکام شریعت را فراهم می‌سازد.

 آثار و کارکردهای سیاسی و اجتماعی بیعت

بیعت در نظام سیاسی اسلام کارکردهای حیاتی متعددی دارد که در شرایط حساس کنونی انتقال رهبری، اهمیت مضاعفی می‌یابد:

۱. اقتداربخشی و انسجام ملی

بیعت، آحاد متفرق را به یک «امت» واحد، منسجم و هدفمند تبدیل می‌کند. گردهمایی‌های سراسری ملت در میادین شهرها برای اعلام وفاداری به رهبر جدید، نماد عینی این همبستگی است که تفاوت‌های نسلی، قومی و سلیقه‌ای را ذیل پرچم ولایت یکپارچه می‌سازد.

۲. ثبات سیاسی و جلوگیری از هرج و مرج

در فقه سیاسی، بیعت فوری با جانشین، خلأ قدرت را پر کرده و از تزلزل نظام اجتماعی جلوگیری می‌کند. روایت مشهور «من مات و لیس فی عنقه بیعه، مات میته جاهلیه» نشان می‌دهد که پیوند با رهبری عادل، بخشی از کمال ایمانی و هویت سیاسی مسلمان است.

۳. تولید اقتدار و توان بازدارندگی حداکثری

بیعت آگاهانه امت با رهبر جامعه، پیام روشنی از اقتدار، صلابت و نفوذناپذیری جامعه اسلامی به جهان مخابره می‌کند. همان‌گونه که بیعت رضوان رعب و وحشت در دل مشرکان مکه انداخت، بیعت یکپارچه ملت در این مقطع حساس تاریخی نیز، محاسبات دشمنان و نظام سلطه را برای ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت نقش بر آب ساخته و قدرت بازدارندگی و امنیت ملی نظام را به شدت ارتقا می‌بخشد.

۴. نصرت و مشارکت در حکمرانی

بیعت، متضمن تعهد مردم به یاری حاکم در اجرای برنامه‌های الهی است. این مشارکت در سیره نبوی و علوی، لوازمی چون «نصیحت لائمة المسلمین» (نظارت خیرخواهانه) و حضور در صحنه‌های جهاد و سازندگی را به همراه دارد.

در تفکر شیعه، تمایز دقیقی میان مشروعیت (حقانیت) و مقبولیت (فعلیت) وجود دارد. مشروعیت ولیّ‌امر ناشی از نصب الهی و صلاحیت‌های ذاتی (علم، تقوا و عدالت) است. اما «بیعت» ابزاری است که به این ولایت، عینیت و قدرت اجرایی می‌بخشد.

۵. تعهد متقابل و پویایی جامعه

بیعت یک اعلام انقیاد یک‌طرفه یا استبدادی نیست، بلکه یک «عقد دوطرفه و مسئولیت‌ساز» است. در این پیمان، امت متعهد به اطاعت، نصرت، همفکری و ایستادگی در راه آرمان‌ها می‌شود؛ و در مقابل، رهبری نیز تمام توان خود را برای صیانت از دین، تامین منافع ملی، پاسداری از استقلال کشور، هدایت جامعه به سوی کمال و صیانت از حقوق آحاد مردم به کار می‌گیرد.

۶. عدالت‌گستری و صیانت از بیت‌المال

هدف نهایی از بیعت مردم، توانمندسازی رهبری برای اجرای عدالت و بازگرداندن حقوق عامه است. در سیره امیرالمؤمنین علیه السلام، بیعت مردم بلافاصله با اقدام قاطع برای بازگرداندن اموال عمومی که به ناحق بخشیده شده بود، همراه شد. ایشان با صراحت فرمودند: «به خدا سوگند، اگر آن املاک را بیابم به مسلمانان برمی‌گردانم، حتی اگر مهریه زنان (مهر النساء) شده باشد یا با آن کنیزان خریده باشند.»

این رویکرد نشان‌دهنده آن است که «در عدالت گشایش است» (فانّ فی العدل سعة). بیعت یک میثاق برای کوتاه کردن دست «شکم‌بارگان ستمگر» از بیت‌المال است. بیعت تعهدی است که به رهبر اجازه می‌دهد بدون واهمه از لایه‌های ثروت و قدرت، عدالت را جاری کند؛ چرا که کسی که عدالت او را در مضیقه اندازد، ظلم و ستم او را در مضیقه بیشتری قرار خواهد داد.

خلاصه اینکه حضور آگاهانه، مومنانه و پرشور مردم در اعلام بیعت با سومین ولی امر مسلمین، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، بازتولید همان فرهنگ غنی قرآنی و روایی در عصر حاضر است. این رویداد شکوهمند نشانگر بلوغ سیاسی و عمق باورهای دینی ملتی است که به خوبی دریافته‌اند پیمان با ولی امر، در حقیقت امتداد پیمان با رسول‌الله (ص) و ایستادن در زیر سایه «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ» است. این بیعت تاریخی، با پیوند زدن اراده الهی به خواست عمومی، ظرفیت‌های عظیم مردمی را برای آغاز فصلی نو از حرکت پرشتاب انقلاب اسلامی در مسیر تمدن‌سازی نوین اسلامی آزاد ساخته و نویدبخش آینده‌ای روشن، همراه با ثبات، اقتدار، و نصرت الهی در برابر طوفان‌های سهمگین جهان معاصر خواهد بود.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها