بعضی از توصیه‏ها و سفارشهای استاد قرائتی بعد از حدود 30 سال تجربه تبلیغی، کلاسداری و سخنرانی و سفر به بیش از 30 کشور دنیا و اغلب شهرهای ایران برای طلاب علوم دینی

چهارشنبه ۲ دی ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
قرائتی از قرائتی
نگاهي به توصيه‏هاي استاد قسمت اول را اينجا ببينيد تمام لينک هاي صوتي استاد قرائتي بعضي از توصيه‏ها و سفارشهاي استاد قرائتي بعد از حدود 30 سال تجربه تبليغي، کلاسداري و سخنراني و سفر به بيش از 30 کشور دنيا و اغلب شهرهاي ايران براي طلاب علوم ديني اين گونه است: 1. خوب درس خواندن و اينکه خود را به درياي بي‏کران قرآن، سنت و فقه و اصول برسانند و بدانند که نبايد در همه چيز مثل علماء قديم باشند؛ زيرا به جهت نيازها و سؤالات امروزِ نسل نو، بايد مطلب جديدي را فرا گيرند و از خير بعضي بحثهاي غير مفيد که براي امروز کارايي ندارد، بگذرند؛ 2. از ابتداي شروع درسهاي حوزه، انس با قرآن و استفاده هر چه بيشتر از آيات را در امر تبليغ در متن فعاليتها و امور روزمره خود قرار دهند؛ 3 . روان و آسان براي مردم سخن بگويند. البته روان‏گويي غير ازسست گويي است؛ همان گونه که پيامبران و ائمه عليهم‏السلام با استدلال محکم و قوي، ولي به زبان قوم با مردم سخن مي‏گفتند؛ 4 . در سخنراني، با مردم آرام صحبت کنند و داد نزنند؛ زيرا با آرامش و نرمي و ذکر مثال و حتي خنده، مطالب راحت‏تر فهميده و مقبول واقع مي‏شود؛ 5. لازم نيست چند شب و يا يک دهه در باره يک مطلب بحث کنند؛ زيرا مستمعين مختلف‏اند و نيازهاي گوناگوني دارند. بنابراين، بهتر است در يک جلسه، از مطالب گوناگون و متنوع و مورد نياز صحبت کنند؛ 6 . براي سخنراني و کلاسداري حتما مطالب از قبل تنظيم شده باشد و گاهي از روخواني بعضي از متنها به هنگام سخنراني خجالت نکشند و ترس نداشته باشند که بگويند فلاني بي‏سواد يا کم‏سواد است؛ 7 . سعي کنند مختصر و مفيد صحبت کنند. به خصوص اگر نمي‏توانند جلسه را شاداب نگه‏دارند، بيش از 20 دقيقه سخنراني نکنند؛ 8 . بايد با عمل خود به مردم آموزش دهند؛ 9 . قيافه و لباس و برخورد آنان کاملاً معمولي و عادي باشد تا جلب توجه نکرده، باعث حواس‏پرتي نشوند؛ 10 . وقت و زمان کلاس و سخنراني مناسب باشد. به عنوان مثال در پادگان، سربازي که صبح تا ظهر تمرين نظامي داشته و ظهر هم غذاي ساده و يا غير مطلوب خورده است و عصر بخواهند او را نصيحت کنند، بديهي است که زمينه پذيرش وجود ندارد و نتيجه معکوس خواهد داد؛ 11 . فقط به سخنرانيهاي عمومي تکيه نکنند و بدانند که برخوردهاي مناسب خصوصي با بعضي افراد، داراي آثار و برکات ويژه و فوق العاده‏اي است که بايد از آن غفلت نکنند؛ 12 . سعي کنند مطالب را به صورت تخصصي و مناسب با هر قشر و صنفي دسته بندي کرده، ارائه دهند؛ مثلاً براي دانشجويان پزشکي آيات و روايات مربوط به بهداشت، براي دانشجويان حقوق آيات و روايات حقوقي، و براي دانشجويان نظامي آيات و روايات جنگ و جهاد را بازگو کنند. روش تدريس در پايان بايد از همه مهم‏تر به روش تدريس و تبليغي استاد قرائتي ـ حفظه الله ـ اشاره کنيم که بر چند رکن استوار است؛ از جمله: 1 . استفاده به جا و مناسب از آيات قرآن؛ 2 . استفاده به جا و مناسب از روايات و احاديث معصومان عليهم‏السلام ؛ 3 . ذکر خاطرات و داستانهاي آموزنده و تاريخي؛ 4 . بيان مثالها و تمثيلات جالب و جاذب؛ 5 . بازگو کردن لطيفه‏ها و طنزهاي پسنديده؛ 6 . استفاده کاربردي از عرفيات و مسائل مورد ابتلاء مردم؛ 7 . ذکر تجارب شخصي و تجارب ديگران؛ 8 . بيان مسائل علمي. يک خاطره و يک تمثيل از استاد استاد در يکي از خاطرات خود مي‏گويد: «در خدمت علامه طباطبايي بودم. از ايشان پرسيدم که قرآن مي‏فرمايد: «اِنَّمَا يَخْشَي اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ»؛ «از بين بندگان خدا تنها آنها که عالم و دانايند خداترسند.» در حالي که من در اول تحصيل و طلبگي‏ام که عبادت مي‏کردم، حال بهتري داشتم. هر چه علمم بيشتر شد، حال و توجهم کمتر شده است. دليلش چيست؟ ايشان فرمودند: دليلش اين است که اينها که خوانده‏اي، علم حقيقي نبوده است؛ چون امير المؤمنين عليه‏السلام مي‏فرمايند: «ثَمَرَةُ الْعِلْمِ اَلْعِبَادَةُ؛ ثمره علم، عبادت و بندگي خداست.» پس علم واقعي آن است که هر چه بيشتر مي‏شود، خشوع و تواضع و ادب انسان نيز بيشتر مي‏شود، حال اگر ديديم دانش‏آموز و دانشجو هر چه علمش بيشتر مي‏شود، ادب و تواضعش نسبت به استاد و پدر و مادر و ديگران کمتر مي‏گردد، معلوم مي‏شود علمي که خوانده، حقيقي و خداپسند نبوده است.» يکي از تمثيلات زيباي ايشان در جواب اين سؤال است که چگونه خداوند که صاحب فضل و رحمت است، بندگانش را به قهر و کيفر مي‏گيرد؟ ايشان پاسخ مي‏دهند: «اقيانوسي که آب فراواني دارد، اگر شما بطري در بسته‏اي را در آن بيندازيد، قطره‏اي از آب اين اقيانوس در اين بطري وارد نمي‏شود. در اينجا سؤال اين است که آيا اشکال از اقيانوس است يا از بطري؟ انسانهايي هستند که تمام راههاي هدايت را به روي خود بسته‏اند و اين انسانها از خود جمادي ساخته‏اند که به گفته قرآن کريم، سنگ و سخت‏تر از سنگ‏اند: «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ فَهِيَ کَالْحِجَارَةِ اَوْ اَشَدُّ قَسْوَةً». بنابراين، محروم شدن اين گروه از فضل الهي به جهت بستن درهاي هدايت به روي خودشان است و نه به جهت کم بودن فضل و رحمت الهي.» تنظيم براي تبيان حسن رضايي گروه حوزه علميه مبلغان » شماره 77 (صفحه 83)

پربازدیدها

پربحث‌ها