پس اگر آرايش از ويژگي ها و شعارهاي كفار باشد، به گونه اي كه شخص با انجام آن در عرف، هم شكل كافران محسوب شود، مشمول نهي در اين فقره بوده و مرتكب حرام خواهد شد. گويا نظر مقام معظم رهبري نيز دراين زمينه همين است. ايشان مي گويد: ملاك در حرمت تقليد از غرب از ن

شنبه ۲۶ دی ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
تشبه به کفار از منظر فقه
تشبه به کفار از منظر فقه اگر قسمت اول را نخوانده ايد اينجا حتما بخوانيد ب- دلايل خاص در زمينه تشبه به کفار در پوشش، رواياتي وارد شده که مهم ترين آنها مورد بحث قرار مي گيرند: حديث اول: عن ابي عبدالله(ع) قال: «اوحي الله عزوجل الي نبي من انبيائه قل للمومنين: لاتلبسوا لباس اعدائي و لاتطعموا طعام اعدائي و لاتسلکوا مسالک اعدائي فتکونوا اعدائي کما هم اعدائي»[16] در تهذيب، فعل ها به صورت غايب و به جاي «لاتسلکوا مسالک اعدائي «لايشاکلوا بمشاکل اعدائي» آمده است. امام صادق(ع) فرمود: خداوند به پيامبري از پيامبرانش وحي فرمود: به مؤمنان بگو که لباس دشمنان مرا نپوشيد و طعام دشمنان مرا نخوريد و راه هاي دشمنان مرا نپيماييد وگرنه در زمره دشمنان من به شمار خواهيد رفت. مرحوم خويي(ره) سند اين روايت را ضعيف شمرده است ،[17] ولي تضعيف او بجا نيست، زيرا اين حديث را شيخ صدوق(ره) در کتاب هاي[18] با سندهاي مختلف روايت نموده و نيز شيخ طوسي(ره) آن را در تهذيب[19] روايت کرده است. طريق شيخ صدوق در کتاب هاي من لايحضره الفقيه و عيون الاخبار گرچه ضعيف است ولي طريق او در کتاب علل الشرايع و نيز طريق شيخ در تهذيب معتبر است. در طريق شيخ صدوق در علل الشرايع، همه راويان صحيح و داراي توثيق خاص هستند مگر حسين بن يزيد نوفلي و اسماعيل بن ابي زياد سکوني که نوفلي توثيق خاص ندارد[20] و سکوني از عامه است،[21] ولي اين امر ضرري به اعتبار سند نمي رساند، زيرا نوفلي از رجال کامل الزيارات[22] و از ثقات تفسير علي بن ابراهيم[23] است. علي بن ابراهيم در مقدمه تفسيرش به وثاقت راوياني که در طريق احاديث تفسيرش واقع شده اند، تصريح کرده است[24] و ابن قولويه نيز در مقدمه کامل الزيارات تصريح به وثاقت راوياني نموده که در اسانيد آن واقع شده اند[25] به همين جهت کساني که در اسناد اين دو کتاب قرارگرفته اند، از جمله نوفلي، موثق به توثيق عام هستند. چنانکه مرحوم خويي(ره) همه کساني که در اسناد اين دو کتاب واقع شده اند را موثق مي داند[26] اما سکوني گر چه از عامه است ولي توثيق خاص دارد[27] و شيخ طوسي گفته است: طائفه اماميه به روايات او عمل نموده اند[28] بنابراين طريق شيخ صدوق در علل الشرايع معتبر است. طريق شيخ طوسي نيز همانند طريق شيخ صدوق معتبر است گرچه درآن علاوه بر نوفلي و سکوني، ابراهيم بن هاشم واقع شده که توفيق خاص ندارد؛ زيرا ابراهيم از ثقات تفسير فرزندش علي بن ابراهيم است به گونه اي که در طريق بسياري از احاديث آن واقع شده است[29] از اين روي بسياري از بزرگان فن، به وثاقت و صحت روايت ابراهيم تصريح نموده اند[30]پس حديث مورد بحث از نظر سند معتبر به شمار مي رود. دلالت حديث: عبارت «لاتلبسوا لباس اعدائي» نهي و ظهور درتحريم دارد[31]چنانکه شيخ حر عاملي نيز آن را حمل برتحريم نموده است .