پیشنهاد ضرب سکههای اسلامی از سوی امام
یکی از اقدامات برجستۀ حضرت در دوران حیات مبارکشان، پیشنهاد ضرب سکههای اسلامی به عبدالملک بن مروان بود. این اقدام زمانی صورت گرفت که امپراتور روم تهدید کرد سکههایی با عبارات توهینآمیز نسبت به پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآله) ضرب کند. در آن زمان ضرب سکههای طلا و نقره عمدتاً در دست رومیان بود و این اقدام میتوانست آثار گستردهای بر اعتبار مسلمانان و همچنین اقتصاد آنها داشته باشد.
ما در اینجا تفصیل ماجرا را از کتاب المحاسن و المساوی، تالیف ادیب ایرانی عربنویس قرن سوم، ابراهیم بن محمد بیهقی نقل میکنیم:
در سده اول هجری، ضرب سکهها تحت سلطه رومیان قرار داشت. مسیحیان مصر نیز با پیروی از روش رومیان، سکههایی با نشان "أب، ابن و روحالقدس" ضرب میکردند که بر اساس باورهای مسیحیت طراحی شده بود.
روزی عبدالملک، خلیفه اموی، یکی از این سکهها را مشاهده کرد. پس از ترجمه نوشتههای آن به عربی و درک معنایش، خشمگین شد که چرا باید در قلمرو مسلمانان، سکههایی با نشانهای مسیحی و مخالف عقاید توحیدی در گردش باشد. او فوراً به فرماندار مصر دستور داد که از آن پس بر سکهها شعار توحید «شهد الله انه لا اله الا هو» حک کنند. همچنین به تمامی فرمانداران ایالات اسلامی نوشت که سکههای دارای نمادهای مسیحیت باید جمعآوری و از بین برده شوند و از سکههای جدید اسلامی استفاده شود.
واکنش قیصر روم
با رواج سکههای اسلامی، این سکهها به سرزمینهای روم نیز رسید. قیصر روم، با آگاهی از این تغییر، در نامهای به عبدالملک اعتراض کرد و نوشت: «ضرب سکه با نمادهای رومی همواره یک سنت بوده است. اگر تو در این کار محق باشی، خلفای پیشین اسلام خطاکار بودهاند، و اگر آنها بر حق بودهاند، پس تو در اشتباه هستی. من هدیهای برای تو فرستادم و امیدوارم سکهها را به حالت قبل بازگردانی تا مورد تقدیر ما قرار بگیری.»
عبدالملک هدیه قیصر را نپذیرفت و هیچ پاسخی به نامه او نداد. قیصر بار دیگر هدایای ارزشمندتری فرستاد و از عبدالملک خواست تا خواسته او را اجابت کند. اما این بار نیز خلیفه هدیهها را رد کرد و باز هم نامه را بیپاسخ گذاشت.
قیصر در نامه سوم خود، هدایای بیشتری فرستاد و عبدالملک را تهدید کرد: «اگر سکهها را به وضعیت پیشین بازنگردانی، فرمان میدهم تا سکههایی با دشنام به پیامبر اسلام ضرب شود. میدانی که ضرب سکه تخصص ما رومیان است. بهتر است روابط دوستانهمان را حفظ کنیم.»
عبدالملک با شنیدن این تهدید، به شدت نگران شد و از مشاوران خود کمک خواست، اما هیچکس راهحلی نداشت. در نهایت، یکی از حاضران پیشنهاد کرد که از امام محمد باقر (علیهالسلام)یاری بجویند.
راهحل هوشمندانه امام باقر (علیهالسلام)
عبدالملک با احترام امام باقر (علیهالسلام)را از مدینه به شام دعوت کرد و ماجرا را برای ایشان شرح داد. امام با اطمینان فرمودند: «تهدید قیصر عملی نخواهد شد؛ خداوند اجازه چنین کاری را نخواهد داد. راهحل نیز بسیار ساده است. صنعتگران را گرد آورید تا سکههای جدید ضرب کنند. بر یک روی آن سوره توحید و بر روی دیگر نام پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) را حک کنید. وزن سکهها نیز باید استاندارد باشد و نام شهر و سال ضرب آن بر سکهها حک شود.»
امام (علیهالسلام) نحوه ضرب سه نوع سکه را پیشنهاد کردند:
درهمهایی با وزن هر ده عدد برابر با ده مثقال.
درهمهایی با وزن هر ده عدد برابر با شش مثقال.
درهمهایی با وزن هر ده عدد برابر با پنج مثقال.
این استانداردها بهگونهای بود که وزن کلی هر سی درهم از سه نوع مختلف برابر با ۲۱ مثقال میشد، مشابه وزن سکههای رومی.
عبدالملک فوراً دستور امام را عملی کرد. سکههای جدید اسلامی در سراسر قلمرو اسلام منتشر شد و معاملات تنها با این سکهها مجاز بود. خلیفه از مردم خواست سکههای قدیمی خود را تحویل دهند و سکههای جدید اسلامی دریافت کنند. سپس فرستاده قیصر را از آنچه رخ داده بود آگاه ساخت و او را به روم بازگرداند.
واکنش قیصر روم
درباریان قیصر از او خواستند تا تهدید خود را عملی کند، اما قیصر پاسخ داد: «من تنها قصد داشتم عبدالملک را تحت فشار بگذارم. اکنون که در سرزمینهای اسلامی دیگر از سکههای ما استفاده نمیشود، این اقدام بیفایده است.»



پیام شما به ما