در حالی که روایات، مؤمنان را نسبت به اغلب جنبشها و قیامهای عصر غیبت به احتیاط فراخواندهاند، دربارۀ یمانی سخن دیگری در میان است. امام باقر علیهالسلام تصریح میکند که با قیام یمانی، پیوستن به او واجب و فروش سلاح به دشمنانش حرام است. این حکم قاطع و بیسابقه، جایگاه ویژهای را برای صاحب پرچم سفید ترسیم میکند که هیچ پرچمدار دیگری از آن برخوردار نیست.
روایات حتی فراتر رفته و تخلف از فرمان او را موجب سقوط در آتش دانستهاند. این شدت لحن در متون روایی، کمنظیر است و نشان از اهمیت حیاتی این قیام در معادلات آستانۀ ظهور دارد.
یمن؛ سرزمین ایمان و حکمت
انتخاب یمن بهعنوان خاستگاه این قیام، انتخابی تصادفی نیست. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله دربارۀ مردمان این سرزمین فرمودهاند: «ایمان، یمانی است و حکمت، یمانی». (کافی، ج۸، ص۷۰) این توصیف نبوی، ریشه در تاریخ دارد. یمنیها در صدر اسلام، از نخستین گروندگان به دین بودند و در یاریرساندن به پیامبر، پیشگام.
حال روایات میگویند از همین سرزمین، مردی برمیخیزد که پرچمش هدایتگرانهترین پرچمهاست. گویی آن ایمان و حکمتی که پیامبر بدان اشاره فرمود، قرار است در آخرالزمان، تجلی نهایی خود را بیابد.
مردی با نام پنهان
نام یمانی در روایات نیامده است. این پوشیدگی، حکمتی آشکار دارد: حفاظت از هویت تا هنگام قیام. اما لقبش «منصور» است؛ یعنی یاریشده. او از نسل زید بن علی است؛ همان شهید بزرگواری که در برابر ستم اموی بهپا خاست و جان بر سر آرمان خویش گذاشت. (بحار الانوار، ج ۸۳، ص ۶۲)
صحنهای با سه بازیگر اصلی
بیایید نقشۀ جغرافیای ظهور را مرور کنیم. روایات شیعه، تصویری دقیق و مهندسیشده از این لحظه ارائه میدهند. زمان، ماه رجب. سالی که در آن، طغیان از هر سو زبانه میکشد. درست در روزی که "سفیانی" – آن جرثومۀ جنایت – از وادی یابس در غرب (شام) یورش میآورد، و "خراسانی" از شرق به حرکت درمیآید؛ "یمانی" همچون صاعقه از جنوب میتازد.
به فرمودۀ امام رضا علیهالسلام خروج سفیانی، یمانی و خراسانی در یک سال، یک ماه و یک روز و ترتیب آنها همچون رشته مهره ها پشت سر هم خواهد بود. ( إعلام الوری، ص۴۲۹)
مأموریت یمانی
یمانی بازوی اجرایی و عملیاتی جبهۀ حق در آستانۀ قیام حضرت قائم (عج) است. او نمیآید تا خود حکومت کند. مأموریت او، زمینهسازی است. میآید تا کمر جبهۀ باطل را بشکند و فرش سرخی از اقتدار و امنیت، زیر پای حضرت ولیعصر (عج) بگستراند. وقتی سفیانی، سرمست از فتوحات شام، به عراق حمله میکند و کوفه را به خاک و خون میکشد، این لشکر یمانی است که دوشادوش خراسانی، چونان دو اسب مسابقه (کَفَرَسَی رِهان) به سمت کوفه میتازند. (الغیبه، ص ۳۶۱)
این نکته اهمیت دارد: یمانی خادم ظهور است، نه مدعی آن. همزمانی با آشوب شام و طغیان سفیانی نشان میدهد که قیام یمانی، واکنش به فتنه است، نه آغازگر آن.
پرچم سفید، نماد چیست؟
سفیدی پرچم یمانی، تأملبرانگیز است. سفید رنگ صلح است، اما یمانی به جنگ میآید. شاید این تناقض ظاهری، ناظر به ماهیت جنگ اوست: جنگ برای صلح، نبرد برای پایان دادن به نبردها. پرچمش سفید است چون هدفش پاک است؛ نه قدرتطلبی، نه جاهخواهی، بلکه فقط یاری منجی.
نبرد یمانی با سفیانی، نبرد "ایمان" با "نفاق" است. استراتژی نظامی یمانی، دفاعی نیست؛ تهاجمی است علیه کانونی که میخواهد ریشۀ شیعه را در عراق و خاورمیانه بخشکاند.
اما چرا یمانی؟
چرا در میان تمام قیامهای پیش از ظهور، تنها پرچم اوست که امام صادق علیهالسلام آن را "أهدی الرایات" یعنی هدایتگرترین پرچم مینامند؟ (الغیبه، نُعمانی، ص ۲۶۴)
تفاوت یمانی با دیگران در این است که او به "خود" دعوت نمیکند. در مرامنامۀ قیام او، قدرتطلبی جایی ندارد. جهتنمای قطبنمای او، مستقیم و بدون حتی یک درجه انحراف، به سمت "صاحبالامر" قفل شده است.
حضرت در روایتی دیگر میفرماید: «وقتی یمانی قیام کرد، فروش اسلحه به مردم [و دشمنان] حرام است». این یعنی تحریم کامل جبهۀ باطل و هر نیروی غیرهمسو. اقتصاد جنگ، باید به نفع یمانی تغییر کند.
در ادامه حدیث آمده که: «بر هر مسلمانی واجب است که به او بپیوندد». این یک پیشنهاد نیست؛ یک حکم حکومتی و الهی است. تا جایی که حضرت میفرمایند: «هرکس از پرچم او تخلف کند، اهل جهنم است». چرا؟ «زیرا او به حق و راه مستقیم دعوت میکند».
شناخت پیش از وقوع
مطالعۀ روایات یمانی، فارغ از هرگونه مصداقیابی و تطبیق که همواره آفتزا بوده است، درسهای ارزشمندی دارد. نخست اینکه در غبار فتنهها، همه چیز تاریک نیست؛ چراغهایی هست برای آنکه بخواهد ببیند. دوم اینکه معیارهای حق و باطل را باید پیش از فتنه آموخت؛ در دل طوفان، فرصت آموختن نیست. ایمان یمانی، در انتظار بصیرت ماست. پیش از آنکه دیر شود، پرچم را بشناسیم.




پیام شما به ما