[32] در نتيجه آن دسته از پوشيدني هايي که از ويژگي ها و شعارهاي کافران است به گونه اي که پوشنده آن درعرف، پوشنده لباس آنان به شمار رود،مشمول نهي در عبارت ياد شده است و حرام خواهد بود. به نظر مي رسد اکنون کراوات و پاپيون در جامعه ما از همين مقوله هستند چنانکه برخي از فقهاي معاصر همانند آيه الله خامنه اي، آيه الله صافي و آيه الله مکارم، استفاده از آنها را جايز نمي دانند .[33] حديث دوم: عن ابي عبدالله (ع) قال: «کان اميرالمومنين(ع) يقول: لاتزال هذه الامه بخيرمالم يلبسوا لباس العجم و يطعموا اطعمه العجم فاذا فعلوا ذلک ضربهتم الله بالذل» [34] اين حديث در موضع ديگر محاسن برقي و نيز در وسائل الشيعه با يک جمله اضافي نقل شده که ارتباطي به موضوع بحث ندارد.[35] امام صادق(ع) فرمود: اميرالمومنين(ع) مي فرمود: اين امت مادامي که لباس عجم را نپوشند و خوراک هاي عجم را نخورند، پيوسته درخير هستند و هر گاه چنين کنند، خداوند براي آنها ذلت را مقرر خواهد کرد. سند حديث: اين روايت از نظر سند اشکال دارد؛زيرا در آن محمدبن خالد برقي و طلحه بن زيد واقع شده اند، طلحه بن زيد اگر چه از اهل سنت است[36] و توثيق خاص ندارد، ولي توثيق عام دارد. زيرا ازثقاوت صفوان است[37] و شيخ طوسي کتاب او را مورد اعتماد دانسته[38] ولي محمدبن خالدبرقي مورد اختلاف است. زيرا اين غضائري علامه حلي[39]، و نجاشي[40] او را تضعيف نموده و شيخ طوسي او را توثيق کرده است؛[41] اگر چه علامه حلي به قول شيخ طوسي اعتماد نموده و او را توثيق کرده است[42] ولي وجهي براي اين ترجيح به نظر نمي رسد؛ لذا سند حديث به لحاظ محمد بن خالد برقي اشکال دارد. دلالت حديث: گويا مقصود از عجم درحديث، کفار هستند، چنان که مرحوم کاشف الغطاء آن را متحمل دانسته و حديث را حمل برکراهت کرده است.[43] دقت در متن حديث نيز ما را به همين نکته رهنمون مي سازد؛ زيرا تعبيري مانند «لاتزال هذه الامه بخير» متناسب با کراهت است. بنابراين حديث، دلالت بر کراهت تشبه به کفار درپوشش دارد. در اين صورت صرف نظر از سند، طريق جمع ميان اين حديث و حديث معتبر پيشين، آن است که حديث پيشين را که دلالت برحرمت دارد، حمل بر موردي نماييم که تشبه دراموري باشد که از ويژگي ها وشعارهاي آنان است و اين حديث راحمل بر موردي نماييم که اين چنين نيست. حديث سوم: عن عائشه ان رسول الله (ص) کان لايترک في بيته شيئاً فيه تصليب الاقبضه.[44]. عايشه گفته است که:پـيامبر اکرم (ص) درخانه چيزي را که بر آن نقش صليب بوده، رها نمي-کرد مگراينکه آن را مي بريد. اين روايت از نظر سند ضعيف است؛ زيرا تنها درمنابع حديثي اهل سنت آمده و محدثين شيعه آن را روايت نکرده اند. 2- تشبه به کفار درآرايش دلايلي که از آنها تشبه به کفار در آرايش به دست مي آيد، نيز دو دسته اند: 1- دلايل عام همان دلايلي که درمسأله پوشش به صورت کلي بيانگر حرمت تشبه به کفار در برخي موارد بوده اند، درمورد آرايش نيز جاري مي شوند. 2- دلايل خاص حديث اول: روايت معتبر شيخ طوسي که پيش از اين در مسئله مربوط به پوشش مطرح شد، يکي از فقراتش شامل آرايش نيز مي شود: «اوحي الله عزوجل الي نبي من الانبياء قل للمومنين... و لا يشاکلو بمشاکل اعدائي».