آیا می‌توان از آزادی سخن گفت، در حالی که هم‌زمان فشار اقتصادی، تحریم‌های گسترده و تهدید نظامی بر یک ملت اعمال کرد؟ تجربه وعده‌های ترامپ به مردم ایران، بار دیگر این تناقض قدیمی در سیاست خارجی آمریکا را برجسته کرده است.

مهسا زحمتکش
شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۲۶
دموکراسی یا اسب تروآ؟ پشت‌پرده وعده‌های «تغییر» از واشینگتن چیست؟

در تاریخ داستانی درباره یک اسب چوبی بزرگ به نام «تروا» وجود دارد که به عنوان هدیه وارد شهر شد، اما داخل آن سربازان دشمن پنهان شده بودند. امروز، واژه «دموکراسی» در سیاست خارجی آمریکا شباهت عجیبی به آن اسب چوبی دارد؛ زیباست و همه به از آن استقبال می‌کنند، اما وقتی وارد کشوری می‌شود، می‌بینیم هدفش نه رهایی مردم، بلکه باز کردنِ راه برای نفوذ دوباره و حفظ قدرتِ لرزانِ خودش است.

تحلیل‌گران معتقدند در ادبیات سیاسی غرب، مفهومی به نام «گذار به دموکراسی» یا به زبان ساده‌تر «پروژه جایگزینی قدرت کشورها» بارها تکرار می‌شود که در ظاهر به معنای حرکت به سمت انتخابات و آزادی است. اما تحلیلگران هشدار می‌دهند که این مفهوم در عمل همیشه به معنای افزایش آزادی مردم نیست، بلکه به ابزاری برای مدیریت تحولات کشورها به نفع قدرت‌های بزرگ و بالخصوص آمریکا تبدیل شده است.     

در واقع، این نوع آزادی‌خواهی یک هدف انسانی نیست، بلکه یک «تکنیک برای مدیریت بحران» است. هدف این است که با تغییر لایه‌های ظاهری قدرت و برگزاری یک انتخاباتِ تحت نظارت، خشم مردم فروکش کند، بدون آنکه ساختارهای اصلی قدرت و وابستگی‌های اقتصادی آن کشور تغییر یابد. به عبارت ساده‌تر، دموکراسی صادر می‌شود تا جلوی یک انقلاب واقعی و مستقل که ممکن است منافع آمریکا را به خطر بیندازد، گرفته شود.

نمونه بارز این رفتار در برخورد با ونزوئلا دیده می‌شود. آمریکا با استفاده از ابزارهایی مثل فشار برای برکناری یا حتی تعقیب قضایی و  دستگیری مادورو، سعی می‌کند تحت پوشش آزادی‌خواهی، ساختار سیاسی را به نفع خود تغییر دهد. هدف اصلی در اینجا، نه لزوماً رفاه مردم ونزوئلا، بلکه باز کردن راه برای تسلط دوباره بر منابع نفتی و حذف یک مخالف است. در این الگو، آزادی یعنی روی کار آمدنِ دولتی که با واشینگتن کاملاً «هماهنگ» باشد.

تجربه کشورهای مختلف در آمریکای لاتین و خاورمیانه نشان داده است که تغییرات مورد حمایت آمریکا، معمولاً به جای رفاه و آزادی واقعی، به واگذاری منابع ملی به شرکت‌های بزرگ خارجی و حذف نیروهای مردمی و مستقل منجر شده است

وعده‌های متناقض ترامپ

در سال‌های اخیر، به‌ویژه در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، بارها پیام‌هایی خطاب به مردم ایران منتشر شد؛ سخنانی که در آن‌ها از «آزادی»، «آینده بهتر» و «دوستی با ملت ایران» صحبت می‌شد. ترامپ تأکید می‌کرد که مشکل آمریکا با حاکمیت است، نه با مردم. اما هم‌زمان با این وعده‌ها، سیاست «فشار حداکثری» اجرا شد که شامل تحریم‌های گسترده، محدودیت‌های شدید بانکی و نفتی و حتی اقدام نظامی مستقیم و شهادت هموطنانمان بود. این تضاد میان وعده‌ی آزادی و فشار همه‌جانبه، یک پرسش جدی ایجاد می‌کند: آیا این حرف‌ها واقعاً برای خدمت به مردم است یا بخشی از یک نقشه سیاسی؟

وقتی دونالد ترامپ از «ایران آزاد» سخن می‌گوید، باید این حرف‌ها را در چارچوب تلاش آمریکا برای حفظ قدرت جهانی‌اش تحلیل کرد. از این زاویه، وعده‌های او نه از سر دلسوزی برای مردم، بلکه بخشی از یک استراتژی برای مقابله با ضعیف شدنِ جایگاه آمریکا در منطقه است.

ایالات متحده در دهه‌های اخیر با چالش‌های بزرگی مثل قدرت گرفتن چین و روسیه روبرو شده است. برای جبران این ضعف، واشینگتن نیاز دارد که کشورهای کلیدی مثل ایران را به‌گونه‌ای وارد نظم جهانی خود کند که کاملاً با سیاست‌های اقتصادی و سیاسی‌اش هماهنگ باشند. در واقع، وعده «دموکراسی» از زبان ترامپ، به معنای تلاش برای ایجاد حکومتی است که در عین داشتن ظاهر مستقل، هیچ تضادی با منافع کلان و راهبردی واشینگتن نداشته باشد.

تله‌ تغییراتِ از پیش طراحی شده

 یکی از نکات کلیدی که باید به آن توجه کرد، تفاوت میان «اراده ملی یک کشور» و «پروژه گذار یا همان انتقال قدرت» است. در پروژه‌هایی که آمریکا هدایت می‌کند، معمولاً گروه‌های سیاسی خاصی برجسته می‌شوند که با نهادهای بین‌المللی پیوند نزدیک دارند.

 در مورد ایران نیز، وعده‌های خارجی تمایل دارند «تغییر» را به جای یک فرآیند داخلی و برخاسته از بطن جامعه، به یک «هدیه از بیرون» تبدیل کنند. این رویکرد، دموکراسی را به یک کالای سیاسی تبدیل می‌کند که قیمت آن، وابستگی اقتصادی و سیاسی به قدرت‌های بزرگ است. در این مدل، مردم تنها به عنوان تماشاگر یا سیاهی‌لشکر در فرآیندی شرکت می‌کنند که مهندسی آن در جای دیگری انجام شده است.

دموکراسیِ فرمایشی در برابر دموکراسی واقعی

تجربه کشورهای مختلف در آمریکای لاتین و خاورمیانه نشان داده است که تغییرات مورد حمایت آمریکا، معمولاً به جای رفاه و آزادی واقعی، به واگذاری منابع ملی به شرکت‌های بزرگ خارجی و حذف نیروهای مردمی و مستقل منجر شده است. واقعیت این است که دموکراسی واقعی نمی‌تواند نتیجه‌ی تحریم یا فشارهای خردکننده یک قدرت خارجی باشد. شعارهایی که امروز تحت عنوان حمایت از مردم ایران شنیده می‌شود، اگرچه در ظاهر فریبنده هستند، اما در باطن هدفشان بازسازیِ قدرتِ در حال افول ایالات متحده در منطقه است.

منبع:

https://www.leftvoice.org/transitions-to-democracy-an-instrument-of-u-s-imperialism-to-counterweight-the-decline-of-its/

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها