از راه که میرسید، بابا را میبرد حمام. بعد هم خودش لباسهای حاج حسن را میشست. نشست کنار بابا، دستهای زحمتکش و چروکخوردهاش را توی دست گرفت. سرش را پایین آورد و دستش را بوسید. بعد رفت پایین پای حاج حسن، جورابهایشان را درآورد. سرش را خم کرد و پاهای پدر را بوسید. راوی: ابراهیم شهریاری




پیام شما به ما