[45] برطبق اين فقره، خداوند به مؤمنان مي فرمايد: هم شکل دشمنان من نشويد. نهي دراين فقره، طبق قاعده، ظهور در حرمت دارد، چنان که شيخ حر عاملي نيز آن را حمل بر حرمت کرده است.[46] پس اگر آرايش از ويژگي ها و شعارهاي کفار باشد، به گونه اي که شخص با انجام آن در عرف، هم شکل کافران محسوب شود، مشمول نهي در اين فقره بوده و مرتکب حرام خواهد شد. گويا نظر مقام معظم رهبري نيز دراين زمينه همين است. ايشان مي گويد: ملاک در حرمت تقليد از غرب از نظر آرايش مو و مانند آن، شبيه شدن به دشمنان اسلام و ترويج فرهنگ آنان است که با اختلاف کشورها، زمان ها و اشخاص، متفاوت خواهد بود.[47] ترويج فرهنگ در کلام ياد شده، همان نحوه آرايش و مانند آن است و اين هنگامي است که از ويژگي هاي آنان باشد، به گونه اي که شخص با انجام آن شبيه کفار محسوب شود. حديث دوم: قال رسول الله(ص): ان المجوس جزوا لحاهم وفروا شواربهم و انا نجز الشوارب و نعفي اللحي وهي الفطره ،[48] مجوس ريش هاي خود را مي تراشيدند و سبيل ها را پرپشت مي گذاشتند؛ ولي ما سبيل هاي خود را مي تراشيم و ريش هاي خود را بلند مي گذاريم، روش ما مطابق فطرت است. اين روايت گرچه مرسله است ولي معتبر است، زيرا از مرسلات معتبر شيخ صدوق است؛ چرا که مرسلات او دو قسمند: اول: مرسلاتي که آنها را به طور جزم به معصوم نسبت داده است، مانند «قال اميرالمؤمنين کذا». دوم:مرسلاتي که آنها را به طور جزم به معصوم نسبت نداده بلکه گفته است «روي عنه عليه السلام». مرسلات دسته اول مورد اعتماد و قابل قبول هستند. [49] روايت مورد بحث جزو دسته اول است، زيرا شيخ صدوق آن را به نحو جزم به پيامبر(ص) نسبت داده و گفته «قال رسول الله(ص)»، پس اين حديث معتبر است؛ چرا که از صدوق جدا بعيد است خبري که نزد او موثق نباشد و رواياتش صحيح نباشند را به نحو جزم به معصوم نسبت دهد؛ با اين که نهايت احتياط و کمال دقت را در اسناد داشته است. وانگهي خود صدوق در کتابش به نحو عام اين گونه اخبار را صحيح شمرده است؛ او در مقدمه کتابش گفته است: رواياتي را در اين کتاب مي آورم که بر طبق آنها فتوي داده و حکم به صحت آنها مي نماييم و ميان خود و پروردگارم آنها را حجت مي دانم.[50] بنابراين، روايت مورد بحث و امثال آن که به طور جزم به معصوم نسبت داده شده اند، در تصحيح عام شيخ صدوق، قدر متيقن بوده و معتبر مي باشند. اما از حيث دلالت: گويا مرحوم خويي(ره) دلالت اين حديث را بر حرمت تشبه به مجوس تمام مي داند ولي مي گويد: «فرار از تشبه نياز به انجام هر دو مورد ندارد، بلکه با فعل يکي از آن دو نيز محقق مي شود.[51] بدين معني اگر کسي ريش و سبيل، هر دو را بلند بگذارد يا هر دو را بتراشد، از تشبه به مجوس خارج مي شود. حديث سوم: قال رسول الله(ص): حفوا الشوارب واعفوا اللحي و لا تشبهوا باليهود،[52] سبيل هاي خود را کوتاه و ريش هاي خود را بلند نگه داريد و خود را شبيه يهود مگردانيد. اين حديث از نظر سند همانند حديث پيشين است بدين معني که از مرسلات معتبر شيخ صدوق است؛ زيرا آن را به نحو جزم به معصوم نسبت داده است. دلالت: در عبارت «ولا تشبهوا باليهود» احتمال مي شود مربوط به بلند کردن سبيل و تراشيدن ريش باشد و احتمال مي رود، فقط مربوط به بلند نمودن بيش از حد ريش باشد. به اين معني که ريش ها را بلند نگه داريد. ولي همانند يهود نباشيد که ريش ها را بيش از حد (يک قبضه) بلند مي کنند. دقت در متن حديث، احتمال دوم را تأييد مي کند؛ چنانکه محدث فيض کاشاني با بررسي واژه هاي حديث به اين نتيجه رسيده[53] و برخي از محققان نيز آن را پذيرفته اند.