شهيد آيه الله دكتر مفتح در زمره عالمانى است كه عمر شريف خويش را در راه احياى معارف اسلامى و نشر فرهنگ اهل بيت به كار گرفته و در سنگرهاى گوناگون به ستيز با جهل و تباهى و ستم پرداخته اند

سه‌شنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
مفتاح دین
مفتاح دين اشاره ولادت تحصيلات پرتو انديشه اشاره شهيد آيه الله دکتر مفتح در زمره عالمانى است که عمر شريف خويش را در راه احياى معارف اسلامى و نشر فرهنگ اهل بيت به کار گرفته و در سنگرهاى گوناگون به ستيز با جهل و تباهى و ستم پرداخته اند. آن اسوه فضيلت براى آنکه دانشگاه را از تهاجم فرهنگى استعمار و علفهاى هرز طاغوتى نجات دهد، چشمه هايى از ارزشهاى والاى دينى را در اين کانون انديشه جارى ساخت و در عصرى که نغمه جدايى دين از دانش ساز گرديده بود و شب پرستان کوردل با تبليغات نفاق افکنانه خويش بذر تنافر و ضديت بين حوزه دانشگاه مى پاشيدند، نامبرده اين دو کانون را به هم پيوند داد و فرهنگ حاکم بر دانشگاه را که ارمغان غرب بود متحول ساخت و باورهاى دينى را بر فضاى آن حاکم نمود و به مصداق " زکاه العلم نشره" جرعه هايى از انديشه هايى را که در حوزه آموخته بود به کام دانشجويان شيفته فضيلت سرازير نمود. اين نوشتار گذرى دارد بر زندگى و آثار آن شهيد دانشمند. ولادت روحانى فرزانه و عالم متعهد مرحوم حاج شيخ محمود مفتح از واعظان مشهور همدان بود در نهايت اخلاص و صداقت روزگار مى گذراند و چون وى در ادبيات عرب و فارسى تبحر داشت، اشعار زيادى در مدح و منقبت و رثاى اهل بيت سروده که ضمن زيبايى هاى لفظى از مضامين عالى و تاريخ صحيح ائمه و احاديث معتبر سرچشمه گرفته بود. وى علاوه بر سخنورى و وعظ در حوزه علميه همدان به تدريس مشغول بود. در سال 1307 ش. در خانه چنين اديب فاضل و وارسته فرزندى ديده به جهان گشود، که او را محمد ناميدند. دانش طلبى در سايه معنويت و تربيت و در پرتو فضيلت از همان دوران صباوت، حلاوت جان اين کودک گرديد. او روى آوردن به علم و آراسته گرديده به صفاتى پسنديده را از پرى عالم و مادرى نيکو سرشت در کلاس با صفاى خانواده آموخت، از هفت سالگى پايش به مدرسه گشوده شد و در زمينه ادبيات از پدر اديب و شاعر خويش بهره مند گرديد. تحصيلات شهيد مفتح پس از فراگيرى مقدمات علوم عربى، فقه و بخشى از منطق نزد پدر و اساتيد وقت حوزه همدان به سال 1322 ش. به آشيانه اهل بيت - قم مقدس- مهاجرت نمود و در مدرسه دارالشفاء و در حجره اى محقر و نمناک اقامت گزيد و همچون ديگر جويندگان معارف دينى با جديت و اهتمامى در خور اهميت به کسب علوم و مکارم پرداخت . ذوق سرشار و استعداد عالى به همراه کوشش پرجوش و وجود اساتيد برجسته سبب آن گرديد تا مفتح به صور شگفت انگيز و شايان توجهى دروس حوزه از جمله رسائل، مکاسب و کفايه را طى سالهاى 1324 - 1322 ش. فرا گيرد و خود در زمره اساتيد حوزه علميه قم قلمداد گردد. ايشان عرفان و دروس خارج فقه و اصول را در عالى ترين سطح نزد رهبر کبير انقلاب حضرت امام خمينى (ره) فرا گرفت. مرحوم مفتح علاوه بر روابط شاگردى و استادى، با امام پيوندى صميمانه داشت و آن روح قدسى به ايشان علاقه و عنايت داشتند و در مدتى که امام امت در نجف به سرمى بردند وى به طريقى با رهبر و اسوه خويش ارتباط برقرار کرد. پيامى که حضرت امام به مناسبت شهادت اين دانشور ارزشمند صادر نمودند، مبين اين رابطه است . (1) دکتر مفتح در آن اختناق خطرناک رژيم ستم شاهى، چه در برنامه هاى علمى و پژوهشى و چه جلسات سخنرانى و تلاشهاى تبليغى اصرار و ابرام داشت که نام امام خمينى (قدس سره) مطرح شود و در مسجد قباى تهران صريحا و بدون هيچگونه واهمه اى در سالهاى قبل از انقلاب نام آن بزرگوار را بر زبان جارى مى ساخت. دکتر مفتح بخشى از کتاب رسائل شيخ انصارى را نزد آيه الله مجاهد تبريزى و دروس خارج خصوصا بخشى از اصول را در محضر آيه الله العظمى بروجردى (ره) فرا گرفت. همچنين در فلسفه و حکمت نزد فيلسوف جليل القدر، اما مجهول القدر علامه طباطبائى تلمذ نمود. مدتى از محضر فقيه اهل بيت عليهم السلام آيه الله العظمى سيد محمد رضا گلپايگانى (ره) استفاده کرد. بخشى از دروس فلسفه و عرفان را نزد آيه الله حاج ميرزا ابوالحسن رفيعى اصفهانى آموخت. آيه الله سيد محمد حجت پرتوى از انديشه هاى فقهى خود را به اين شاگرد وارسته انتقال داد. دکتر مفتح به موازات علوم حوزوى تحصيلات دانشگاهى را پى گرفت و به دريافت مدرک دکترا در رشته الهيات و معارف اسلامى نائل آمد. در فقه نيز آنچنان تبحرى بدست آورد که عنوان با صلابت اجتهاد را برازنده خويش ساخت. پايان نامه تحصيلى وى در مقطع دکترا با عنوان حکمت الهى در نهج البلاغه بدليل ژرفايى مطالب و عمق مفاهيم با درجه بسيار خوب مورد قبول دانشگاه واقع شد. (2) پرتو انديشه دکتر مفتح پس از درک محضر اساتيد وقت حوزه و کسب معارف اسلامى در سطوح عالى، بعد از اندک مدتى خود به تدريس کتاب منظومه حاج ملا هادى سبزوارى پرداخت و در شرح و توضيح اين اثر مطالبى را تحت عنوان "روش انديشه" به رشته تحرير در آورد که در حوزه اشتهار يافت. (3) وى از ابتداى تدريس در دبيرستان دين و دانش قم به روشن نمودن اذهان دانش آموزان در خصوص مباحث دينى و سياسى و اجتماعى پرداخت و با همکارى شهيد مظلوم دکتر بهشتى و حضرت آيه الله خامنه اى به مناسبت تقويت پيوند دانش آموزان، فرهنگيان و دانشجويان با روحانيون اقدام به تأسيس کانون اسلامى دانش آموزان و فرهنگيان در قم نمود. اين کانون اولين مجتمع اسلامى زنده بود که در آن گروههاى مختلف جمع مى شدند و جلوه اى بود از هماهنگى همه قشرهاى جامعه بر محور اسلام عزيز و بينش پر جوشش اسلامى. (4) دبيرستان دين و دانش پايگاه مهمى براى تلفيق دين و سياست و نيز مرکزى براى انس دين و دانش بود تا از اين رهگذر نسل جوان با معارف دينى آشنا شده و طلاب حوزه با مسائل روز ارتباط يابند و وحدت ميان روحانيت و اقشار فرهنگى تحقق يابد. به لحاظ مقبوليت و محبوبيتى که شهيد مفتح بين طلاب و دانش آموزان کسب کرده بود، ساواک جهنمى با آن تشکيلات عريض و طويل به وحشت افتاد و براى خنثى کردن فعاليت هاى وى به کيدى ضعيف دست زد و شهيد مفتح را سال 1347 از آموزش و پرورش اخراج و به نواحى بد آب و هواى جنوبى تبعيد نمود. در سال 1348 که زمان تبعيد آن شهيد بزرگوار به سر رسيد و بايد به قم باز مى گشت از ورود نامبرده به اين شهر مقدس جلوگيرى کردند و او را ناگزير به اقامت در تهران نمودند. (5) شهيد مفتح عقيده داشت براى تحول در انديشه هاى مردم لازم است