
غزه در دوران باستان یک چهارراه استراتژیک معروف به نام «راه فلسطینیان» بود که مصر را به کنعان متصل میکرد. نام غزه در کتیبههای توتموس سوم (فرعون مصر در سال ۱۴۲۵-۱۴۸۱ قبل از میلاد) درج شده است. حدود ۲۷۰۰ سال بعد از آن، ابن بطوطه؛ جهانگرد معروف مراکشی در سفرنامه خود نوشت: «غزه سرزمین بزرگی است که هیچ دیواری در اطراف آن وجود ندارد.»

در دوره حاکمیت مصر و عثمانی، غزه به تجارت و کشاورزی مشهور بود. نبیل بادران(مورخ) مینویسد: در دهه ۱۸۷۰ حدود ۴۶۸ هکتار باغات مرکبات در غزه وجود داشت. جیمز فین؛ مسئول کنسول سابق بریتانیا در اورشلیم هم در خاطرات خود مینویسد: فکر نمیکنم در سرزمین مقدس چنین کشاورزی عالی از غلات، درختان زیتون و باغهای میوه را همانند اشدود(نزدیک غزه) دیده باشم.

تبدیل «غزه» به «نوار غزه» به سال ۱۹۴۸ میلادی باز میگردد. زمان اعلام استقلال رژیم و اخراج ۷۰ درصد از ساکنان غزه... واقعهای که به «روز نکبت» مشهور است. کلمه نکبت اگرچه عربی است اما اولین بار توسط رژیم صهیونیستی و در اعلامیههایی استفاده شد که هواپیماهای ارتش اسرائیل در شهر الطیرا در نزدیکی حیفا با هدف ترغیب مردم فلسطین به تسلیم شدن و خروج از شهر از آسمان رها کردند! در نهایت پس از تعیین «خط سبز» در سال ۱۹۴۹، نوار غزه به شکل امروزی شد.

از این دوره «غزه» مقر اصلی پناهندگان شد. توفیق حداد؛ نویسنده فلسطینی مینویسد: «غزه یکی از معدود شهرهایی بود که از نکبت ۱۹۴۸ جان سالم به در برد...غزه به مقر پناهندگان فلسطینی تبدیل شد و اولین تلاشها برای تشکیل یک دولت ملی در آن به وقوع پیوست.» در این دوره عملیات یوآو به وقوع پیوست که در نتیجه آن جمعیت پناهجویان غزه از ۱۰۰ هزار نفر به ۲۳۰ هزار نفر افزایش یافت.

یکی از عاملین این عملیات مایکل گالانت؛ پدر یوآو گالانت، وزیر جنگ برکنارشده رژیم اسرائیل بود. در واقع او به خاطر این پیروزی بزرگ (آوارگی مردم فلسطین) نام نحس پسر خود را یوآو گالانت گذاشت و نقشه اخراج مردم غزه از همان دوره آغاز شد. یوآو گالانت مسیر پدر خود را ادامه داد. طبق سند وزارت اطلاعات رژیم صهیونیستی که سال گذشته به مطبوعات درز کرد. سران رژیم صهیونیستی در تلاش هستند تا کل جمعیت ۲.۳ میلیون نفری غزه را به شبه جزیره سینا در مصر انتقال دهند!

مردم فلسطین از همان دوره در مقابل اخراج اجباری ایستادگی کردند. تظاهرات گستردهای در غزه برپا شد و مردم شعار «بدون حل و فصل، بدون جابجایی، مامور آمریکایی» را سر میدادند. از آن طرف سران صهیونیست هم غزه را ملک پدری خود میدانستند! گلدا مایر؛ نخست وزیر رژیم در سال ۱۹۵۶؛ نوار غزه را بخشی جدایی ناپذیر از سرزمینهای اشغالی میدانست و مناخیم بگین رئیس وقت حزب حِروت هم میگفت: غزه به حق متعقل به اسرائیل است!

بین سالهای ۱۹۶۷ تا ۲۰۰۵ وضعیت «استعماری اولیه» در نوار غزه حاکم بود. چند هزار شهرکنشین صهیونیست حدود ۴۰ درصد از زمینهای قابل کشت و بخش بزرگی از منابع آبی را اشغال کرده بودند. کمی بعد آریل شارون، ۷۰۰۰ شهرکنشین را از غزه خارج و همزمان دهها هزار شهرک در کرانه باختری ساخت. نقشه همین بود! به قول ایال وایزمن؛ مدیر معماری فورسانیک: «خروج یکجانبه از غزه بخشی از منطق امنیت ملی بود! منطقی که میگوید: تداوم و تشدید خصومت و خشومت»

جنگ برای زندگی تا امروز هم ادامه دارد. امروز مردم غزه به خوبی میدانند معنای «خروج موقت» چیست. آنها به خوبی میدانند که پس از خروج «حق بازگشت» وجود نخواهد داشت. برای همین هم به رغم بیش از ۴۳ هزار شهید، همچنان پای کار ایستادهاند و همانطور که میبینیم زندگی بر ویرانههای منازل خود را به تسلیم سرزمینشان ترجیح میدهند.



پیام شما به ما