[54] در نتيجه نهي در « ولا تشبهوا باليهود » حمل بر کراهت مي شود؛ زيرا جمله «واعفوا اللحي» که به انبوه گذاشتن ريش امر مي کند، براي استحباب است.[55] پس وحدت سياق اقتضا دارد که جمله «ولاتشبهوا باليهود» حمل بر کراهت شود. قابل ذکر است که ممنوعيت تراشيدن ريش، دلايل ديگري همانند روايت صحيح بزنطي[56] و سيره قطعيه متدينين که متصل به زمان پيامبر(ص) است.[57] حديث چهارم: قال رسول الله(ص): غيروالشيب ولا تشبهوا باليهود والنصاري[58] پيامبراکرم(ص) فرمود: موهاي سپيد خود را (با خضاب) تغيير دهيد و خود را شبيه يهود و نصاري نسازيد. سند حديث از جهات متعدد اشکال دارد و ضعيف است، ولي در نهج البلاغه[59] آمده است که از امام علي(ع) درباره اين سخن پيامبر(ص) که فرمود: «غيروالشيب ولاتشبهوا باليهود» سؤال شد، امام (ع) فرمود: پيامبر(ص) اين سخن را هنگامي فرمود که پيروان اسلام اندک بودند؛ اما اکنون که اسلام گسترش يافته و استوار شده است، هرکس آنچه را دوست دارد، انجام دهد. از روايت فوق به دست مي آيد که نهي پيامبر(ص) از تشبه به يهود در عدم خضاب موي سفيد، صرفا به خاطر تشبه به آنان نبوده؛ بلکه براي دفع توهم ضعف پيروان اسلام درمقابل کفار بوده است؛ لذا پيامبر(ص) به پيروان دستور داده بودند موهاي خود را خضاب نمايند تا در ديدگان دشمنان پير جلوه نکنند. 3- تشبه به کفار در آداب و رسوم دلايلي که از آنها حکم تشبه به کفار در آداب و رسوم به دست مي آيد نيز دو دسته اند: الف) دلايل عام همان دلايلي که در مسئله پوشش به صورت کلي بيانگر حرمت تشبه به کفار در برخي موارد بوده اند، در مورد آداب و رسوم نيز جاري مي شوند. ب) دلايل خاص حديث اول: حديث معتبر شيخ صدوق که پيش از اين درمسئله پوشش مطرح شده بود، يکي از فقراتش مربوط به آداب و رسوم است: اوحي الله عزوجل الي نبي من انبيائه قل للمومنين... ولاتسلکوا مسالک اعدائي.[60] نهي درعبارت «لاتسلکوا مسالک اعدائي» شامل آداب و رسومي مي شود که از ويژگي ها و شعارهاي کفار است؛ در صورتي که شخص آن را زي خود قرار دهد به گونه اي که در عرف، طي کننده طريق آنها شمرده شود و نهي، ظهور در حرمت دارد [61] چنان که شيخ حر عاملي نيز آن را حمل بر حرمت نموده است.[62] پس طبق اين حديث، تشبه به کفار در آداب و رسوم آنها، بر وجهي که ذکر شد حرام خواهدبود. حديث دوم: قال الصادق(ع): «الاکل عند اهل المصيه من عمل الجاهليه والسنه البعث اليهم بالطعام کما امر به النبي في آل جعفربن ابي طالب لما جاء نعيه»[63] امام صادق(ع) فرمود: غذاخوردن نزد صاحب عزا از کارهاي اهل جاهليت است، سنت آن است که غذا براي آنها فرستاده شود چنانکه پيامبر(ص) درباره آل جعفر ابن ابي طالب، هنگامي که خبر شهادتش رسيد، چنين دستوري صادر فرمود. اين حديث از مرسلات معتبر شيخ صدوق است، زيرا آن را به طور جزم به معصوم(ع) نسبت داده است چنان که پيش از اين گفته شد، چنين مرسله اي معتبر است. از دقت در متن حديث به دست مي آيد که حديث