که آنان را از دره نادانى به قله آگاهى رسانيد، به عقيده وى هر مسلمان علاقمند و وظيفه شناس بايد در دو جبهه مبارزه کند، در يک جبهه با دشمنان اسلام و در جبهه اى ديگر با جهل و خرافه پرستى. وى با اينکه يکى از برجسته ترين اساتيد حوزه و دانشگاه بود و در اين دو پايگاه حساس و نيز در دبيرستانهاى قم به تدريس مشغول بود، به منظور آگاهى دادن به توده مردم و بيدار کردن و به حرکت درآوردن آنان تلاشهاى وسيع داشت و به هيچ عنوان برنامه هاى تبليغى خود را رها نمى کرد، خصوصاًَ در ايام ماه مبارک رمضان، محرم و صفر در نقاط مختلف کشور اين فعاليت او مضاعف مى گشت. در ايام تبعيد که در زاهدان اقامت داشت از وعظ و ارشاد مردم غافل نبود. دکتر مفتح مسافرتهاى تبليغى خود را به منبرهاى افشاگرانه و روشنفکرانه تبديل ساخته بود و سخنانش بدليل آنکه تأثير عميق و وسيعى در اذهان و افکار مردم داشت و براى دستگاه سفاک پهلوى خطر آفرين بود، بارها از سوى ساواک باز داشت گرديد و سخنرانى هايش تعطيل مى شد. وى در شهرهاى مختلفى از جمله آبادان، اهواز، خرمشهر، دزفول، اصفهان، شيراز، کرمان، بندرعباس، زاهدان، همدان، کرمانشاه، سارى، بابل، املش، آمل، چالوس، مشهد و... تلاشهاى تبليغى وسيعى داشت. از تلاشهاى ديگر اين شهيد والا مقام مى توان تأسيس جلسات علمى اسلام شناسى را نام برد. اين مجمع، فعاليت وسيعى را به منظور شناساندن چهره اصلى اسلام شروع کرد و طى آن فضلا و نويسندگان حوزه علميه، آثارى را که در زمينه هاى گوناگون اسلام شناسى نوشته بودند مطرح کرده و پس از نقد و اصلاحهايى مورد لزوم با مقدمه اى که دکتر فتح بر آنها مى نوشت، به چاپ رسانده و در اختيار عموم مشتاقان انديشه هاى ناب اسلامى قرار مى دادند. از آنجا که ساواک به نقش موثر اين مجمع در شناساندن اسلام و معرفى حقايق تشيع پى برده بود، به تعطيل کردن آن اقدام کرد و تنها اين مجمع توانست به تأليف و يا ترجمه سيزده جلد کتاب اقدام کند. (6) دکتر مفتح با همکارى شهيد بهشتى فعاليت تحقيق ديگرى را در قم آغاز کرد و با ترتيب دادن جلسات سخنرانى در مسجد رضوى قم از اساتيدى چون شهيد مطهرى خواست تا در اين برنامه شرکت کرده و به حاضران رهنمود بدهند، که شهيد مظلوم دکتر بهشتى ضمن مصاحبه اى به اين تلاش تحقيقى اشاره کرده است. (7) در اين جلسات تحقيقى آيه الله محمد رضا مهدوى کنى و آيه الله سيد عبدالکريم موسوى اردبيلى شرکت داشتند و با استفاده از منابع اصيل اسلامى به تحقيقات ارزنده و عميقى دست زده بودند که بعد از پيروزى انقلاب اسلامى بدان سبب که هر يک از اين افراد در مشاغل عالى مشغول کار بودند ، فرصت استمرار اين کار پيش نيامد. ---------------------------------------------------------------------- 1ـ مصاحبه با آيه الله دکتر بهشتى، ويژه نامه شهيدان، روزنامه جمهورى اسلامى 27 آذر 1359 - ص 12. 2ـ فرازهايى از زندگى شهيد دکتر مفتح، ص 5. 3ـ مجله اعتصام، شماره 32 ، ص 261. 4ـ فرازهايى از زندگى شهيد دکتر مفتح، ص 6 - 5. 5ـ آيات اصل اعتقادى قرآن، شهيد مفتح، ص 55. 6ـ افکار شهيد مفتح، ص 9. 7ـ ويژه نامه شهيدان، روزنامه جمهورى اسلامى 27 آذر 1359. نويسنده:غلامرضا گلي زواره تهيه و تنظيم: فريادرس گروه حوزه علميه

پربازدیدها

پربحث‌ها