درمقام تحريم نيست، بلکه دلالت بر کراهت دارد؛ زيرا فقره دوم که مي گويد: «السنه البعث اليهم بالطعام» ظهور در استحباب دارد، پس مراد از فقره اول که نقطه مقابل آن مي باشد، کراهت است. حديث سوم: قال ابوعبدالله(ع): «اکنسوا افنيتکم ولاتشبهوا باليهود»[64] ، حياط منازل خود را جارو کنيد و مانند يهود نباشيد. سند اين حديث معتبر است، گرچه در آن، سعدان بن مسلم واقع شده است؛ زيرا او از ثقات تفسير علي بن ابراهيم[65] و نيز از رجال کامل الزيارات است[66] و چنان که پيش از اين گفته شد، کساني که در اسناد اين دو کتاب واقع شده اند موثق به شمار مي روند؛[67] امر در «اکنسوا افنيتکم)، به معناي وجوب نيست، لذا نهي در «ولاتشبهوا باليهود» که مربوط به آن است، به معناي کراهت خواهدبود. يادآوري: 1- دلالت برخي روايات بر کراهت تشبه به کفار در مواردي مانند پوشيدن لباس عجم، غذا خوردن نزد صاحب عزا و عدم نظافت حياط منزل، منافاتي با ادله ي حرمت تشبه به کفار ندارد؛زيرا: اولاً: خروج برخي افراد از تحت ادله ياد شده، ضرري به ساير موارد نمي رساند؛ چنان که مقتضاي عام و خاص همين است. ثانياً: همان گونه که پيش از اين گفته شد، ادله حرمت تشبه به کفار مربوط به مواردي است که تشبه به کفار در اموري باشد که ازويژگي ها و شعارهاي آنان است، به گونه اي که شخص با انجام آنها، متلبس به لباس کافران يا هم شکل آنان و يا طي کننده راه آنان به شمار رود. پس جمع ميان ادله، اقتضا دارد که روايات دال بر کراهت را حمل بر موردي نماييم که تشبه به کفار در اين حد نباشد، چنان که دقت در برخي از اين روايات نيز ما را به اين نکته رهنمون مي سازد. 2- همان گونه که مباحث گذشته نشان مي دهد، تشبه به کفار مربوط به اموري است که در عرف، از ويژگي ها و شعارهاي آنان به شمار رود، به نحوي که پيش از اين ذکر شده است؛ روشن است که اين امر با اختلاف زمان ها و مکان ها متفاوت خواهد بود. بنابر اين اگر عملي در کشوري از ويژگي هاي کفار به شمار رود و در کشور ديگر چنين نباشد، حکم آن در آن دو کشور متفاوت خواهد بود و همچنين اگر عملي در زماني از ويژگي هاي کفار باشد ولي پس از آن طوري ميان مسلمانان رواج يابد که ديگر از ويژگي هاي آنان محسوب نشود، حکم تشبه به کفار را ندارد. 3- همان گونه که دلايل پيشين نشان مي دهد، حرمت تشبه به کفار مربوط به اموري مانند پوشش، آرايش و آداب و رسوم زندگي است؛ پس مسايل علمي و صنعت و مانند آن، مشمول دلايل يادشده نيستند. 4 - تشبه به کفار با توجه به آثار و عواقب آن آنچه تاکنون مورد بحث قرار گرفت، تشبه به کفار با صرف نظر از آثار و عواقب آن بوده است. اکنون مساله تشبه به کفار با توجه به آثار و عواقب آن با رعايت حجم مقاله مورد بررسي قرار مي گيرد. مقصود از آثار و عواقب، مفاسدي است که برعمل تشبه مترتب مي شود. مانند اين که تشبه به کافران، موجب سلطه آنان بر مسلمانان در زمينه سياسي، نظامي، اقتصادي و مانند آن شود. بدين نحو که مثلا تشبه مردم به کفار در سطح گسترده، براي کفار توهم همراهي مردم با آنان را ايجاد نمايد و زمينه حمله نظامي آنها را فراهم سازد. يا آن که تشبه به کفار در انظار جهاني، به معني اعراض مردم از حکومت اسلامي تلقي شود و موقعيت دولت اسلامي در روابط بين المللي تضعيف شود و يا آن که بر تشبه به کفار، مفاسد اجتماعي مترتب باشد و يا آنکه موجب ترويج دين کافران گردد. در اين گونه موارد، علاوه برحکم تشبه به کفار، عنوان حرام ديگري نيز بر آن مترتب مي شود. براي توضيح مطلب، از ميان آثار و عواقب مورد اشاره، مساله سلطه به عنوان نمونه مورد بررسي قرار مي گيرد. خداوند متعال فرمود: «ولن يجعل الله للکفافرين علي المومنين سبيلاً»[68] خداوند هرگز براي کافران، بر مؤمنان راهي (براي تسلط) قرار نداده است. «سبيل» نکره در سياق نفي و افاده عمومي مي کند؛ بدين معني که در شريعت اسلامي براي کافران، هيچ راه تسلطي بر مسلمانان قرارداده نشده است. از اين روي با اين آيه، بر عدم جواز تسلط کفار بر مسلمانان در تمام زمينه ها مي توان استدلال کرد ؛[69] چنان که فاضل مقداد مي گويد: فقها با اين آيه بر مسائل متعددي استدلال مي کنند. آنگاه خود، نه مساله را برشمرده و در پايان گفته است: به طور کلي هر چيزي که موجب دخول مسلمان در ملک کافر يا موجب سلطه کافر بر مسلمان گردد، به دليل آيه ياد شده باطل است.[70] بنابر اين چنانچه تشبه به کفار، موجب سلطه آنان بر مسلمانان گردد، عمل تشبه، تعاون بر اثم بوده و از اين بابت نيز مصداق حرام خواهد بود. خداوند متعال فرموده است: «و لاتعاونوا علي الاثم و العدوان»،[71] در گناه و تعدي دستيار هم نشويد. تنظيم براي تبيان حسن رضايي گروه حوزه علميه [16] - (صدوق، فقيه، 1،25؛ علل الشرايع، 348؛ تهذيت،6، 172؛ حر عاملي، 3، 279 [17]- (مصباح، 1، 411 [18] - (من لايحضره الفقيه، 1، 252؛ علل الشرايع، 348؛ عيون الاخبار، 1، 26 [19] - (6،172 [20] - (اردبيلي 1/258 [21] - (همان1، 19؛ علامه حلي، خلاصه، 316 [22] - (تجليل 213 [23] - (قمي 1/388 و 2/342 [24] - (1، 4 [25] - (73 [26] - (مستند العروه، نکاح2، 260 [27] - (تجليل71 [28] - (عده الاصول 1، 149 [29] - (قمي 1/02و... - تجليل 226 [30] - (ابن طاوس 158؛مامقاني 5، 38؛ تجليل 5 و 6 و 226و 390 [31] - (مظفر 1، 102؛ آخوند خراساني 149 [32] - (3، 278 [33] - (محمودي 2/68 [34]- (برقي 2/014 [35]- (برقي 2/044- حر عاملي 3/653 [36] - (شيخ فهرست 941 [37] - (تجليل 176 [38] - (فهرست، 149 [39] - خلاصه 732 [40] - (533 [41] - (رجال، 363 [42] - (خلاصه، 237 [43] - (1، 302 [44] - (احمدبن حنبل 6/732-دارمي 2/972-متقي هندي 4/431 [45] - (تهذيب 6، 271 [46] - (3، 872 [47] - (2، 201 [48] - (صدوق، فقيه، 1/031، حرعاملي 1/324 [49] - (امام خميني، بيع 2، 864 [50] - (فقيه، 1،3 [51] - (مصباح، 1،904 [52] - (صدوق، فقيه1، 031؛حرعاملي 1، 324 [53] - (6،756) [54] - (بحراني 5، 065؛ خويي، مصباح1، 904) [55] - (خويي، مصباح1، 904 [56] - (حرعاملي، 1/914 [57] -(خويي، مصباح1، 214 [58] - (حرعاملي، 1/104 [59] - (4901 [60] - (علل الشرايع، 843؛ حر عاملي، 3، 972 [61] - (مظفر1، 201، آخوند خراساني 941 [62] - (3، 872 [63]- (صدوق، فقيه1، 281؛ حرعاملي، 2، 988 [64] - (کليني 6، 135؛ حرعاملي، 3، 175 [65] - (قمي1، 03 [66] - (ابن قولويه،332 [67] - (خويي، مستندالعروه، نکاح،2، 062 [68] - (نساء 141 [69]- (محقق اردبيلي، زبده 855 [70]- (2، 44 [71]- (مائده /2

پربازدیدها

پربحث‌ها